مصائب قطعی برق در شمال ایران با شرجی وحشتناک!
مصائب قطعی برق در شمال ایران با شرجی وحشتناک!

قطع برق شاید تنها «دو ساعت» باشد، اما در شمال ایران که گرمای طاقت‌فرسا با شرجی درهم می‌آمیزد، قابل تحمل نیست.

استانها

خبرگزاری تسنیم ـ فریده ستایشگر| ساعت از نیمه‌های روز گذشته و گرمای مردادماه آرام‌آرام خودش را به دیوارهای خانه‌ها رسانده است. پنکه‌ها می‌چرخند، کولرها با تمام توان کار می‌کنند و خانواده‌ها برای فرار از شرجی سنگین شمال، چشم به دستگاه‌های سرمایشی دوخته‌اند؛ اما ناگهان همه‌چیز خاموش می‌شود؛ صدای کولر گازی قطع می‌شود، پنکه از حرکت می‌ایستد و چند ثانیه بعد، سکوتی سنگین جای صدای وسایل برقی را می‌گیرد.

در بسیاری از نقاط کشور، خاموشی دو ساعت شاید یک مزاحمت جدی باشد؛ اما در شمال، ماجرا فقط «قطع برق» نیست. اینجا رطوبت بالا، گرمای هوا و شرجی سنگین، همان دو ساعت خاموشی را به تجربه‌ای فرساینده تبدیل می‌کند؛ تجربه‌ای که اگر طولانی‌تر شود، برای سالمندان، کودکان، بیماران و خانواده‌هایی که امکان جابه‌جایی ندارند، به‌مراتب دشوارتر خواهد بود.

این روزها تماس‌های متعدد مردم با دفتر استانی خبرگزاری تسنیم در گلستان، بخش دیگری از همین روایت است؛ تماس‌هایی که مضمون بسیاری از آنها یکی است: «خاموشی‌ها دیگر قابل تحمل نیست.»

مردم از قطع برق، از خاموش‌شدن کولر در اوج شرجی، از اختلال در کار و زندگی و از نگرانی بابت آسیب دیدن وسایل برقی گلایه دارند. برخی می‌پرسند چرا باید هر روز برنامه زندگی خود را با جدول خاموشی تنظیم کنند و برخی دیگر از طولانی‌شدن خاموشی‌ها و دشواری تحمل گرمای هوا می‌گویند، اما پشت این گلایه‌ها یک واقعیت بزرگ‌تر قرار دارد؛ واقعیتی به نام ناترازی برق.

خاموشی فقط خاموش‌شدن چراغ نیست

وقتی برق قطع می‌شود، تنها لامپ خانه خاموش نمی‌شود؛ کولر از کار می‌افتد، یخچال و فریزر برای مدتی بدون برق می‌مانند، اینترنت مختل می‌شود، فعالیت بسیاری از کسب‌وکارهای خانگی و مغازه‌ها متوقف می‌شود و کار اداری و آموزشی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

در مناطق گرم و شرجی، موضوع حتی جدی‌تر است. بدن انسان در رطوبت بالا توان کمتری برای خنک‌کردن خود دارد و همین مسئله باعث می‌شود تحمل گرما در زمان قطع وسایل سرمایشی دشوارتر شود، به همین دلیل است که نمی‌توان تجربه خاموشی در یک شهر مرکزی کشور را با خاموشی در یک شهر شمالی با رطوبت بالا دقیقاً یکسان دانست.

گلستان نیز از این قاعده مستثنی نیست. این استان در تابستان با رشد قابل توجه مصرف برق مواجه می‌شود و پیش‌تر نیز مسئولان صنعت برق استان از شکاف قابل توجه میان تولید و مصرف سخن گفته‌اند؛ به‌طوری که مصرف در ساعات اوج در برخی گزارش‌ها بیش از ۱۶۰۰  مگاوات اعلام شده، در حالی که ظرفیت تولید استان حدود هزار مگاوات عنوان شده یعنی فاصله میان آنچه تولید می‌شود و آنچه در لحظه اوج نیاز داریم، عدد کوچکی نیست لذا مردم دیگر توان تحمل خاموشی‌های طولانی را ندارند

