به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، چند متر آنسوتر از ساحل، جایی که آب آرام به نظر میرسد اما زیر سطح خود جریانهایی قدرتمند را پنهان کرده، یک جوان ۱۷ ساله وارد آب شد؛ شاید با این تصور ساده که چند دقیقه شنا، بخشی از یک روز تابستانی را شیرینتر میکند، اما دریا همیشه آن چیزی نیست که از ساحل دیده میشود.
چند دقیقه بعد، همهچیز تغییر کرد. موجها بالا آمدند، فاصله با ساحل بیشتر شد و آن جوان دیگر به چشم نیامد. حالا به جای صدای خنده و هیجان یک نوجوان، صدای نیروهای امدادی در ساحل جویبار شنیده میشود؛ نیروهایی که چشم به سطح خزر دوختهاند و متر به متر آب را جستوجو میکنند تا شاید پیکر جوانی را پیدا کنند که خانوادهاش هنوز چشمانتظار بازگشت او هستند.
یک شنا در نقطه ممنوعه و پایانی که هیچکس انتظارش را نداشت
این جوان ۱۷ ساله جویباری در محدودهای خارج از طرح سالمسازی دریا و در نقطه ممنوعه شنا وارد آب شد؛ محدودهای که بنا بر اعلام جمعیت هلالاحمر، به دلیل مواج بودن دریا شرایط مناسبی برای شنا نداشت.
رئیس جمعیت هلالاحمر جویبار میگوید این جوان به دلیل شنا در محدوده ممنوعه و بیتوجهی به هشدارهای ناجیان غریق گرفتار امواج شد.
برای خانواده او، ماجرا دیگر یک «حادثه دریایی» نیست؛ یک خانه است که ناگهان سکوت کرده، تلفنی است که خانواده بارها آن را نگاه میکنند، مادری است که شاید هنوز باور نکرده فرزند ۱۷ سالهاش دیگر از آب بیرون نیامده و پدری که در ساحل، چشم به قایقها و نیروهای جستوجو دوخته است.برای امدادگران هم عملیات هنوز تمام نشده است.
نیروهای هلالاحمر، انتظامی و دیگر عوامل امدادی با مدیریت فرماندار جویبار در ساحل و محدوده دریایی مشغول جستوجو هستند؛ جستوجویی که هر دقیقه آن برای خانواده قربانی، به اندازه یک عمر طول میکشد.در چنین لحظاتی، دریا دیگر منظره زیبای شمال نیست؛ خزر به صحنهای تبدیل میشود که خانوادهای در آن، میان امید و تلخی سرگردان مانده است.
چرا خزر قربانی میگیرد؟
غرقشدن در سواحل شمالی را نمیتوان تنها به یک «بیاحتیاطی فردی» تقلیل داد. بله؛ شنا در محدوده ممنوعه یک خطای جدی است. هشدار ناجیان غریق باید جدی گرفته شود و ورود به دریا در شرایط مواج میتواند پیامدهای مرگباری داشته باشد.
اما وقتی حادثهای بارها و بارها تکرار میشود، دیگر فقط با یک اشتباه فردی مواجه نیستیم؛ باید درباره مجموعهای از عوامل صحبت کنیم که دست به دست هم میدهند تا یک تفریح ساده به حادثهای مرگبار تبدیل شود.
یکی از خطرناکترین ویژگیهای دریا این است که ممکن است از ساحل آرام به نظر برسد، اما چند متر دورتر شرایط کاملاً متفاوت باشد. موج، جریانهای برگشتی و تغییر ناگهانی شرایط آب میتواند شناگر را در مدت کوتاهی از ساحل دور کند.
کسی که تجربه کافی از دریا ندارد، ممکن است تفاوت میان «آب آرام» و «دریای امن» را نداند.این دو الزاماً یکی نیستند.
نقطه ممنوعه، چرا همچنان محل شناست؟
پرسش مهمتر این است که چرا با وجود تعیین مناطق ممنوعه و حضور ناجیان، همچنان برخی افراد وارد این محدودهها میشوند؟
پاسخ را باید در ترکیبی از عوامل جستوجو کرد؛ از بیتوجهی برخی مسافران و جوانان به هشدارها گرفته تا تصور اینکه فقط چند دقیقه شنا میکنم و برمیگردم.گاهی همین چند دقیقه کافی است.
