نیمهشعبان تنها یک شب نیست؛ نقشهٔ راه دلهایی است که برای ظهور میتپند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، هوا کمی سرد است، اما بوی خوش انتظار در کوچه پس کوچههای قم پیچیده است. شهر، لباسی نو بر تن کرده؛ پرچمهای سبز و ریسههای رنگی، نماهای آجری را آراستهاند. اینجا، در آستانه نیمهشعبان، هر سنگفرش و هر دیواری زمزمهکننده نام «مهدی» است. هوای محله، دیگر بوی روزهای عادی را نمیدهد. بوی خوش نانِ تازه، ادویهی زردچوبه در دیگهای نذری، و عطر گلابِ پاشیده بر شیرینیهای نذری، کام شهر را شیرین کرده است. اینجا، در آستانهی نیمهشعبان، چهرهی مهربان و بیتکلف مردم نمایان شده تا عشق و ارادت خود را نشان دهند.
در نیمه شعبان امسال، گویی پیغامی آسمانی بر دلهای مردم نشسته و انگار خبری در راه است. کوچههایی که روزگاری تنها گذرگاه بودند، اینک به تابلویی زنده از عشق بدل شدهاند. مردم به ندای دل و عاشقانه نمای کوچه و محلههای خود را آراستهاند؛ ریسههای رنگی بستهاند و پرچمهای سبز بر درب خانههای خود آویزان کردهاند.
نقش مردم در این روزها، نقشی فراتر از تزئین است؛ نقشی زنده و همدلانه. آنها نگهبانان بیادعای حریم انتظارند. پیرمردی با دستانی لرزان، گلدانها را نظم میبخشد، حال آنکه چشمانش از اشک شوق نمناک است. جوانانی با شور و شوق، داربست موکب و چراغانی را برپا میکنند. آن طرفتر دختربچهای با چادر گلدار نقش «یا مهدی» را رنگ آمیزی میکند. در سایهسار این هیاهوی زیبا، صدای مهربان مادربزرگی به گوش میرسد که برای گروهی کودک، از “صاحبخانهی تاریخ” داستان میگوید.
این شهر، منتظر یگانه مهدی دنیاست
این تزئینات، تنها رنگ و پارچه و گل نیست؛ نفسهای معطر یک شهر است که در هوا جاری شده. بوی خاکِ تازه گلدانها، عطر خیسِ زمین تازهآبخورده و رایحهی غذای نذری که از خانهها برمیخیزد، همگی قصهگوی یک چیزند: این خانه منتظر مهدیِ زهراست. هر گل، هر چراغ و هر پرچم، فرشی نمادین است که مردمِ محله، از در و دیوار تا کوچه و پسکوچه، برای آمدنش پهن کردهاند. اینجا دیگر فاصلهای میان دل و دریا نیست؛ کوچه، آیینهی تمامنمای دلهایی است که در انتظار، یکصدا شدهاند.
و اما در قلب قم، در حرم حضرت معصومه(س) ایستگاههای صلواتی برپاست و زمزمه زیارت و دعا از هر سو به گوش میرسد. در مغازههای اطراف، به جای چانهزنی معمول، صحبت از اسکان رایگان زائران و کمکهای مردمی است. راننده تاکسی که مسافری را به سمت جمکران میبرد، با شوق از برنامههای رایگان حمل و نقل میگوید و دعوت میکند که حتماً شب عید بیایید.
از آن سو در مسجد مقدس جمکران، هیاهوی خوشی برپاست. زمزمههای دعا و صلوات با صدای چکشخوردن داربستهای تزئینی و عطر چای تازهدم موکبها در هم میآمیزد. چهرههای خسته اما خندان خادمان، حکایت از شببیداریهای عاشقانه دارد. کودکانی با روبانهای سرخ و سبز بر مو، در حالی که پرچمهای کوچک در دست دارند، در صحن مسجد میدوند و فضا را از شور جوانههای انتظار پر میکنند.
بلوار پیامبر اعظم؛ قلب تپنده قم در نیمهشعبان
بلوار پیامبر اعظم(ص)، رگ حیاتی و شریان اصلی شهر در این ایام، حال و هوایی دیگر دارد. صفهای طولانی موکبهای سفید و سبز، مانند مرواریدهایی به رشته کشیده شدهاند. جوانانی از اقصی نقاط کشور، با لهجههای مختلف اما با قلبهایی همنوا، با شعارهای «مهدی جانِ ایران» مشغول چیدن میزهای پذیرایی، پختن نان، و تزئین غرفهها هستند. یک موکبدار اهل عراق، با چشمانی پرامید، صحنه را نظاره میکند و میگوید: «گویی مشایه اربعین است…، اینجا طریق المهدی است.»
شهر، نفسهایش را برای رسیدن به یک روز عاشقانه حبس کرده است. تمام این نظافتها، چراغانیها، پختن غذاها و آماده کردن بستههای فرهنگی، که تکه کاغذی کوچک با نوشتهای ساده کنارشان است: «نذری برای آقا امام زمان، به نیّت ظهور»، تنها مقدمهای است برای یک تجدید عهد دستهجمعی. در این هیاهوی پراز شور، گاهی سکوت عمیقی همهجا را فرا میگیرد؛ سکوتی که در آن، تنها نوای دلنشین دعای فرج به گوش میرسد. قم، شهر کریمه اهل بیت، این روزها فقط یک مکان نیست؛ یک «احساس» است؛ احساس سبز انتظاری که در قلب ایران میتپد.
این تکاپو، شلوغیِ بیهدف نیست. هر پرچمی که بسته میشود، هر ریسهای که روشن میگردد، و هر نان و غذایی که برای نذری پخته میشود، حکمِ تکهایی از یک پازل بزرگ را دارد. پازلی که تصویر نهایی آن، انتظار جمعی یک محله و یک شهر است. انتظاری عمیق که نه در گفتار، که در بوی نان گرم، در رنگ چراغهای آویزان و در ریسههای براق نصب شده بر سر در خانهها، خودش را نشان میدهد. گویی همه با این کارهای ساده و بیآلایش، میخواهند بگویند: «آقا جان! خانه و دلمان را برایت آراستیم، فقط بیا.»





انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم




















































































