خبرنگار تسنیم با حضور در میناب و کوهستک، روایت مجروحان و کادر درمان از حمله مرگبار به مراسم عروسی را ثبت کرد.
خبرگزاری تسنیم _ میثم میرزاده، شبی که قرار بود با شادی، موسیقی و هلهله یک مراسم عروسی در بندر کوهستک شهرستان سیریک به پایان برسد، با شنیده شدن صداهای پیاپی انفجار به شبی پر از هراس، خون و فریاد تبدیل شد؛ حادثهای که دهها زن، کودک و مرد را راهی مراکز درمانی کرد و بیمارستان میناب را در ساعات ابتدایی بامداد به مرکز پذیرش مجروحانی تبدیل کرد که بسیاری از آنان با خودروهای شخصی خود را به بیمارستان رسانده بودند.
هنوز سفره شام پهن نشده بود کودکان در حیاط بازی میکردند و زنان در گوشهای از خانه نشسته بودند مراسم عروسی در بندر کوهستک جریان داشت؛ جشنی که قرار بود شبی خاطرهانگیز برای یک خانواده و مهمانانشان باشد.
اما ساعتی بعد، آنچه از این شب در ذهن بسیاری از حاضران باقی ماند، صدای انفجار، موج اصابت، فرار کودکان و جستوجوی مادرانی بود که در میان مجروحان خونآلود به دنبال فرزندان خود میگشتند.
این جنایت تاریخی سبب شد به سمت میناب جایی که با شهادت ۱۶۸ کودک دانش اموز و بی گناه به دست ارتش تروریستی آمریکا شناخته میشود حرکت کنم و با حضور در بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) میناب و گفتوگو با مجروحان، همراهان آنان و کادر درمان، روایتهایی از شب حادثه و ساعات پرالتهاب انتقال و درمان مصدومان را ثبت کنیم.
سوتی که سکوت شب را شکست
یکی از دختران خردسال مجروح که خود در مراسم حضور داشته، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم، لحظات ابتدایی حادثه را اینگونه روایت میکند.
او که هنوز نقش حنا بر ناخن هایش هویدا بود و مجروحیت و بستری شدن در بیمارستان نتوانسته شوق و ذوق کودکیش را خاموش کند و پیش از مصاحبه با خنده و شوخی با خبرنگاران صحبت می کرد به محض آغاز مصاحبه با قلبی که درد آن را میشد احساس کرد و بغضی که نمایان بود و البته صلابتی مثال زدنی به تسنیم گفت: ابتدا صدای انفجارهایی از فاصلهای دور شنیده شد و پس از آن، صدای دیگری که به گفته او انگار چیزی با سرعت حرکت میکرد فضای اطراف را پر کرد.
او میگوید موج یکی از انفجارها باعث شد به داخل خانه پرتاب شود و در ادامه نیز سنگ و آوار به اطراف پرتاب شد.
این مجروح و شاهد عینی میگوید: یک سنگ روی شانهام افتاد همان لحظه از شدت شوک زیاد متوجه درد نبودم وقتی خواستم بلند شوم، اطرافیان گفتند تکان نخور، اما من نگران خانوادهام بودم و میخواستم بدانم چه اتفاقی برای آنها افتاده است.
روایتهای دیگر حاضران نیز از وقوع چند انفجار حکایت دارد؛ انفجارهایی که آرامش مراسم را در چند لحظه به هم ریخت.
هنوز غذا نیاورده بودند؛ بچهها در حیاط بازی میکردند
مادر یکی از مجروحان، در حالی که خود نیز از حادثه آسیب دیده، از لحظاتی میگوید که تلاش میکرد فرزندانش را از محل دور کند.
او به خبرنگار تسنیم میگوید: بیرون اتاق و در حیاط نشسته بودم که ناگهان صدای شدیدی آمد دو دخترم را برداشتم و داخل خانه بردم، اما پسرم بیرون بود بعد دوباره صدا آمد و همه چیز به هم ریخت.
وی ادامه میدهد: همه فریاد میزدند، بچهها گریه میکردند و همه به دنبال پناه گرفتن بودند هنوز موقع غذا دادن نشده بود بچهها در حیاط بازی میکردند و زنها بیرون نشسته بودند.
پسر این مادر نیز در جریان حادثه از ناحیه پا مجروح شده و به گفته وی، پس از انتقال به بیمارستان تحت عمل جراحی و خارجسازی ترکش قرار گرفته است.
مادر در میان مجروحان به دنبال فرزندش میگشت
یکی از تلخترین روایتها مربوط به مادر کودکی ۱۱ ساله است که فرزندش پس از حادثه به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان منتقل شد.
