روایت میدانی از بازار تبریز نشان میدهد تجهیز لوازم التحریر هر محصل، دستکم معادل ۵ میلیون تومان تمام میشود.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، عقربههای ساعت از حوالی عصر گذشتهاند و سنگفرشهای خیابان تربیت زیر گامهای شتابزده صدها خانواده تبریزی صدا میدهند. شهریور در واپسین روزهای خود، همیشه تبریز را به تلاطم میکشاند؛ از هیاهوی همیشگی راسته شریعتی (شهناز) گرفته تا دالانهای خنک و طاقهای ضربی بازار مسقف تبریز، جایی که بوی کاغذ نو و چسب با عطر نوستالژیک سالهای دور پیوند خورده است. اما امسال هوا بوی دیگری دارد؛ سنگینی ملموسی میان همهمه جمعیت موج میزند. برای یک خبرنگار که سالها نبض این شهر را گرفته است، تمایز میان «شلوغی خرید» و «تردد از سر بلاتکلیفی» چندان دشوار نیست.
پیادهراه تربیت پر است از رنگ؛ کولهپشتیهای با طرحهای کارتونی که در ورودی مغازهها آویزان شدهاند، مدادرنگیهای چیده شده پشت شیشهها و دفاتری با جلدهای براق و چشمنواز. کودکان با چشمانی پر از اشتیاق، دست پدر و مادر را به سمت این رنگها میکشند، اما واکنش اولیای دانشآموزان نه لبخند، بلکه نگاههای خیره و ممتدی است که بلافاصله به برچسبهای سفیدرنگ قیمتها دوخته میشود. دستها برخلاف سالهای گذشته پر از نایلونهای رنگارنگ نیست؛ بیشتر مردم دست در جیب، از مغازهای به مغازه دیگر میروند، قیمتها را در ذهن خود جمع و تفریق میکنند و با چهرههایی منقبض، به راه خود ادامه میدهند.
وارد راسته کتابفروشان و لوازمالتحریر بازار سنتی تبریز میشوم؛ جایی که دهههاست مرکز اصلی تأمین نوشتافزار شمالغرب کشور محسوب میشود. همهمه فروشندگان که سعی دارند با فریاد زدن تخفیفها مشتری جذب کنند، زیر طاقهای آجری میپیچد. اما وقتی پای صحبت خریداران مینشینید، متوجه میشوید که واژه تخفیف در برابر جهش ارقام، رنگ باخته است. واکاوی اقلام به ظاهر ساده نشان میدهد که خرید مدرسه دیگر یک آیین مفرح سالانه نیست؛ بلکه به یک بحران مالی جدی برای خانوادههای طبقه متوسط و کارگری تبدیل شده است.
روایت از کف بازار؛ از راسته کتابفروشان تا پیادهراه تربیت
در یکی از مغازههای قدیمی راسته بازار، مردی حدوداً ۴۵ ساله با کاپشن ساده کارگری و دستهایی که نشان از کار یدی دارد، به همراه دو فرزند دختر و پسرش ایستاده است. دخترک که کلاس پنجم ابتدایی است، دست روی یک دفتر سیمی فانتزی گذاشته که طرح انیمیشن روی جلد آن نقش بسته است. فروشنده بدون معطلی قیمت را اعلام میکند: «۱۸۰ هزار تومان قابل نداره!» مرد برای لحظهای به چشمان دخترش نگاه میکند، لبهایش تکان میخورد و سپس به آرامی دستش را روی یک دفتر سادهتر با جلد مقوایی میگذارد و میپرسد: «این چند؟» فروشنده میگوید: «اونم ۱۵۰ تومن کمتر نمیشه.»
