حمله جیش الظلم به گشت انتظامی بمپور، تلاشی برای ناامنسازی منطقه و مصادره نام مردم سیستان و بلوچستان است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از زاهدان، حمله مسلحانه به گشت انتظامی پاسگاه نوکجو در محور بمپور- ایرانشهر که به شهادت استوار دوم امیرحسین قاسمی و گروهبان یکم نظام دستگشاده و مجروح شدن یکی دیگر از کارکنان انتظامی انجامید، بار دیگر مسئله امنیت در جنوب سیستان و بلوچستان و شیوه مواجهه با گروهکهای تروریستی را به یکی از مسائل جدی منطقه تبدیل کرده است.
اما اهمیت این حادثه فقط در آنچه در جاده بمپور رخ داد خلاصه نمیشود. بخش مهمتر ماجرا را باید در بیانیهای جستوجو کرد که گروهک جیش الظلم پس از حمله منتشر کرده است؛ بیانیهای که در آن تلاش شده یک عملیات مسلحانه علیه نیروهای انتظامی، با ادبیات «آزادی»، «کرامت» و «دفاع از مردم» بازتعریف شود. این همان نقطهای است که حادثه امنیتی به یک مسئله رسانهای و اجتماعی تبدیل میشود.
وقتی تروریسم تلاش میکند خودش را نماینده مردم جا بزند
گروههای تروریستی برای ادامه حیات خود تنها به سلاح نیاز ندارند؛ آنها به روایت نیز نیاز دارند. باید بتوانند برای خشونت خود معنایی بسازند، قربانی را از جایگاه انسانیاش خارج کنند و عامل خشونت را در جایگاه «قهرمان» قرار دهند؛ بیانیه جیش الظلم نیز دقیقا از همین الگو پیروی میکند.
در این روایت، نیروهای انتظامی دیگر دو جوان ۲۴ ساله ایرانی نیستند که در حال انجام ماموریت بودهاند؛ آنها به «ابزار حکومت» تقلیل داده میشوند تا کشتن آنها برای مخاطب قابل توجیه شود. در مقابل، مهاجمان با واژههایی مانند «قهرمانان» و «فرزندان غیور» معرفی میشوند.
این جابهجایی واژگان، اتفاقی نیست. وقتی یک گروه مسلح انسانهایی را که هدف قرار داده «خنثیشده» مینامد، در واقع تلاش میکند فاصله اخلاقی میان «کشتن انسان» و «انجام یک عملیات» را از بین ببرد. تروریسم از همین جا آغاز میشود؛ جایی که انسان از تصویر حذف و هدف نظامی جایگزین او میشود.
دو جوان ۲۴ ساله و نه دو عنوان سیاسی
در میان همه روایتهای سیاسی و امنیتی، نباید یک واقعیت ساده و انسانی فراموش شود. امیرحسین قاسمی و نظام دستگشاده، هر دو ۲۴ ساله بودند. یکی متولد ساری و دیگری متولد آمل. دو جوانی که در جریان انجام ماموریت انتظامی جان خود را از دست دادند. ممکن است یک گروه مسلح تلاش کند هویت آنها را در قالبی سیاسی تعریف کند، اما هیچ بیانیهای نمیتواند واقعیت مرگ آنها را تغییر دهد.
این دو نفر برای خانوادههایشان نیروهای یک ساختار سیاسی نبودند؛ فرزند، برادر و عضوی از یک خانواده بودند که دیگر به خانه بازنمیگردد.
تبدیل چنین انسانهایی به اعداد یک عملیات، یکی از مهمترین کارکردهای تبلیغات تروریستی است؛ زیرا هرچه قربانی بیهویتتر شود، توجیه خشونت آسانتر خواهد شد.
تناقضی که در بیانیه تروریستها دیده میشود
جالب آنجاست که جیش الظلم در همان بیانیهای که مسئولیت حمله را میپذیرد، مدعی میشود علاقهای به آسیب رساندن به نظامیان ندارد. اما چگونه میتوان یک کمین مسلحانه علیه گشت انتظامی را طراحی کرد، خودروهای آن را هدف گرفت، دو مامور را به شهادت رساند و سپس مدعی شد که هدف، آسیب رساندن به نظامیان نبوده است؟
این تناقض نشان میدهد مسئله فقط یک عملیات نظامی نیست؛ یک عملیات روایتسازی نیز در کنار آن در جریان است. هدف این روایت آن است که خشونت، «واکنش» معرفی شود؛ تروریست به «مدافع» تبدیل شود و قربانی به «مسبب» حادثه. اگر این منطق پذیرفته شود، هر گروه مسلحی میتواند برای خشونت علیه هر فردی یک توجیه سیاسی پیدا کند.
سیستان و بلوچستان را نمیتوان به نام تروریستها مصادره کرد
شاید خطرناکترین بخش این ماجرا، استفاده گروهکهای تروریستی از نام مردم و هویت منطقه برای توجیه اقدامات خود باشد.جیش الظلم در بیانیه خود از «بلوچستان قهرمان» و «فرزندان این سرزمین» سخن میگوید؛ گویی یک گروه مسلح میتواند به نمایندگی از مردم یک منطقه تصمیم بگیرد و خشونت خود را به نام آنان ثبت کند. اما مردم سیستان و بلوچستان را نمیتوان با یک گروهک تروریستی تعریف کرد.
مردم این استان، مانند مردم هر نقطه دیگری، پیش از هر چیز خواهان امنیت، زندگی عادی، آینده بهتر و فرصت رشد و پیشرفت هستند. یک گروه مسلح نه حق دارد از جانب آنها سخن بگوید و نه میتواند با حمله به نیروهای انتظامی، ناامنی را به عنوان مطالبه عمومی جا بزند.