او میگوید با شنیدن صدای انفجارها و سپس فریاد و شیون مردم، خود را به محل حادثه رساند اما در نخستین لحظات، به دلیل وضعیت مجروحان و خونآلود بودن صورتها، نتوانست فرزندش را پیدا کند.
این مادر میگوید: فقط میدویدم و فریاد میزدم بچهام کجاست؛ زنده است یا مرده؟ اصلاً نمیتوانستم تشخیص بدهم کدام بچه فرزند من است.
وی پس از پیدا کردن فرزندش متوجه شد او از ناحیه صورت، گردن و دست آسیب دیده و نیازمند مراقبتهای ویژه است.
به گفته این مادر، کودک پس از مدتی بستری در آیسییو به بخش منتقل شده، اما آثار روحی حادثه همچنان در او باقی مانده است.
روایت یک کودک از پنج یا شش صدای انفجار
در یکی از بخشهای بیمارستان، کودک مجروح حادثه، روی تخت بستری شده است آثار جراحت بر سر و پای او دیده میشود.
او با زبان کودکانه، شب حادثه را برای خبرنگار تسنیم روایت میکند: توی حیاط مراسم عروسی بودیم که یکدفعه صدای انفجار آمد چند تا صدا بود؛ شاید پنج یا شش تا. بعد سر و پای من آسیب دید.
وقتی از او درباره وضعیت فعلیاش پرسیده میشود، میگوید حالش بهتر است، اما در ادامه با اشاره به دیگر کودکان آسیبدیده، از آرزوی خود برای پایان یافتن این حوادث و آسیب ندیدن کودکان سخن میگوید.
از قشم برای عروسی آمده بودند؛ جشن به عزا تبدیل شد
در میان همراهان مجروحان، خانوادههایی نیز حضور داشتند که از نقاط دیگر هرمزگان برای شرکت در مراسم عروسی به کوهستک آمده بودند.
صدیق خوشریش، از اهالی لافت قشم، به خبرنگار تسنیم میگوید که همراه خانواده برای حضور در مراسم عروسی به کوهستک آمده بودند، اما پس از حادثه چند نفر از اعضای خانوادهاش آسیب دیدند.
او میگوید: برای عروسی آمده بودیم، اما جشن ما به عزا تبدیل شد. فرزندم، همسرم و چند نفر دیگر از اعضای خانواده آسیب دیدند.
به گفته وی، همسرش از ناحیه چشم و دست دچار آسیب شده و برخی از مجروحان نیز نیازمند اقدامات درمانی و جراحی بودند.
کودکی که به پنج سالگی نرسید
در میان روایتهای تلخ حادثه، نام امیرمحمد کریمی بیش از همه قلب را به درد میآورد.
پدر این کودک در گفتوگو با خبرنگار تسنیم میگوید فرزندش همراه خانواده در مراسم حضور داشته و قرار بود در ۲۰ آبان، پنج ساله شود.
محمد کریمی، پدر داغدار این کودک، در حالی که از فرزندش سخن میگوید، با اندوه و در عین حال صلابت میگوید: پسرم هنوز پنج ساله نشده بود. برای یک مراسم عروسی رفته بودند. کودک بودند، بیدفاع و بیسلاح.
او در ادامه با اشاره به شهادت فرزندش، بر ایستادگی مردم ایران تأکید میکند و میگوید خانوادههای داغدار و مردم منطقه با وجود این مصیبت، از ایستادگی در برابر دشمن عقبنشینی نخواهند کرد.
فراخوان شبانه در بیمارستان میناب
در حالی که در کوهستک خانوادهها درگیر انتقال مجروحان بودند، در بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) میناب نیز شرایط به سرعت تغییر کرد.
شیخ آبادی مدیر داخلی بیمارستان میناب در گفتوگو با خبرنگار تسنیم میگوید نخستین اعلام درباره وقوع حادثه در حدود ساعت ۲۲ انجام شد و پس از مشخص شدن ابعاد اولیه، فراخوان برای حضور پزشکان و کادر درمان صادر شد.
به گفته وی، به دلیل حجم حادثه و شرایط ساعات اولیه، بسیاری از مصدومان با خودروهای شخصی خانوادهها و مردم به بیمارستان منتقل شدند.
او میگوید: تا حدود ساعت یک بامداد، ۷۰ مصدوم و مجروح به بیمارستان منتقل شدند. دو نفر از مصدومان فوت کرده بودند و به شهادت رسیدند و دیگر مجروحان در بخشهای مختلف بستری و تحت درمان قرار گرفتند.