دریا با انسان مذاکره نمیکند. اگر موج، جریان آب یا عمق دریا تغییر کند، دیگر فرصتی برای جبران یک تصمیم اشتباه باقی نمیماند.در بسیاری از حوادث، فرد تصور میکند چون شنا بلد است، پس خطری تهدیدش نمیکند؛ در حالی که شنا بلد بودن با توانایی مقابله با شرایط خطرناک دریا یکی نیست.
شنا در استخر با شنا در دریای مواج تفاوت اساسی دارد.در استخر، محیط قابل پیشبینی است؛ اما دریا زنده، متغیر و غیرقابل پیشبینی است.نوجوانی که شاید فکر میکرد اتفاقی برایش نمیافتدسن ۱۷ سالگی، سن جسارت است؛ سنی که بسیاری از نوجوانان احساس میکنند میتوانند از پس خطرها برآیند.اما دریا جایی برای آزمودن شجاعت نیست.ممکن است یک نوجوان با دوستانش به ساحل آمده باشد، موجها را دیده باشد و با خود گفته باشد: «چیزی نیست.»
شاید حتی هشدار ناجی را شنیده باشد.اما در چند ثانیه، شرایط تغییر کرده است.این همان نقطهای است که یک تصمیم کوچک میتواند خانوادهای را برای همیشه داغدار کند.به همین دلیل، هشدار ناجی غریق یک توصیه معمولی نیست؛ حاصل تجربه کسی است که خطر را از نزدیک میشناسد.وقتی ناجی میگوید وارد آب نشوید، پشت این جمله فقط یک دستور اداری وجود ندارد؛ پشت آن تجربه نجات جان انسانهایی است که پیش از این در همان آب گرفتار شدهاند.
خزر زیباست؛ اما بیرحم هم میشود؛ سواحل مازندران هر سال پذیرای میلیونها مسافر است.دریا برای بسیاری از مردم، نماد تعطیلات، شادی و فرار از روزمرگی است؛ اما همین تصویر زیبا گاهی خطرهای پنهان آن را کمرنگ میکند.مسافری که کیلومترها رانندگی کرده و به شمال رسیده، ممکن است اولین چیزی که میخواهد تجربه کند، قدمزدن یا شنا در دریا باشد.اما مسئله اینجاست که دریا برای مسافر تازهوارد تفاوتی با فرد محلی قائل نیست.
موج برای همه یکسان است.جریان برگشتی برای همه خطرناک است.و نقطه ممنوعه برای همه ممنوع است.طرح سالمسازی چرا مهم است؟وقتی مسئولان تأکید میکنند مردم فقط در مناطق تحت پوشش طرح سالمسازی شنا کنند، این توصیه نباید به عنوان یک محدودیت اضافی دیده شود.
طرح سالمسازی دریا در واقع یک لایه حفاظتی برای کاهش خطر است.حضور ناجی، امکان واکنش سریع، دسترسی بهتر نیروهای امدادی و مشخصبودن محدوده امن شنا، همه بخشی از همین زنجیره هستند.
البته این به معنای آن نیست که شنا در محدوده طرح سالمسازی به طور مطلق بدون خطر است؛ بلکه به این معناست که ریسک در محدوده کنترلشده و تحت نظارت، قابل مدیریتتر است.بیرون رفتن از این محدوده یعنی کنار گذاشتن بخش مهمی از همین سازوکار حفاظتی.
مسئولیت فقط بر دوش ناجی غریق نیست
هر بار که فردی در دریا غرق میشود، نگاهها به سمت ناجیان غریق و دستگاههای امدادی میرود؛ اینکه آیا ناجی به اندازه کافی بوده؟ آیا امکانات مناسب وجود داشته؟ آیا قایق و تجهیزات کافی در اختیار نیروهای امدادی قرار داشته است؟
این پرسشها مهم هستند و باید پاسخ داده شوند.اما در کنار آن باید یک سؤال دیگر هم مطرح شود: چرا برخی افراد با وجود هشدارهای صریح، همچنان وارد مناطق ممنوعه میشوند؟نمیتوان تمام بار مسئولیت را بر دوش ناجی گذاشت.ناجی میتواند هشدار دهد، مراقبت کند و در لحظه حادثه برای نجات وارد عمل شود؛ اما نمیتواند جای تصمیمگیری یک شناگر را بگیرد.پیشگیری از غرقشدگی یک مسئولیت مشترک است؛ مسئولیت خانوادهها، مسافران، دستگاههای متولی، ناجیان غریق، مدیریت سواحل و البته خود فرد.