به سراغ این پدر میروم. نامش رحمان است و در یکی از کارگاههای صنعتی جاده تبریز–آذرشهر کار میکند. وقتی از او درباره برآورد هزینههای امسال میپرسم، پوزخندی تلخ میزند و فاکتور کوچکی را که در دست دارد نشانم میدهد: «من دو تا بچه مدرسهای دارم؛ یکی ابتدایی و یکی دوره اول متوسطه. باور میکنید فقط برای خرید چند جلد دفتر، خودکار و مداد ساده رقمی نزدیک به دو میلیون تومان دادم؟ تازه هنوز نه کیف خریدهایم، نه کفش و نه لباس فرم. پارسال فکر میکردم گرانی به اوج رسیده، اما امسال ارقام اصلاً قابل فهم نیستند. یک پاککن ساده که بچه مدام گمش میکند ۱۰۰ هزار تومان است! یک بسته مداد معمولی مشکی ۱۹۰ هزار تومان قیمت خورده. من با حقوق پایه کارگری و دو بچه محصل، چطور باید از پس این هزینهها بربیایم؟ شهریه و کتاب درسی جای خود، فقط برای همین قلم و کاغذ اولیه ماندهام چه کنم.»
روایت دوم: مادران و مهندسی معکوسِ سبد خرید در شریعتی
چند خیابان آنطرفتر، در چهارراه شریعتی (شهناز)، مادری جوان به همراه پسر اولدبستانیاش از یک فروشگاه بزرگ خارج میشود؛ در دستش تنها یک کیسه بسیار کوچک است که چند قلم مداد و یک دفتر در آن دیده میشود. از او میپرسم آیا خریدش تمام شده است؟ با دلخوری سر تکان میدهد: «اصلاً نمیشود دست به چیزی زد. آمده بودم برای پسرم که امسال کلاس اولی است ست کامل بخرم تا ذوق کند. اما وقتی قیمتها را دیدم شوکه شدم. یک جامدادی پارچهای کاملاً ساده ۲۰۰ هزار تومان است؛ اگر بخواهید جنس کمی محکمتر بردارید بالای ۳۵۰ هزار تومان میشود. یک بسته مدادرنگی معمولی ۱۲ رنگ ۱۵۰ هزار تومان است. یک خطکش و شابلون ساده ۱۵۰ هزار تومان قیمت دارد. با خودم حساب کردم اگر بخواهم طبق لیست معلم خرید کنم، باید کل پساندازم را برای همین خردهریزها بدهم. مجبور شدم به پسرم بگویم از مدادرنگیهای پارسال خواهرش استفاده کند و فقط دو تا دفتر و یک مداد برایش برداشتم تا روز اول مدرسه دستخالی نباشد.»
آن سوی پیشخوان؛ فروشندگان چه میگویند؟
پای صحبت یکی از بنکداران باسابقه نوشتافزار در سرای حاج حسین بازار تبریز مینشینم. حاج صمد که بیش از ۳۵ سال است در این صنف فعالیت دارد، پشت میزش نشسته و به انبوه کارتنهای دفتری که روی هم چیده شدهاند نگاه میکند. او وضعیت امسال را بیسابقهترین رکود توأم با تورم میداند: « مردم فکر میکنند ما از این قیمتها خوشحالیم یا سود کلان میبریم. واقعیت این است که سرمایه در گردش ما چندین برابر شده، اما سودمان به شدت افت کرده است. سالهای گذشته خانوادهها میآمدند و دفتری را بستهای یا کارتنی میخریدند؛ دوجین خودکار و چند بسته مداد برمیداشتند تا برای کل سال تحصیلی فرزندشان راحت باشند. امسال مشتری میآید و دانهای خرید میکند؛ دو تا خودکار ۳۰ هزار تومانی، یک پاککن ۱۰۰ هزار تومانی و نهایتاً سه جلد دفتر. فروش ما از نظر ریالی بالا رفته اما از نظر تعداد و حجم اقلام، بیش از ۵۰ درصد کاهش داشته است. هزینه تولید، گرانی کاغذ وارداتی، هزینه چاپ، سیمی کردن و حملونقل همه دست به دست هم داده تا قیمت یک دفتر ساده از ۱۵۰ هزار تومان شروع شود.»