مدیر داخلی بیمارستان میناب ادامه میدهد: بخشهایی از بیمارستان برای پذیرش مجروحان اختصاص داده شد و بیمارانی که نیاز به مراقبتهای ویژه داشتند به آیسییو منتقل شدند تیم جراحی نیز از همان ساعات نخست در آمادگی کامل قرار داشت.
وقتی زجه کودکان، کادر درمان را هم متأثر کرد
یکی از نکاتی که مدیر داخلی بیمارستان میناب بارها بر آن تأکید میکند، تعداد بالای زنان و کودکان در میان مجروحان است.
او میگوید دیدن کودکان مجروح و شنیدن صدای گریه و ناله آنها، برای کادر درمان نیز لحظات دشواری ایجاد کرده بود.
وی میگوید: وقتی زجه یک کودک کوچک را میشنوی، طبیعتاً احساسات همه درگیر میشود، اما همکاران ما تلاش کردند در همان شرایط، با تمرکز کامل کار درمان و ساماندهی مجروحان را انجام دهند.
به گفته این مقام بیمارستانی، بخش قابل توجهی از مصدومان پس از دریافت خدمات درمانی در روزهای بعد ترخیص شدند و شماری نیز همچنان برای ادامه درمان در بخشها و مراقبتهای ویژه بستری بودند.
حضور خودجوش پزشکان و پرستاران؛ بیمارستان در حالت آمادهباش کامل
یکی از پزشکان و مسئولان درمانی بیمارستان نیز در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از حضور گسترده و خودجوش کارکنان درمانی در ساعات ابتدایی حادثه خبر میدهد.
به گفته وی، پس از اعلام وقوع حادثه، کادر پزشکی، پیراپزشکی و پشتیبانی بیمارستان به سرعت در محل حاضر شدند و حتی شماری از کارکنانی که در آن شب کشیک نبودند یا خارج از محل حضور داشتند، خود را به بیمارستان رساندند.
او میگوید: پاسخ کادر درمان بسیار سریع و گسترده بود بخشهایی که نیاز به تخلیه و آمادهسازی برای پذیرش مجروحان داشت، ساماندهی شد اتاقهای عمل، مراقبتهای ویژه، تأمین دارو و خون و سایر نیازهای درمانی در کوتاهترین زمان ممکن مدیریت شد.
به گفته این پزشک، بخش بزرگی از مجروحان پس از اقدامات اولیه، جراحی و درمان، وضعیت بهتری پیدا کردند و روند درمان برای بیماران باقیمانده همچنان ادامه دارد.
از حیاط یک خانه تا راهروهای بیمارستان
حادثه کوهستک، برای بسیاری از خانوادهها در چند ساعت، فاصله میان شادی و سوگ را به کوتاهترین شکل ممکن رقم زد؛ کودکانی که برای بازی به حیاط آمده بودند، زنانی که برای جشن دور هم نشسته بودند و خانوادههایی که از شهرها و جزایر دیگر هرمزگان به مراسم دعوت شده بودند، ناگهان با اقدام تروریستی ارتش آمریکا خود را در میان انفجار، ترکش، خاک و آوار دیدند.
اما در سوی دیگر این روایت، بیمارستان میناب نیز به صحنه دیگری از این شب تبدیل شد؛ راهروهایی که یکباره مملو از خانوادههای نگران شد، پزشکان و پرستارانی که از نقاط مختلف خود را به بیمارستان رساندند و مادری که در میان مجروحان به دنبال چهره فرزندش میگشت.
آنچه امروز در اتاقهای بیمارستان باقی مانده، تنها آثار جراحت جسمی نیست؛ بسیاری از کودکان هنوز از صدای انفجار سخن میگویند و مادران، لحظهای را روایت میکنند که در میان فریادها نمیدانستند فرزندشان زنده است یا نه.
کوهستک، آن شب میزبان یک مراسم عروسی بود؛ اما روایت بازماندگان نشان میدهد که برای خانوادههای حاضر، خاطره آن شب دیگر با موسیقی و شادی آغاز نمیشود، بلکه با صدای سوت، انفجار و جستوجوی هراسان مادری برای پیدا کردن فرزندش در میان مجروحان به یاد خواهد ماند.
انتهای پیام/۸۶۴
- نویسنده: تسنیم





























































































