به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، تحولات ماههای اخیر در عرصه سیاسی، امنیتی و اقتصادی کشور نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ خود قرار دارد. شرایطی که صرفاً با ادبیات بحرانهای مقطعی قابل توضیح نیست، بلکه از منظر راهبردی باید آن را ورود به یک مرحله جدید از تقابل همهجانبه با جبهه استکبار دانست؛ تقابلی که ابعاد نظامی، اقتصادی، امنیتی، رسانهای و اجتماعی را همزمان دربر گرفته است.
در همین چارچوب، خبرنگار تسنیم در قزوین در گفتوگو با مهدی سعیدی، کارشناس جریانشناسی سیاسی، به بررسی ابعاد مختلف این جنگ ترکیبی، نقش مردم، جایگاه نیروهای مسلح، دیپلماسی هستهای، فشارهای اقتصادی و پروژه اغتشاشات داخلی پرداخته است که در ادامه میخوانیم.
تسنیم:آقای سعیدی، برای ورود به بحث، ارزیابی کلی شما از شرایط فعلی کشور چیست؟ آیا میتوان گفت جمهوری اسلامی ایران در وضعیت جنگی قرار دارد؟
اگر بخواهیم با ادبیات دقیق و بهدور از اغراق صحبت کنیم، باید بگوییم جمهوری اسلامی ایران امروز درگیر یک جنگ تمامعیار ترکیبی است؛ جنگی که اگرچه ممکن است در ظاهر شبیه جنگهای کلاسیک نباشد، اما در ماهیت، حتی پیچیدهتر و فرسایشیتر از آنهاست. ما با جنگی مواجهیم که همزمان چندین لایه دارد؛ از تهدید نظامی مستقیم گرفته تا فشار اقتصادی، عملیات روانی، جنگ رسانهای و تلاش برای ایجاد نارضایتی و شکاف اجتماعی در داخل کشور.
اینکه برخی تصور میکنند چون صدای انفجار دائمی شنیده نمیشود یا مرزها آرام است، پس کشور در وضعیت جنگی نیست، یک خطای تحلیلی جدی است. دشمن امروز به این نتیجه رسیده که هزینه جنگ نظامی مستقیم با ایران بسیار بالاست، بنابراین مسیر تقابل را به سمت تضعیف درونی و فرسایش اجتماعی تغییر داده است. این دقیقاً همان الگویی است که در ادبیات راهبردی غرب بهعنوان «جنگ ترکیبی» شناخته میشود.
تسنیم: شما به جنگ ۱۲ روزه اشاره کردهاید. برخی معتقدند این درگیری محدود و مقطعی بوده است. تحلیل شما چیست؟
جنگ ۱۲ روزه را نباید صرفاً بهعنوان یک درگیری کوتاهمدت یا حادثهای گذرا دید. این جنگ در واقع یک آزمون بزرگ راهبردی برای هر دو طرف بود. از یک سو، غرب و رژیم صهیونیستی میخواستند سطح بازدارندگی ایران را محک بزنند و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران توانمندیهای خود را در یک میدان واقعی به نمایش گذاشت.
نکته مهم این است که این جنگ، صرفاً جنگ ایران با رژیم صهیونیستی نبود. رژیم صهیونیستی در این معادله نقش یک بازیگر نیابتی را ایفا میکرد. پشتیبانی اطلاعاتی، تسلیحاتی، لجستیکی و حتی طراحی برخی عملیاتها، مستقیماً از سوی آمریکا و متحدان غربی آن صورت میگرفت. به همین دلیل است که میگوییم ایران در این جنگ، عملاً با ناتو بهصورت غیرمستقیم روبهرو بود.
از منظر راهبردی، این جنگ پایان نیافته است؛ بلکه فقط فاز نظامی آشکار آن متوقف شده و تقابل به فازهای دیگر منتقل شده است.
تسنیم: چرا بعد از این جنگ، تمرکز دشمن از میدان نظامی به داخل کشور تغییر کرد؟
پاسخ این سؤال را باید در ناکامی دشمن در دستیابی به اهداف اصلیاش جستوجو کرد. غرب بهخوبی متوجه شد که جمهوری اسلامی ایران از نظر نظامی، به سطحی از بازدارندگی رسیده که حمله مستقیم، هزینههای غیرقابل پیشبینی و بسیار سنگینی برای آنها دارد.
از سوی دیگر، ساختار قدرت در ایران مبتنی بر یک مثلث بسیار مهم است: رهبری مقتدر، نیروهای مسلح توانمند و مردم. در جنگ ۱۲ روزه، دشمن دید که دو ضلع اول این مثلث، کاملاً مستحکم و غیرقابل نفوذ هستند. بنابراین طبیعی بود که تمرکز خود را روی ضلع سوم یعنی مردم بگذارد.
ایجاد فشار اقتصادی، تحریک احساسات، برجستهسازی مشکلات معیشتی و القای ناکارآمدی نظام، همه در همین راستا تعریف میشود. هدف نهایی دشمن، نه تغییر یک سیاست، بلکه برهمزدن پیوند مردم با نظام است.
تسنیم: نقش اقتصاد را در این جنگ ترکیبی چگونه ارزیابی میکنید؟
اقتصاد امروز مهمترین میدان نبرد است. تحریمها دیگر صرفاً یک ابزار فشار نیستند؛ بلکه به یک سلاح تمامعیار جنگی تبدیل شدهاند. دشمن دقیقاً میداند که فشار اقتصادی، بیشترین تأثیر را بر زندگی روزمره مردم دارد و میتواند نارضایتی اجتماعی ایجاد کند.