روایت دستفروشان و بساطیهای حاشیه بازار
در پیادهروهای اطراف راسته بازار، دستفروشانی بساط کردهاند که اجناس ارزانتر اما اغلب بیکیفیت را عرضه میکنند. جوانی که بساط خطکش، تراش و پاککن پهن کرده، میگوید: «مشتریانی که دستشان به خرید مغازه نمیرسد پیش ما میآیند. اما باور کنید حتی جنسهای بدون برند و بیکیفیت چینی هم گران شدهاند. من تراش ساده بدون مخزن را گذاشتهام ۳۰ هزار تومان و تراش مخزندار معمولی ۵۰ هزار تومان است. مردم همین را هم چانه میزنند. خیلیها جنس را برمیدارند، نگاه میکنند و وقتی میفهمند یک ست خطکش پلاستیکی ساده ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان است، آرام سر جایش میگذارند و میروند.»
روایت ارقام؛ فاکتور ۵ میلیونی برای حداقلهای یک دانشآموز
بررسی میدانی فاکتورها در راستههای مختلف بازار تبریز نشان میدهد که محاسبه حداقل سبد ملزومات تحصیلی، به ارقامی سرگیجهآور ختم میشود. کافی است پایهایترین نیازهای یک دانشآموز معمولی را بدون در نظر گرفتن هیچ قلم فانتزی یا برند خارجی محاسبه کنیم. نقطه آغاز این سیاهه با دفتر مشق است؛ جایی که یک دفتر معمولی جلد مقوایی یا سیمی ۶۰ تا ۸۰ برگ در بازار تبریز دستکم ۱۵۰ هزار تومان قیمت دارد. با احتساب حداقل ۶ جلد دفتر برای دروس اصلی، تنها هزینه کاغذ و دفتر به ۹۰۰ هزار تومان میرسد.
در بخش ابزارهای نوشتاری، یک بسته ۶ تایی مداد مشکی معمولی ۱۹۰ هزار تومان به فروش میرسد که برای طول سال تحصیلی حداقل به دو بسته معادل ۳۸۰ هزار تومان نیاز است. افزودن ۵ عدد خودکار ساده ۳۰ هزار تومانی مبلغ ۱۵۰ هزار تومان، سه عدد پاککن معمولی ۱۰۰ هزار تومانی مبلغ ۳۰۰ هزار تومان و دو عدد تراش مخزندار ۵۰ هزار تومانی رقمی معادل ۱۰۰ هزار تومان دیگر را روی دست خانواده میگذارد.
ملزومات تکمیلی نیز از این گرانی در امان نماندهاند؛ یک جعبه مدادرنگی ۱۲ رنگ ساده با قیمت ۱۵۰ هزار تومان، یک ست ابزار هندسی و خطکش معمولی با بهای ۱۵۰ هزار تومان و یک جامدادی پارچهای تکزیپ با قیمت ۲۰۰ هزار تومان عرضه میشود.
اما بخش سنگین ماجرا زمانی رقم میخورد که پای تجهیزات اصلی به میان میآید. کف قیمت یک کولهپشتی برزنتی معمولی تولید داخل در بازار تبریز یک میلیون تومان است و تهیه یک جفت کتانی یا کفش روزمره بادوام برای مدرسه نیز دستکم یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان آب میخورد. جمع جبری این اقلام اولیه و کاملاً ساده، رقم نهایی را به ۴ میلیون و ۸۳۰ هزار تومان میرساند؛ عددی نزدیک به ۵ میلیون تومان که صرفاً برای ملزومات دمدستی یک محصل خرج میشود، بدون آنکه ریالی برای روپوش و فرم مدرسه، هزینه کتب درسی، سرویس رفتوآمد یا بیمه و کمک به مدرسه منظور شده باشد.
