جلال ساداتیان دیپلمات سابق ایران در انگلیس و تحلیلگر مسائل بینالملل درباره سناریوهای پیشرو به اقتصادآنلاین گفت: آقای ترامپ تا وقتی اطمینان حاصل نکند که با یک حمله ضربتی، دفعتاً و در کوتاهمدت میتواند به نتیجه دلخواه خود، یعنی تغییر حاکمیت و سرنگونی نظام در ایران برسد، وارد جنگ نخواهد شد. اگر اطمینان نداشته باشد و تصور کند درگیری طولانی و فرسایشی میشود، به ایران حمله نمیکند.
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: سرعت اخبار مرتبط با تحولات ایران شتاب زیادی گرفته است. در یک نیم روز، احتمالات مرتبط با دیپلماسی و مذاکره افزایش پیدا میکند و در انتهای روز دوباره اطلاعات جدیدی از تحرکات نظامی اطراف ایران به دست میآید.
با این همه دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا بار دیگر مدعی شده که مقامات ایران میخواهند مذاکره کنند و ما مذاکره میکنیم. آن هم در شرایطی که گفته میشود آمریکا چهار پیششرط برای هرگونهای مذاکره در نظرگرفته که شامل توقف غنیسازی در ایران، خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی و مذاکره بر سر برنامه موشکی و منطقهای است. اما در مقابل سیدعباس عراقچی رییس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران پیشتر گفته بود که ایران با پیششرطهای آمریکا حاضر به مذاکره نیست.
جلال ساداتیان، دیپلمات سابق ایران در انگلیس و نماینده اسبق مجلس در گفتوگو با اقتصادآنلاین چند سناریو را درباره تحولات پیشرو تحلیل میکند. به گفته ساداتیان بدون رضایت مردمی در داخل کشور و دیپلماسی فعال، حمله نظامی به ایران گزینهای محتمل است.
با توجه به بنبست دیپلماتیک، فکر میکنید اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران چقدر محتمل است؟
اجازه بدهید نتیجهای را که میخواهم بگیرم همین ابتدای کار عرض کنم و بعد آن را توضیح بدهم. به نظر من آقای ترامپ تا وقتی اطمینان حاصل نکند که با یک حمله ضربتی، دفعتاً و در کوتاهمدت میتواند به نتیجه دلخواه خود، یعنی تغییر حاکمیت و سرنگونی نظام در ایران برسد، وارد جنگ نخواهد شد. اگر اطمینان نداشته باشد و تصور کند درگیری طولانی و فرسایشی میشود، به ایران حمله نمیکند.
منظور از کوتاهمدت از نگاه آمریکا چقدر است؟
منظورشان این است که مثلاً ظرف ۱۰ یا ۱۵ روز کار تمام شود؛ بیاید حمله کند، سیستم را بههم بریزد و آنچه میخواهد را به دست بیاورد. اگر غیر از این باشد و فکر کند حمله میکند و مثل جنگ ۱۲روزه ایران پاسخ میدهد و این روند ادامه پیدا میکند، به دو دلیل عمده وارد چنین درگیریای نمیشود.
دلیل اول وجود لابی اعراب در برابر لابی اسرائیل است. لابی اسرائیل که متشکل از آیپک و نمایندگان کنگره، هم در سنا و هم مجلس نمایندگان و از هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات است، تحت فشار جریان نتانیاهو میگوید ایران در ضعیفترین شرایط خود قرار دارد؛ هم به دلیل ضرباتی که به متحدان منطقهایاش در سوریه، لبنان و غزه وارد شده و هم به دلیل نارضایتیهای داخلی. آنها میگویند الان زمان حمله است.
هدف آنها این است که حاکمیت ایران فروبپاشد و ایران به سمت تجزیه برود؛ به چهار یا پنج کشور تبدیل شود تا قدرت مقاومت در برابر اسرائیل را نداشته باشد و اسرائیل به قدرت بلامنازع منطقه تبدیل شود.
