سکوت ساختاری سازمان‌های بین‌المللی در پرونده اپستین
سکوت ساختاری سازمان‌های بین‌المللی در پرونده اپستین

سکوت ممتد شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و شورای امنیت در قبال ابعاد فراملی فاجعه اپستین غیرقابل باور است.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، پرونده‌ جفری اپستین و شبکه‌ سازمان‌یافته‌ همراه وی، دیگر تنها یک پرونده‌ جنایی معمول نیست؛ بلکه نشان‌دهنده‌ بن‌بست اخلاقی و سقوطِ کارکردی نظام حقوق بین‌الملل است. انفعال تأمل‌برانگیز سازمان‌های مدعی صیانت از کرامت انسانی، پرسش‌هایی بنیادین پیرامون استقلال این نهادها و نفوذ صاحبان قدرت در لایه‌های تصمیم‌گیری جهانی ایجاد کرده است.

سکوت ممتد شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و شورای امنیت در قبال ابعاد فراملی این فاجعه، عملاً به معنای نادیده گرفتن نقض سیستماتیکِ کنوانسیون‌های بین‌المللی است. سازمان یونیسف که وظیفه‌ ذاتی آن صیانت از حقوق کودکان است، در برابر مستندات تکان‌دهنده‌ استثمار سیستماتیک در این پرونده، واکنشی متناسب با ابعاد واقعه نشان نداده است. این نهادها با گزینشی عمل کردن در بازنمایی نقض حقوق بشر، اعتبار ساختارهای نظارتی جهانی را به مسلخ مصلحت‌های سیاسی برده‌اند.

در حالی که نهادهایی مانند پلیسِ بین‌الملل (اینترپل) در پرونده‌های خرد با سرعت حداکثری وارد عمل می‌شوند، در این پرونده شاهد نوعی «فلجِ عملیاتی» در مواجهه با چهره‌های متنفذ سیاسی و اقتصادی هستیم. این رویکرد، اصل بنیادین «برابری در پیشگاهِ قانون» را نقض کرده و قدرت را به ابزاری برای ایجاد مصونیت نامشروع برای طبقه‌ حاکم جهانی بدل ساخته است.

سکوت دیده‌بان حقوق بشر و سایر سازمان‌های غیردولتی بزرگ که همواره بر شفافیت تأکید دارند، در این مورد خاص، نوعی همدستی ساختاری محسوب می‌شود. نادیده گرفتن پیوند میان جرایم سازمان‌یافته، شبکه‌های مالی بین‌المللی و سوءاستفاده‌ جنسی، نشان‌دهنده‌ آن است که این سازمان‌ها بیش از آنکه دیده‌بان حقوق انسان باشند، پاسبان منافعِ حامیان مالی خویشند.

سازمان‌های بین‌المللی باید پاسخگو باشند که چرا و با کدام توجیه حقوقی، از بازگشایی یک پرونده‌ جامع بین‌المللی برای شناسایی تمامی ذی‌نفعان و تسهیل‌گران این شبکه خودداری کرده‌اند. تا زمانی که عدالت به صورت برابر برای تمامی مسببان، فارغ از جایگاهِ سیاسی آن‌ها، اجرا نشود، ادعاهای این سازمان‌ها پیرامون حقوق بشر، فاقد هرگونه ارزشِ حقوقی و اخلاقی خواهد بود.

تحلیلِ نمادشناختی و ادعاهای آیینی در پرونده‌ اپستین

در حاشیه‌ پرونده‌ اپستین، حضورِ برخی المان‌های معماری و گزارش‌های شاهدان، فرضیاتی را پیرامون پیوند این شبکه با نحله‌های شیطان‌پرستی و آیین‌های قربانی‌سازی مطرح کرده است. اگرچه در متون رسمی، تأکید بر جنبه‌های قاچاق انسان و استثمار جنسی است، اما وجود برخی شواهد عینی، لایه‌ عمیق‌تری از انحطاطِ عقیدتی را القا می‌کند.

معماری معبدگونه و نمادهای غریب: شاخص‌ترین سازه در جزیره‌ اپستین، بنایی با گنبد آبی و دیوارهایی با طرحِ راه ‌راه بود که به «معبد» شهرت یافت. معماری این بنا که شباهتی به اماکن مذهبی سنتی نداشت و در ورودی آن از نمادهای باستانی و شبه‌ماسونی استفاده شده بود، گمانه‌زنی‌ها درباره‌ برگزاری آیین‌های سری در طبقات زیرین آن را تقویت کرد. در نمادشناسی شیطانی، استفاده از مکان‌های محصور برای انجام «مناسک گذار» اهمیتی بنیادین دارد.

قربانی‌سازی و ذبح معصومیت: در برخی شهادت‌ها غیررسمی و گزارش‌های نجات‌یافتگان، و نیز در برخی تصاویر، به فضایی رعب‌آور اشاره شده که در آن سوءاستفاده از کودکان تنها جنبه‌ لذت‌جویی نداشته، بلکه به مثابه‌ یک «قربانی نمادین» برای تثبیت قدرت و پیوند میان اعضای شبکه نگریسته می‌شده است. در پارادایم شیطان‌پرستی مدرن، هتک حرمت موجود معصوم (کودک) به عنوان نفی مطلق ارزش‌های الهی و تقرب به قوای تاریک قلمداد می‌شود.

 پیوند قدرت و آیین‌های سیاه: حضور چهره‌های تراز اول سیاسی در مکانی که با چنین نمادهایی محصور شده، نشان‌دهنده‌ ایجاد یک «فرقه‌ الیت»(Elite Cult) است. در این ساختار، انجام اعمال شنیع و مشارکت در مناسکِ شیطانی، به عنوان «عامل همبستگی ناپاک» عمل می‌کند؛ به طوری که هر فرد با آلوده شدن به این جرایم آیینی، راه بازگشت به دنیای اخلاقی را بر خود می‌بندد و وفاداری مطلق خود به شبکه را تضمین می‌کند.

جزیره‌ اپستین ارضِ نمادینی برای نمایش طغیان علیه فطرت انسانی و ترویج نیهیلیسم شیطانی در پوشش اشرافیت مدرن بوده است. این فراتر از جنایت‌های دیگری است که در این جزیره انجام می‌شده و جریان‌هایی که کرامت انسان برایشان مهم است؛ این را باید با دقت مورد توجه قرار دهند.

یادداشت از: حجت‌الاسلام‌والمسلمین ابوالحسن حسنی، پژوهشگر حوزه علمیه قم

انتهای پیام/

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]