اتفاقا یکی از مهمترین اقدامات در برابر تروریسم همین مرزبندی روشن است که مردم یک منطقه با گروهک مسلحی که در آن منطقه دست به عملیات میزند، یکی نیستند. این تفکیک باید در ادبیات رسانهای حفظ شود.
پاسخ به تروریسم فقط امنیتی نیست
البته تاکید بر این موضوع به معنای کم اهمیت دانستن برخورد امنیتی نیست. برعکس، نخستین وظیفه حاکمیت در برابر چنین حملاتی، حفاظت از جان مردم و نیروهای امنیتی و انتظامی، شناسایی عوامل حمله و برخورد قاطع با شبکههای مسلح و پشتیبان آنهاست. اما امنیت پایدار چیزی فراتر از برخورد با عامل مسلح است.
اگر قرار است چرخه خشونت در جنوب سیستان و بلوچستان متوقف شود، باید همزمان با برخورد امنیتی، زمینههای اجتماعی و اقتصادی سوءاستفاده گروههای تروریستی نیز کاهش پیدا کند.اعتماد عمومی، توسعه متوازن، اشتغال، حضور موثر دستگاههای خدماتی، تقویت سرمایه اجتماعی و ارتباط مستقیم با مردم، بخش مهمی از امنیت پایدار هستند.
گروهک تروریستی زمانی میتواند از نارضایتیها سوءاستفاده کند که میان جامعه و ساختارهای رسمی فاصله ایجاد شده باشد. بنابراین تقویت این پیوند، خود یک اقدام امنیتی بلندمدت است.
هدف فقط یک گشت انتظامی نیست
حمله به گشت انتظامی در یک محور مواصلاتی، پیامدهایی فراتر از شهادت چند نیروی انتظامی دارد. امنیت جادهها، امنیت کسبوکار، رفتوآمد مردم، حملونقل کالا و حتی تصویر عمومی از امنیت منطقه را تحت تاثیر قرار میدهد. تروریستها با ناامن کردن مسیرهای ارتباطی میتوانند تلاش کنند این تصور را ایجاد کنند که دولت و نیروهای امنیتی قادر به تامین امنیت نیستند.
به همین دلیل، تامین امنیت محورهای مواصلاتی جنوب سیستان و بلوچستان باید در کنار اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی، با استفاده از فناوریهای نوین، تقویت اشراف اطلاعاتی و بازنگری مستمر در الگوی گشت و پایش مسیرها دنبال شود. امنیت نباید صرفاً بعد از وقوع حادثه بازسازی شود؛ بلکه باید پیش از وقوع حمله، قابل مشاهده و موثر باشد.
نباید اجازه داد تروریستها روایت حادثه را بنویسند
یکی از درسهای مهم حادثه بمپور، اهمیت جنگ روایتهاست. اگر یک گروه تروریستی بتواند ابتدا حمله کند و سپس خودش توضیح دهد که چرا این حمله «مشروع» بوده، عملاً تلاش کرده تا بخشی از میدان را در اختیار بگیرد. رسانهها، مسئولان و نخبگان اجتماعی باید روایت واقعی حادثه را با دقت، مستند و بدون افتادن در دام ادبیات تبلیغاتی گروهکها برای جامعه توضیح دهند.
روایت واقعی روشن است و آن هم اینکه یک گشت انتظامی در حال انجام ماموریت هدف حمله مسلحانه قرار گرفته، دو نیروی انتظامی به شهادت رسیدهاند و یک نفر مجروح شده است. سپس عاملان، مسئولیت حمله را پذیرفته و تلاش کردهاند برای آن توجیه سیاسی بسازند. این واقعیت نیازی به بازتولید ادبیات تروریستها ندارد.
امنیت پایدار؛ ترکیب اقتدار و اعتماد
حادثه بمپور بار دیگر نشان داد مواجهه با تروریسم در سیستان و بلوچستان نیازمند یک نگاه چندلایه است. اقتدار امنیتی باید وجود داشته باشد، اما در کنار آن باید اعتماد عمومی نیز تقویت شود. برخورد با تروریستها باید قاطع باشد، اما مردم منطقه نباید قربانی نگاههای کلیشهای و یکسانساز شوند. عملیات اطلاعاتی باید تقویت شود، اما توسعه و حل مسائل اجتماعی نیز باید بخشی از راهبرد امنیتی باشد. مهمتر از همه، نباید اجازه داد گروهکهایی که با سلاح و خشونت سخن میگویند، خود را نماینده مردم سیستان و بلوچستان معرفی کنند.
جیش الظلم میتواند مسئولیت یک حمله تروریستی را بپذیرد، اما نمیتواند به نام مردم سیستان و بلوچستان برای خشونت مشروعیت بسازد. دو جوان ۲۴ ساله در این حادثه جان خود را از دست دادهاند و پشت این دو نام، دو خانواده داغدار قرار دارند. این واقعیت را نمیتوان با واژههایی مانند «آزادی»، «کرامت» یا «مقاومت» تغییر داد.
تروریسم، هر نامی که برای خود انتخاب کند، وقتی گلوله را به سوی انسانها میگیرد، پیش از هر چیز امنیت و زندگی مردم را هدف گرفته است.
انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم





















































