آیا هدف آمریکا هم همین است یا اختلاف نظر وجود دارد؟
اختلاف نظر وجود دارد. این هدف اصلی لابی اسرائیل است و خودشان هم صریح گفتهاند. چون این لابی قدرتمند است، آقای ترامپ تا حدی به حرف آنها گوش میدهد و مجبور است رضایتشان را جلب کند. به همین دلیل اظهاراتی میکند و تحرکاتی مثل جابهجایی نیروها انجام میدهد تا نشان دهد در این مسیر حرکت میکند.
در آمریکا چه نظری درباره ایران وجود دارد؟
واقعیت این است که اندیشکدههای جریان اصلی آمریکا، ایران را دنباله استراتژیک آمریکا در منطقه میدانند. کمااینکه قبل از انقلاب هم ایران چنین نقشی را در منطقه برای آمریکا داشت. اما وقتی انقلاب شد عربستان و دیگرانی سعی کردند جای ایران را برای آمریکا بگیرند، اما هیچیک نتوانستند. این دیدگاه اصلی ژئوپلیتیسینهای آمریکا و دنیاست، اما چون ایران مسیر دیگری را پس از انقلاب رفت و در جهت استقلال حرکت کرده و حتی به روسیه و چین نزدیک شده، آمریکاییها میخواهند ایران را ضعیف کنند.
این وضعیت منجر به این شده که لابی اسرائیلیها تقویت شود و تلاش کنند تا در صورت تضعیف ایران نهایت بهره را ببرند.
البته اینها وجه آشکار ماجراست که توسط سرمایهگذاران، صاحبان صنعت و رسانههای وابسته به این لابی حمایت میشود. رسانههایی مثل ایران اینترنشنال، تاحدودی بیبیسی و شبکههای آشکار و پنهان دیگر هم در همین مسیر کار میکنند. حتی از جنگ ۱۲روزه به بعد روشن شد که در داخل هم عواملی داشتند؛ برخی دستگیر شدند و برخی پنهان ماندند.
وجه دیگر ماجرا چیست؟
وجه دوم، لابی اعراب است؛ عربستان سعودی که به ترامپ گفته هزار میلیارد دلار در آمریکا سرمایهگذاری میکند، امارات و تا حدی قطر هم همین مسیر را میروند. آنها میخواهند آمریکا در منطقه برایشان پروژه اجرا کند، از هوش مصنوعی گرفته تا شهرسازی و فروش تسلیحات.
در کنار این، آمریکا به دنبال بستن راههای نفوذ چین است؛ چه در خاورمیانه، چه در آفریقا و حتی در ونزوئلا. همچنین میخواهد فشار بر روسیه را افزایش دهد. اگر جنگی فرسایشی رخ دهد و سقوط سریع ایران محقق نشود، محتمل است چین و روسیه برای حفظ منافع خود به نوعی پشت ایران بایستند؛ شبیه آنچه در اوکراین رخ داد.
یعنی فکر میکنید ممکن است ایران به شکل جدی از سوی آنها حمایت نظامی شود؟
بله، ممکن است. مثلاً روسیه که اس-۳۰۰ را بهسختی داد، اس-۴۰۰ بدهد یا چین سامانههای پیشرفته در اختیار ایران بگذارد. این وضعیت آمریکا را زمینگیر میکند، در حالی که ترامپ میخواهد خود را رهبر بلامنازع جهان نشان دهد و بدهی سههزار میلیارد دلاری آمریکا را کاهش دهد.
برخی معتقدند روسیه، چین و کشور عربی منطقه نگاهی ابزاری به ایران دارند. یعنی ایران هزینه رویارویی با آمریکا و اسرائیل را بپردازد و آنها منفعت این وضعیت را ببرند.
کاملا درست است. آنها نگاهی ابزاری دارند و قطعاً نگاه آنها مبتنی بر منافع خودشان است. اما همین واقعیت باعث احتیاط آمریکا میشود. چون کمک آنها با هر نیتی باشد بر این رویارویی اثر میگذارد. ترامپ همزمان هم شعار مذاکره میدهد و هم تحرک نظامی میکند تا هم لابی اسرائیل را راضی کند و هم افکار عمومی دنیا را علیه ایران بسازد و بگوید ایران اهل توافق نیست.
