به گزارش آهن آنلاین؛ تصویر امروز صنعت فولاد ایران بیش از آنکه با کمبود ظرفیت تولید تعریف شود، با «ظرفیت بلااستفاده» و ناتوانی در بهرهبرداری از سرمایهگذاریهای انجامشده مواجه است. اظهارات اخیر معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارت صمت درباره بهرهبرداری تنها ۵۸ درصدی از ظرفیت فولاد کشور، یعنی خالی ماندن بیش از ۴۰ […]
به گزارش آهن آنلاین؛ تصویر امروز صنعت فولاد ایران بیش از آنکه با کمبود ظرفیت تولید تعریف شود، با «ظرفیت بلااستفاده» و ناتوانی در بهرهبرداری از سرمایهگذاریهای انجامشده مواجه است. اظهارات اخیر معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارت صمت درباره بهرهبرداری تنها ۵۸ درصدی از ظرفیت فولاد کشور، یعنی خالی ماندن بیش از ۴۰ درصد ظرفیت، در کنار تشدید محدودیتهای انرژی و خبر تعدیل حدود ۲۵۰ نیروی شرکت فولاد مادکوش، نشانههایی از عمیقتر شدن اختلال در زنجیره فولاد است. مسئله مهم برای بازار آهن آلات اما اینجاست که آثار این بحران تولید، هنوز به همان اندازه در قیمت آهن منعکس نشده است. آیا بازار در ماههای آینده باید منتظر انتقال این فشار از سمت تولید به قیمتها باشد؟
۴۰ درصد ظرفیت؛ زنگ خطر تولید
بر اساس آمار اعلامشده از سوی وزارت صمت، ظرفیت فولاد کشور در سال ۱۴۰۴ به حدود ۵۵ میلیون تن رسیده، اما تولید واقعی حدود ۳۲.۲ میلیون تن بوده است؛ یعنی نرخ بهرهبرداری حدود ۵۸ درصد. به بیان سادهتر، بخش بزرگی از ظرفیت ایجادشده عملاً امکان فعالیت کامل ندارد.
این شکاف را نمیتوان صرفاً یک عدد آماری دانست. وقتی بیش از ۴۰ درصد ظرفیت فولاد بلااستفاده میماند، یعنی سرمایهگذاریهای انجامشده در بخش تولید، زیرساخت، نیروی انسانی و زنجیره تأمین نمیتوانند با ظرفیت اسمی خود فعالیت کنند. مهمتر اینکه خود معاون وزارت صمت هشدار داده با اضافه شدن ظرفیتهای جدید و همزمان تداوم کاهش تولید، نرخ بهرهبرداری حتی میتواند پایینتر نیز برود.
مادکوش؛ بحران وقتی به نیروی انسانی میرسد
اگر کاهش تولید، محدودیت انرژی و ظرفیت خالی هنوز برای بازار یک موضوع آماری به نظر برسد، تعدیل نیروی انسانی تصویر ملموستری از عمق بحران ارائه میکند.
به گفته دبیر اجرایی خانه کارگر بندرعباس، حدود ۲۵۰ کارگر شرکت فولاد مادکوش در منطقه ویژه اقتصادی صنایع معدنی و فلزی خلیجفارس تعدیل شدهاند. علت دقیق این تصمیم از سوی مدیریت شرکت بهصورت رسمی اعلام نشده، اما فعالان کارگری آن را در ارتباط با مشکلات فعالیت کارخانه، از جمله محدودیت برق و تبعات شرایط جنگی، عنوان کردهاند.
البته این خبر را نباید بهتنهایی به معنای توقف یا بحران قطعی در کل شرکت تعبیر کرد؛ اما قرار گرفتن آن در کنار آمار ظرفیت خالی فولاد کشور، تصویر مهمتری میسازد: فشار ناشی از کاهش تولید دیگر فقط روی میزان تولید و فروش بنگاهها نیست و میتواند به هزینههای عملیاتی، اشتغال و تصمیمات مدیریتی نیز منتقل شود.
در واقع، زمانیکه واحد فولادی با ظرفیت پایینتر فعالیت میکند، هزینههای ثابت روی حجم کمتری از تولید سرشکن میشود و حاشیه سود تحت فشار قرار میگیرد. اگر این وضعیت استمرار پیدا کند، تعدیل هزینهها، کاهش تولید، توقف برخی خطوط یا تغییر برنامه فروش میتواند به حلقههای مختلف زنجیره سرایت کند و در نهایت بر قیمت آهن آلات نیز اثر بگذارد؛ بهویژه اگر محدودیت عرضه در مقطعی از ضعف تقاضا پیشی بگیرد.