مسئله اما فقط عدد و مگاوات نیست

وقتی خانواده‌ای در اوج گرمای روز دو ساعت برق ندارد، وقتی یک مادر برای خنک نگه‌داشتن کودک خود مجبور است خانه را ترک کند، وقتی سالمندی در خانه‌ای بدون برق و کولر می‌ماند یا وقتی یک مغازه‌دار در میانه فعالیت اقتصادی با خاموشی مواجه می‌شود، ناترازی برق از یک اصطلاح تخصصی در صنعت انرژی به یک مسئله ملموس اجتماعی تبدیل می‌شود؛ لذا  گلایه‌های مردم گلستان را باید از همین زاویه دید. آنها فقط نمی‌گویند «برق ما را قطع نکنید»؛ حرف اصلی این است که زندگی در گرمای شرجی بدون برق بسیار دشوار شده است.

خاموشی وقتی کوتاه و استثنایی باشد شاید قابل تحمل باشد، اما وقتی به بخشی از برنامه روزمره زندگی تبدیل شود، طبیعی است که فشار روانی و اجتماعی آن افزایش پیدا کند، اما راه عبور فقط از نیروگاه نمی‌گذرد بلکه در این میان یک نکته مهم نباید فراموش شود؛ تا زمانی که فاصله میان تولید و مصرف وجود دارد، مدیریت مصرف می‌تواند یکی از سریع‌ترین ابزارها برای کاهش فشار بر شبکه باشد لذا اینجاست که موضوع «۲۵ درجه» اهمیت پیدا می‌کند.

پویش «۲۵ درجه» با هدف تنظیم دمای کولرهای گازی روی ۲۵ درجه و کاهش مصرف برق در زمان اوج مصرف دنبال شده است؛ در استان‌هایی نیز بر همراهی مردم با این طرح تأکید شده است.

شاید برای یک خانواده، افزایش دمای کولر از ۲۲ یا ۲۳ درجه به ۲۵ درجه تغییر بزرگی به نظر نرسد؛ اما وقتی همین اقدام توسط صدها هزار یا میلیون‌ها مشترک انجام شود، نتیجه جمعی آن می‌تواند قابل توجه باشد، در واقع، ۲۵ درجه فقط یک عدد روی نمایشگر کولر نیست؛ یک رفتار جمعی برای عبور از روزهای سخت تابستان است.

کولر را روی ۲۵ درجه بگذاریم

مسئله مدیریت مصرف فقط کاهش مبلغ قبض برق نیست؛ هدف اصلی این است که در ساعات اوج مصرف، فشار کمتری به شبکه وارد شود تا نیاز به اعمال محدودیت و خاموشی کاهش پیدا کند و در شرایطی که شبکه با ناترازی مواجه است، روشن بودن همزمان تعداد زیادی کولر گازی می‌تواند بار سنگینی به شبکه تحمیل کند. بنابراین هر درجه کاهش در مصرف غیرضروری و هر وسیله‌ای که بتوان زمان استفاده از آن را به ساعات کم‌مصرف منتقل کرد، می‌تواند به مدیریت بهتر شبکه کمک کند.

از طرف دیگر، تغییر رفتار مصرفی الزاماً به معنای تحمل گرمای طاقت‌فرسا نیست چرا که تنظیم کولر روی ۲۵ درجه، خاموش کردن وسایل غیرضروری، استفاده نکردن همزمان از چند وسیله پرمصرف، انتقال شست‌وشو و استفاده از وسایل پرمصرف به ساعات کم‌بار و استفاده حداکثری از نور طبیعی مجموعه‌ای از اقداماتی است که می‌تواند فشار مصرف را کاهش دهد لذا مردم همکاری کنند، اما مسئولیت فقط روی دوش مردم نیست چرا که ‌‌ اینجا یک مرز مهم وجود دارد و نمی‌توان تمام بار حل بحران برق را بر دوش مردم گذاشت.

