بحران آب یک واژه در گزارشها نیست؛ مسئلهای است که مستقیماً با سفره مردم و با آینده فرزندانشان گره خورده است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از خوزستان، خشکسالی خوزستان دیگر یک هشدار ساده نیست؛ به واقعیتی تبدیل شده که هر روز خودش را در زندگی مردم نشان میدهد. استانی که سالها با نام رودخانههای پرآبی مثل کارون و کرخه شناخته میشد، امروز با کاهش بارندگی، افت ذخایر سدها و تنش آبی روبهروست. کافی است سری به روستاهای اطراف بزنیم تا بفهمیم بحران آب فقط یک واژه در گزارشها نیست؛ مسئلهای است که مستقیماً با سفره مردم، با شغلشان و با آینده فرزندانشان گره خورده است.
وقتی سطح آب پایین میآید، اولین تأثیرش را کشاورزان احساس میکنند. زمینهایی که زمانی محصول میدادند، حالا یا زیر کشت نمیروند یا محصولشان بهصرفه نیست. همین مسئله باعث شده بسیاری از خانوادهها نگران تأمین معاش باشند. مهاجرت از روستاها به شهرها بیشتر شده و فشار اقتصادی روی خانوادهها افزایش یافته است. در چنین شرایطی، خشکسالی فقط یک پدیده طبیعی نیست؛ به یک دغدغه اجتماعی تبدیل میشود که امنیت شغلی و آرامش روانی مردم را تهدید میکند.
اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود، کمآب شدن تالابهایی مانند هورالعظیم و شادگان پیامدهای دیگری هم داشته است. این تالابها فقط زیستگاه پرندگان و آبزیان نیستند؛ نقش مهمی در کنترل گردوغبار و حفظ تعادل محیطزیست دارند. وقتی آب آنها کاهش پیدا میکند، کانونهای گردوغبار فعالتر میشوند و زندگی شهری هم تحت تأثیر قرار میگیرد. مردم با هوایی نفس میکشند که کیفیتش پایینتر آمده و نگرانیهای بهداشتی بیشتر شده است. بنابراین بحران آب، آرامآرام به بحران محیطزیستی و بعد به یک مسئله عمومی تبدیل میشود که همه را درگیر میکند.
با این حال، کاهش بارش تنها دلیل این وضعیت نیست. کارشناسان بارها گفتهاند که نحوه مدیریت منابع آب هم در تشدید شرایط نقش داشته است. توسعه صنایع آببر در منطقهای که اقلیم گرم و خشک دارد، الگوی کشت پرمصرف، و برخی تصمیمهای انتقال آب، فشار بر منابع محدود آبی را افزایش داده است. وقتی مصرف بیشتر از ظرفیت طبیعی باشد، حتی یک دوره کمبارشی میتواند اوضاع را بحرانی کند. به همین دلیل، خشکسالی خوزستان فقط نتیجه طبیعت نیست؛ بخشی از آن به تصمیمهایی برمیگردد که در سالهای گذشته گرفته شده است.
از سوی دیگر، خوزستان استانی استراتژیک است؛ قطب انرژی کشور و یکی از مراکز مهم تولید محصولات کشاورزی. همین جایگاه باعث میشود بحران آب در این استان، فقط یک مسئله محلی نباشد، بلکه بُعد ملی پیدا کند. اگر کشاورزی آسیب ببیند، اگر صنایع با محدودیت آب روبهرو شوند، اگر مهاجرت افزایش یابد، تأثیر آن فقط در مرزهای استان باقی نمیماند. بنابراین پرداختن به خشکسالی خوزستان، در واقع پرداختن به امنیت اقتصادی و اجتماعی کشور است.
با وجود همه این چالشها، هنوز میتوان مسیر را اصلاح کرد. راهحلها روشن هستند، اگر اراده جدی برای اجرای آنها وجود داشته باشد. اصلاح الگوی کشت و حرکت به سمت محصولات کمآببر، استفاده گسترده از روشهای نوین آبیاری، بازنگری در استقرار صنایع آببر، مدیریت دقیقتر سدها و توجه جدی به احیای تالابها، بخشی از اقداماتی است که میتواند فشار موجود را کاهش دهد. در کنار اینها، شفافیت در تصمیمگیری و مشارکت دادن مردم در سیاستهای آبی میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند. وقتی مردم بدانند برنامهای دقیق و بلندمدت وجود دارد، همراهی آنها بیشتر خواهد شد.
خشکسالی خوزستان یک آزمون بزرگ است؛ آزمونی برای مدیریت، برای برنامهریزی و برای نگاه بلندمدت. امروز مردم این استان بیش از هر چیز به تصمیمهای جدی و عملی نیاز دارند، نه وعدههای مقطعی. اگر مدیریت آب به شکل علمی و واقعبینانه اصلاح شود، میتوان امید داشت که خوزستان دوباره به جایگاه واقعی خود بازگردد؛ استانی که هم منابع طبیعی ارزشمند دارد و هم مردمی که سالها پای توسعه کشور ایستادهاند.
اکنون پرسش اینجاست: آیا از تجربه سالهای گذشته درس گرفتهایم تا پیش از آنکه بحران عمیقتر شود، مسیر مدیریت آب را تغییر دهیم، یا قرار است همچنان منتظر بمانیم تا هر تابستان، واژه تنش آبی دوباره تیتر خبرها شود؟!
یادداشت از: زهرا سلیمی، فعال رسانهای و خبرنگار
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم





















































