چرا قیمت آهن آلات هنوز واکنش کامل نشان نداده؟
نکته مهم برای فعالان بازار این است که ظرفیت خالی لزوماً به معنای کاهش فوری عرضه در بازار نیست. بخشی از موجودی انبارها، ذخایر مواد اولیه و برنامههای فروش میتواند در کوتاهمدت اثر افت تولید را پوشش دهد. از سویدیگر، وقتی تقاضای داخلی ضعیف باشد، کاهش تولید الزاماً به کمبود فیزیکی محصول در بازار منجر نمیشود؛ زیرا همزمان مصرف نیز پایین آمده است.
به همیندلیل، ممکن است در شرایط فعلی قیمت روز آهن همچنان تحت تأثیر رکود تقاضا، نرخ ارز، معاملات بورس کالا و انتظارات فعالان بازار حرکت کند و نه صرفاً براساس هزینه و محدودیت تولید.
در بازار آزاد، قیمت میلگرد، تیرآهن و سایر مقاطع زمانی میتواند در برابر افت تولید مقاومت قیمتی نشان دهد که عرضه موجود برای پاسخ به تقاضای ضعیف کافی باشد. اما این معادله در صورت تداوم محدودیتهای انرژی میتواند تغییر کند. اگر تولیدکنندگان نتوانند ظرفیتهای موجود را به مدار برگردانند و موجودیهای فعلی نیز کاهش پیدا کند، بازار از وضعیت «رکود همراه با عرضه کافی» به سمت «رکود همراه با محدودیت عرضه» حرکت خواهد کرد؛ وضعیتی که میتواند کف قیمتی محصولات را بالاتر ببرد.
در چنین سناریویی، قیمت پروفیل، ورق سیاه و… الزاماً بهدلیل افزایش تقاضا رشد نمیکنند؛ بلکه کاهش توان تولید و افزایش هزینههای زنجیره میتواند مانع افت بیشتر قیمتها شود.
بحران تولید؛ اثرش شاید هنوز نرسیده باشد
مسئله اصلی در مقطع فعلی این نیست که چرا قیمتها هنوز به اندازه بحران تولید واکنش نشان ندادهاند؛ بلکه این است که این فاصله تا چه زمانی میتواند ادامه پیدا کند؟ از یکسو، وزارت صمت از ظرفیت ۵۵ میلیون تنی فولاد و هدفگذاری ۶۳ میلیون تن در سالهای آینده صحبت میکند و از سویدیگر، تولید فعلی حدود ۳۲ میلیون تن است و بیش از ۴۰ درصد ظرفیت موجود بلااستفاده مانده است. بنابراین، چالش صنعت فولاد دیگر صرفاً افزایش ظرفیت نیست؛ بلکه بازگرداندن ظرفیتهای موجود به چرخه تولید اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
این اختلال به سایر حلقههای زنجیره نیز سرایت میکند. محدودیت گاز، تولید آهن اسفنجی را کاهش میدهد و افت تولید در یک حلقه، توازن حلقههای بعدی را برهم میزند. همزمان، ضعف مصرف داخلی میتواند بخشی از تولید را بهسمت صادرات سوق دهد؛ بنابراین افزایش صادرات در برخی حلقههای بالادستی لزوماً نشانه رونق صنعت نیست و میتواند حاصل عدم تعادل در زنجیره باشد.
برای بازار آهن آلات، سناریوی مهم این است که اگر محدودیت انرژی، کاهش تولید و ضعف تقاضا همزمان ادامه پیدا کنند، قیمتها ممکن است در ظاهر آرام بمانند، اما این آرامش لزوماً نشانه سلامت بازار نیست. در واقع، بازار ممکن است در حال مصرف کردن حاشیه امن خود باشد.
در نهایت، ۴۰ درصد ظرفیت خالی فولاد را باید هشداری جدی دانست؛ زیرا تداوم این وضعیت میتواند بهتدریج از مسیر کاهش عرضه، افزایش هزینه تولید و فشار بر سودآوری، خود را در قیمت آهن آلات و محصولات فولادی نشان دهد. به همیندلیل، قیمتهای فعلی بازار شاید هنوز تمام هزینه بحران تولید فولاد را منعکس نکرده باشند.
- نویسنده: ahanonline
















































