واکاوی ریاضیِ ارقام؛ بار سنگین بر دوش خانوار
نگاهی موشکافانه به این برآورد میدانی نشان میدهد که برای یک خانواده کارگری با دو فرزند محصل، رقم تجهیز اولیه از مرز ۱۰ میلیون تومان عبور میکند. در شرایطی که پایه حقوق یک کارگر مشخص است، اختصاص بخش اعظم درآمد ماهانه صرفاً برای خرید ملزومات اولیه، به معنای حذف ناگزیر سایر نیازهای حیاتی از جمله سبد غذایی، بهداشت و هزینههای مسکن خواهد بود.
این فشار اقتصادی موجب شده تا الگوی مصرف خانوادهها تغییر کند؛ خانوادهها به جای خرید پیشدستانه برای طول سال، به خریدهای قطرهچکانی و به اصطلاح هفته به هفته روی آوردهاند تا بتوانند هزینهها را در طول ماههای پاییز سرشکن کنند.
تحلیل و پیامدها؛ حذف آرام ملزومات آموزشی و زنگ خطر نابرابری
افت کیفیت یادگیری با استفاده از ملزومات نامرغوب: وقتی قیمت اقلام مرغوب اوج میگیرد، بازار اجناس بیکیفیت و بدون استاندارد داغ میشود. پاککنهایی که کاغذ را سیاه و مخدوش میکنند، مدادهایی که با یک بار تراشیدن میشکنند و کیفها و کفشهای نامناسبی که سلامت جسمی و اسکلتی دانشآموزان را تهدید میکنند، پیامد بدون واسطه این تورم لجامگسیخته در بخش لوازمالتحریر هستند.
شکاف روانی و طبقاتی در مدارس: دیدن همکلاسیهایی با لوازم فانتزی و مدرن در برابر دانشآموزانی که مجبورند با دفترهای بازیافتی یا جامدادیهای وصلهخورده سر کلاس حاضر شوند، بذر سرخوردگی را از نخستین روزهای مهر در ذهن کودک میکارد. آموزش که باید مهمترین ابزار برابری اجتماعی باشد، از همان نقطه آغازین خرید نوشتافزار، تصویر خشن تمایز طبقاتی را به رخ میکشد.
ناکارآمدی نمایشگاههای پاییزه و توزیعهای قطرهچکانی: بررسی غرفهها و نمایشگاههای فصلی در سطح شهر نیز نشان میدهد که حجم اقلام یارانهای دولتی بسیار ناچیز و کیفیت آنها به شدت پایین است، به طوری که حتی صفهای طولانی نیز پاسخگوی خیل عظیم متقاضیان نیست و بخش بزرگی از جامعه ناچار به تأمین نیاز خود از بازار آزاد با همین قیمتهای سرسامآور هستند.
غروب در راسته بازار؛ مشقهایی که نانوشته میمانند
هوا رو به تاریکی میرود و چراغهای راسته بازار تبریز یکییکی روشن میشوند. صدای اذان از گلدستههای مسجد جامع در دالانهای کهن بازار میپیچد و کرکره برخی مغازهها به نشانه پایان یک روز کاری پایین کشیده میشود. والدینی که ساعاتی پیش با اشتیاق قدم به بازار گذاشته بودند، حالا با قدمهایی خسته و کیسههایی نیمهپر به سمت ایستگاههای اتوبوس و تاکسی بازمیگردند.
شهریور تبریز امسال بیش از آنکه یادآور شوق بازگشایی مدارس و بوی خوش برگههای دستنخورده باشد، به یک معادله پیچیده و نفسگیر ریاضی برای والدین بدل شده است؛ معادلهای که در آن، جمعِ هزینههای یک مداد، پاککن و چند جلد دفتر ساده، به مرز پنج میلیون تومان میرسد. اگر سازوکار حمایتی واقعی و کنترل زنجیره تأمین نوشتافزار در دستور کار قرار نگیرد، تحصیل که بدیهیترین حق کودکان این سرزمین است، رفتهرفته از دسترس بخش قابل توجهی از خانوادهها دورتر خواهد شد.
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم

































