مردم می‌توانند مصرف خود را مدیریت کنند، اما انتظار دارند در مقابل، مدیریت شبکه نیز دقیق‌تر، اطلاع‌رسانی خاموشی‌ها شفاف‌تر و برنامه‌ریزی‌ها قابل پیش‌بینی‌تر باشد؛ وقتی مردم بدانند برق چه زمانی قطع می‌شود، می‌توانند برای زندگی خود برنامه‌ریزی کنند. وقتی زمان خاموشی مشخص نباشد یا خاموشی از زمان اعلام‌شده فراتر برود، طبیعی است که نارضایتی افزایش پیدا کند و از سوی دیگر، توسعه نیروگاه‌ها، افزایش ظرفیت تولید، اصلاح شبکه انتقال و توزیع، کاهش اتلاف انرژی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، وظیفه دستگاه‌های مسئول است و نمی‌توان آنها را با توصیه به کاهش مصرف جایگزین کرد.

‌استانی که خاموشی برایش فقط «دو ساعت» نیست

شاید در یک نگاه، دو ساعت خاموشی عدد بزرگی به نظر نرسد، اما دو ساعت خاموشی در ظهر یا عصر یک روز گرم و شرجی گلستان، برای خانواده‌ای که در آپارتمان زندگی می‌کند، برای سالمندی که توان تحمل گرما را ندارد، برای کودکی که خوابیده و برای فرد بیماری که به وسایل سرمایشی نیاز دارد، تنها «دو ساعت» نیست؛  این دو ساعت می‌تواند به اندازه تمام یک روز فرساینده باشد.

به همین دلیل، گلایه‌های مردم استان را نباید صرفاً در چارچوب اعتراض به خاموشی دید؛ این گلایه‌ها نشانه فشار واقعی خاموشی بر زندگی روزمره مردم است و از سوی دیگر، همین شرایط ایجاب می‌کند که مردم نیز سهم خود را در مدیریت بحران بپذیرند.

اگر قرار است خاموشی‌ها کمتر شود، هر کولری که روی ۲۵ درجه تنظیم می‌شود، هر وسیله برقی غیرضروری که در ساعات اوج خاموش می‌شود و هر مصرفی که به ساعات کم‌بار منتقل می‌شود، می‌تواند بخشی از یک راه‌حل جمعی باشد.

خاموشی را به مطالبه‌ای برای اصلاح مصرف و اصلاح مدیریت تبدیل کنیم

امروز مردم گلستان از خاموشی خسته‌اند و این خستگی را نمی‌توان نادیده گرفت، اما شاید بهترین پاسخ به این وضعیت، گرفتارشدن در دوگانه «مردم مقصرند» یا «مسئولان مقصرند» نباشد.

واقعیت این است که ناترازی برق یک مسئله چندوجهی است؛ بخشی از آن به تولید و زیرساخت بازمی‌گردد، بخشی به الگوی مصرف و بخشی نیز به شیوه مدیریت شبکه بنابراین راه عبور نیز باید چندوجهی باشد.

مسئولان باید برای افزایش ظرفیت تولید و اصلاح زیرساخت‌ها با جدیت بیشتری وارد میدان شوند؛ شرکت‌های توزیع باید اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف داشته باشند و مردم نیز در این روزهای سخت، مصرف خود را مدیریت کنند.

شاید تنظیم کولر روی ۲۵ درجه به‌تنهایی بحران برق را حل نکند، اما اگر میلیون‌ها نفر همین تغییر کوچک را جدی بگیرند، می‌تواند از شدت فشار بر شبکه بکاهد لذا این روزها مردم گلستان بیش از هر زمان دیگری به برق پایدار نیاز دارند؛ اما برای رسیدن به آن، هم باید مطالبه‌گر بود و هم مسئولانه مصرف کرد.

خاموشی برای مردم دیگر فقط خاموش‌شدن یک لامپ نیست؛ در گرمای شرجی شمال، خاموشی یعنی مختل‌شدن بخشی از زندگی. پس اگر می‌توان با چند تغییر ساده در الگوی مصرف، حتی بخشی از این فشار را کم کرد، وقت آن است که «۲۵ درجه» از یک توصیه روی کاغذ به یک قرار جمعی برای کمتر خاموش شدن چراغ خانه‌ها تبدیل شود.

انتهای پیام/

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]