آموزش؛ حلقهای که نباید فراموش شود
یکی از راههای کاهش حوادث، آموزش است.کودکان و نوجوانان باید از سالهای مدرسه با خطرهای شنا در دریا آشنا شوند.باید بدانند جریانهای آب چگونه عمل میکنند، چرا نباید در دریای مواج وارد آب شد، چرا شنا در مناطق ناشناخته خطرناک است و اگر در آب گرفتار جریان شدید شدند، چه واکنشی نشان دهند.
آگاهی در چنین شرایطی میتواند تفاوت میان زندگی و مرگ باشد.فرهنگسازی نباید فقط زمانی آغاز شود که فصل سفر و تعطیلات فرا رسیده است.وقتی هر سال هزاران نفر به سواحل شمالی میآیند، آموزش ایمنی دریا باید بخشی از فرهنگ عمومی سفر باشد.
یک خانواده حالا منتظر است
در جویبار، عملیات جستوجو همچنان ادامه دارد.نیروهای امدادی در آب و ساحل به دنبال پیکر جوانی هستند که قرار بود یک روز عادی از زندگیاش را سپری کند.اما برای خانواده او، امروز دیگر یک روز عادی نیست.در چنین لحظاتی، زمان معنای دیگری پیدا میکند.هر دقیقه که میگذرد، خانواده به ساحل خیره میشود؛ شاید قایقی از دور دیده شود، شاید خبری برسد، شاید امدادگران چیزی پیدا کنند.اما تلخترین بخش ماجرا این است که هیچکس نمیتواند زمان را به عقب برگرداند.
نمیتوان آن لحظه را دوباره ساخت.نمیتوان تصمیم ورود به آب را تغییر داد.نمیتوان به آن نوجوان گفت چند دقیقه صبر کن.فقط میتوان امیدوار بود عملیات جستوجو هرچه سریعتر به نتیجه برسد و خانواده از این بلاتکلیفی تلخ خارج شود.
خزر را دستکم نگیریم
حادثه جویبار بار دیگر یک هشدار جدی است؛ هشداری که نباید تنها تا پایان خبر و چند روز بعد فراموش شود.دریا برای تفریح است، اما تفریح در دریا بدون رعایت اصول ایمنی میتواند در چند لحظه به فاجعه تبدیل شود.محدوده ممنوعه، هشدار ناجی، وضعیت مواج دریا و تابلوهای هشدار، موانعی برای لذت بردن از سفر نیستند؛ آنها مرز میان تفریح و حادثهاند.شاید برای کسی که کنار ساحل ایستاده، عبور از یک خط یا چند متر دورتر شدن از محدوده مجاز، مسئله بزرگی نباشد.اما گاهی همین چند متر، فاصله میان ساحل و مرگ است.
جوان ۱۷ ساله جویباری حالا در میان موجهای خزر گم شده و نیروهای امدادی همچنان به دنبال او هستند.پشت این حادثه، یک واقعیت تلخ باقی میماند:دریا هیچوقت فقط آن چیزی نیست که از ساحل دیده میشود.گاهی زیر سطح آرام آب، جریانی در حرکت است که میتواند در چند ثانیه یک زندگی را از خانوادهای بگیرد.
پس شاید مهمترین درس این حادثه نه در پایان عملیات جستوجو، بلکه پیش از ورود بعدی به آب نهفته باشد؛ جایی که یک تصمیم ساده میتواند سرنوشت یک انسان را تغییر دهد: اگر دریا مواج است، اگر ناجی هشدار میدهد و اگر محدودهای ممنوع اعلام شده، به آب نزنیم.چون هیچ شنایی آنقدر ارزشمند نیست که بهایش، انتظار یک خانواده برای بازگشت فرزندشان باشد.
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم




























































