بهنظرتان در این شرایط شانسی برای دیپلماسی و توافق باقی مانده؟
مشکل ایران این است که فقط روی پاسخ نظامی و موشک تکیه کرده است. این کافی نیست. باید از دیپلماسی فعال استفاده کنیم. من بارها گفتهام که آقای ظریف باید به عنوان فرستاده ویژه وارد شود. مثل آقای ویتکاف که نماینده ویژه ترامپ است آقای ظریف نیز فرستاده ویژه ایران باشد. او زبان بینالمللی را بلد است و تجربه توافق هستهای و مذاکرات پنجبهعلاوهیک و لغو شش قطعنامه شورای امنیت را دارد.
دیپلماسی فعال یعنی جلب اعتماد همسایگان، پیشنهاد کنسرسیوم، نظارت مشترک، گفتوگوی مستقیم و ارسال پیام قدرت همراه با عقلانیت. تنها هنر این نیست که گفته شود اگر آنها بزنند ما هم میزنیم. هنر این است که جلوی جنگ، خسارت و کشته شدن انسانهای بیگناه گرفته شود.
بهنظرتان مذاکره در شرایطی که دو طرف از مواضع خود عقبنشینی نمیکنند ممکن است به توافق منجر شود؟
حتی در بدترین شرایط هم میشود صحنه را عوض کرد. ویتنام همزمان با جنگ با آمریکا، در پاریس مذاکره میکرد. چین و آمریکا امروز بزرگترین رقابت را دارند، اما مذاکره میکنند. دنیای امروز دنیای قهر نیست.
هنوز دیر نشده است. در وهله نخست تاکید میکنم که باید رضایت مردم در داخل و سرمایه اجتماعی را بازیابی کرد و به دست آورد. با پشتوانه این رضایت مردمی باید دیپلماسی نیز از انفعال خارج شود، از همه چهرهها، دیپلماتها، رؤسای جمهور و وزرای خارجه سابق استفاده شود، از لابی اعراب و افکار عمومی جهان بهره گرفت و بدون تسلیم و قبول پیششرطها، اما فعال و هوشمندانه وارد مذاکره شد. قدرت نظامی لازم است، اما کافی نیست. ترکیب قدرت دفاعی با دیپلماسی فعال میتواند کشور را از یک جنگ ویرانگر نجات دهد.
اگر این موارد رخ ندهد چه خواهد شد؟
یا باید دیپلماسی فعال وارد شود و صحنه را تغییر دهد یا شکست را بپذیرد. اگر دیپلماسی شکست بخورد کشور وارد جنگی خانمانسوز میشود که در آخر نیز ممکن است منجر به شکستی سنگین شود. وضعیت سومی که میتوان متصور شد تداوم تنش فعلی به دلیل نگرانی ترامپ و احتیاط او بر مبنای پیامدهای حمله است. مشاوران او میگویند که باید صحنه را طوری بچینی که شکست ایران قطعی باشد نه اینکه وارد جنگی طولانی شوی. او امروز ملاحظه وضعیت را میکند نه اینکه صرفا ترس از حمله داشته باشد. لابیهایی پشت پرده در تلاش فشرده برای جلوگیری از جنگ هستند. مشاوران ترامپ نیز اعتقاد دارند که یا نکن با فیلبانان دوستی یا بناکن خانهای در خورد فیل. اما تاکید میکنم که هنوز برای تغییر صحنه دیر نشده است. هرچند هر روزی که میگذرد کار سختتر خواهد شد.
- نویسنده: اقتصاد آنلاین















































