البته نباید همه مشکلات را به تحریمها نسبت داد. برخی ضعفهای مدیریتی، تصمیمات نادرست یا اجرای سیاستها بدون اقناع افکار عمومی، عملاً به دشمن کمک کرده است. وقتی سیاست اقتصادی بهدرستی توضیح داده نمیشود یا آثار آن بهطور ناگهانی در زندگی مردم ظاهر میشود، این فضا به بهترین بستر برای عملیات روانی دشمن تبدیل میشود.
نکته مهم این است که دشمن از مشکلات واقعی مردم سوءاستفاده میکند. او مطالبات را به اعتراض، اعتراض را به اغتشاش و اغتشاش را به ناامنی تبدیل میکند.
تسنیم: در همین چارچوب، اعتراضات دیماه را چگونه تحلیل میکنید؟
اعتراضات دیماه را باید با دقت و تفکیک مراحل آن تحلیل کرد. در مرحله اول، ممکن است بخشی از جامعه نسبت به مسائل اقتصادی یا معیشتی گلایهمند باشد. این موضوع طبیعی است و در همه کشورها وجود دارد. اما آنچه خیلی سریع رخ داد، تغییر ماهیت اعتراضات بود.
در مدتزمان کوتاهی، شاهد ورود عناصر سازمانیافته، خشونتطلب و آموزشدیده به میدان بودیم. حمله به مراکز انتظامی، آتشزدن اموال عمومی، تخریب مساجد و حتی استفاده از سلاح، هیچ نسبتی با اعتراض مدنی ندارد. اینها نشانههای یک پروژه امنیتی طراحیشده است.
هدف از این پروژه، صرفاً ایجاد ناآرامی نبود؛ بلکه تلاش برای کشاندن کشور به یک بحران فراگیر و حتی فراهمکردن زمینه مداخله خارجی بود.
تسنیم: برخی معتقدند برخورد با اغتشاشات باعث افزایش شکاف اجتماعی میشود. نظر شما چیست؟
این یک بحث بسیار حساس است. باید بین اعتراض، نارضایتی و اغتشاش تفکیک قائل شد. برخورد با اغتشاشگران به معنای نادیدهگرفتن مطالبات مردم نیست. اتفاقاً اگر امنیت از بین برود، اولین قربانی آن خود مردم هستند.
نیروهای امنیتی و انتظامی در این حوادث، تحت فشار سنگین و شرایط بسیار پیچیدهای قرار داشتند. حجم خشونت، سازمانیافتگی و هماهنگی اغتشاشگران نشان میداد که با یک حرکت خودجوش مواجه نیستیم. دفاع از امنیت، یک وظیفه حاکمیتی است و بدون آن، هیچ اصلاح یا گفتوگویی امکانپذیر نخواهد بود.
تسنیم: نقش رسانهها را در این جنگ ترکیبی چگونه میبینید؟
رسانهها یکی از مهمترین میدانهای این جنگ هستند. دشمن سرمایهگذاری عظیمی روی رسانههای فارسیزبان خارج از کشور انجام داده است. این رسانهها بهطور شبانهروزی در حال تولید ناامیدی، سیاهنمایی و تحریف واقعیتها هستند.
در مقابل، رسانههای داخلی باید هم صادق باشند و هم هوشمند. پنهانکاری یا سادهسازی مسائل، اعتماد عمومی را تضعیف میکند. مردم امروز آگاهتر از گذشته هستند و انتظار دارند با آنها صریح صحبت شود.
تسنیم: در حوزه دیپلماسی و مذاکرات، وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
دیپلماسی یکی از ابزارهای جمهوری اسلامی در این جنگ است، نه همه آن. تیم مذاکرهکننده ایران بهدرستی تلاش کرده است که مذاکرات به ابزاری برای خلع قدرت ملی تبدیل نشود. تجربه نشان داده است که غرب به تعهدات خود پایبند نیست و از مذاکره بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند.
قدرت ایران در مذاکرات، نه از لبخند دیپلماتیک، بلکه از توان بازدارندگی نظامی و انسجام داخلی ناشی میشود. هر زمان که این مؤلفهها تقویت شدهاند، دست ایران در دیپلماسی هم قویتر بوده است.
تسنیم: در نهایت، جمعبندی شما از شرایط فعلی چیست؟
ما امروز در یک مقطع تاریخی حساس قرار داریم. عبور از این مرحله، نیازمند عقلانیت، انسجام و گفتوگوی صادقانه با مردم است. دشمن روی خستگی، ناامیدی و شکاف اجتماعی حساب باز کرده است.
اگر مسئولان با مردم شفاف صحبت کنند، اگر رسانهها واقعیتها را دقیق تبیین کنند و اگر نخبگان نقش خود را بهدرستی ایفا کنند، این جنگ ترکیبی هم مانند بسیاری از مقاطع سخت گذشته، به فرصت تبدیل خواهد شد. دفاع امروز، دفاع از آینده ایران است.
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم



























































































