به گزارش آهن آنلاین؛ خبر تعیین سقف ۱۰ هزار تومانی برای نرخ سوم بنزین، در ظاهر تصمیمی محدود در بازار سوخت است، اما برای بازار آهن آلات از مسیر حملونقل و انتظارات تورمی اهمیت دارد. رئیسجمهور اعلام کرده نرخ سوم از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان افزایش مییابد و اجرای آن پس از هماهنگی […]
به گزارش آهن آنلاین؛ خبر تعیین سقف ۱۰ هزار تومانی برای نرخ سوم بنزین، در ظاهر تصمیمی محدود در بازار سوخت است، اما برای بازار آهن آلات از مسیر حملونقل و انتظارات تورمی اهمیت دارد. رئیسجمهور اعلام کرده نرخ سوم از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان افزایش مییابد و اجرای آن پس از هماهنگی خواهد بود؛ بنابراین زمان اجرا مشخص نیست. برای فعالان فولادی، تفکیک اثر مستقیم از اثر روانی ضروری است: ناوگان سنگین عمدتاً گازوئیلی است و نباید افزایش نرخ بنزین را معادل رشد کرایه حمل فولاد دانست. بااینحال، تغییر هزینه سوخت میتواند غیرمستقیم بر زنجیره توزیع و قیمت آهن آلات فشار وارد کند.
بنزین و معادله هزینه حمل آهن آلات
مسعود پزشکیان شامگاه ۶ شهریور اعلام کرد نرخ سوم بنزین از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان افزایش خواهد یافت و از این رقم فراتر نمیرود؛ بااینحال، زمان اجرای آن همچنان مشخص نیست. این یعنی بازار اکنون با یک «عدد قطعی» اما یک «اثر اقتصادی نامشخص» روبهروست. در بازار آهن، مهمترین خطای تحلیلی این است که افزایش نرخ بنزین را بلافاصله به رشد کرایه و سپس قیمت میلگرد، تیرآهن یا ورق وصل کنیم. بخش اصلی حمل سنگین فولاد با ناوگان گازوئیلی انجام میشود و بنابراین افزایش نرخ بنزین، بهتنهایی نباید جهش مستقیمی در هزینه حمل محمولههای فولادی ایجاد کند.
اثر نخست این تصمیم بیشتر انتظاری است تا حسابداری. بااینحال، همین اثر انتظاری در بازاری که نقدینگی محدود و تقاضای پروژهای ضعیف است، اهمیت دارد. فروشنده ممکن است پیش از آنکه هزینه واقعی افزایش پیدا کند، احتمال رشد کرایه و سایر هزینهها را در قیمت پیشنهادی خود لحاظ کند. بنابراین ممکن است ابتدا «قیمت» حرکت کند و بعد مشخص شود که آیا «هزینه واقعی» نیز به همان اندازه بالا رفته است یا نه.
تأثیر هزینههای جانبی بر قیمت تمامشده فولاد
کرایه حمل فقط از قیمت سوخت تشکیل نمیشود. دستمزد راننده، لاستیک، تعمیرات، استهلاک، عوارض، خواب کامیون، مسیر برگشت و امکان یافتن بار برگشتی نیز در نرخ حمل مؤثرند. بنابراین حتی دو برابر شدن نرخ سوم بنزین، بهمعنای دو برابر شدن کرایه حمل فولاد نیست. اما اثر غیرمستقیم را نباید نادیده گرفت. خودروهای سبک، وانتها و بخشی از خدمات پشتیبان زنجیره توزیع با بنزین کار میکنند.
افزایش هزینه این بخشها میتواند هزینه جابهجاییهای کوتاهبرد، توزیع شهری و عملیات جانبی را بالا ببرد. این هزینهها در هر محموله بهتنهایی بزرگ نیستند، اما در زنجیرهای با حاشیه سود محدود، میتوانند به فشار انباشته تبدیل شوند. ازهمینرو، اگر قرار باشد نرخ سوم بنزین بر بازار فولاد اثر بگذارد، احتمالاً مسیر آن از «تریلی و حمل بینشهری» آغاز نمیشود؛ بلکه ابتدا در هزینههای جانبی و توزیع خود را نشان میدهد و تنها در صورت سرایت به سایر هزینههای حمل، به قیمت تمامشده فولاد نزدیکتر میشود.
قیمت آهن آلات زیر سایه تقاضا
مسئله اصلی اینجاست که آیا بازار توان انتقال این هزینه را دارد یا خیر. در شرایط رکودی، فروشنده همیشه نمیتواند هر افزایش هزینهای را روی قیمت نهایی منتقل کند. اگر خریدار پروژهای قدرت خرید نداشته باشد، ممکن است افزایش هزینه حمل ابتدا از حاشیه سود توزیعکننده کسر شود، نه اینکه مستقیماً به قیمت محصول اضافه شود. بههمیندلیل، افزایش قیمت میلگرد یا قیمت پروفیل پس از انتشار خبر بنزین، اگر بدون رشد حجم معاملات اتفاق بیفتد، الزاماً نشانه تغییر بنیادی بازار نیست.
حتی ممکن است بخشی از خریداران صرفاً برای مصون ماندن از تورم احتمالی، خرید خود را جلو بیندازند و یک موج کوتاهمدت ایجاد کنند؛ موجی که در صورت افت نرخ ارز یا ضعف معاملات میتواند بهسرعت تخلیه شود. در خصوص قیمت ورق نیز اثر بنزین محدودتر و غیرمستقیمتر است، زیرا قیمت ورق علاوهبر هزینه توزیع، به نرخ ارز، عرضه و قیمتهای پایه بورس کالا وابستگی بیشتری دارد. بنابراین افزایش نرخ سوم بیشتر باید بهعنوان یک فشار هزینهای فرعی دیده شود، نه موتور اصلی تعیین قیمت.
فاصله بنزین تا قیمت آهن آلات
در سناریوی نخست، نرخ سوم به ۱۰ هزار تومان میرسد اما گازوئیل و هزینه اصلی ناوگان سنگین بدون تغییر باقی میماند. در این صورت، اثر بنزین بر بازار آهن محدود خواهد بود و بیشتر در حملهای کوتاه، خدمات جانبی و هزینه توزیع دیده میشود. در چنین شرایطی، اگر قیمت آهن آلات بالا برود اما کرایه حمل و حجم معاملات همراه آن حرکت نکنند، احتمالاً با یک موج انتظاری روبهرو هستیم، نه افزایش پایدار هزینه.
سناریوی دوم زمانی شکل میگیرد که افزایش نرخ سوم به سایر هزینههای انرژی و خدمات سرایت کند. اگر همزمان کرایه حمل، هزینه انبارداری و خدمات توزیعی بالا برود، فروشنده برای حفظ حاشیه سود و پوشش هزینه جایگزینی ناچار به تعدیل قیمت خواهد شد. در این حالت، حتی بازار کمتقاضا نیز میتواند در برابر کاهش قیمت مقاومتر شود.
بنابراین برای فعال بازار، عدد ۱۰ هزار تومان بهتنهایی معیار مناسبی برای پیشبینی قیمت آهن آلات نیست. سه نشانه اهمیت بیشتری دارند: رفتار واقعی کرایه حمل، وضعیت قیمت گازوئیل و حجم معاملات فولاد. اگر فقط قیمتها بالا بروند، اما حمل و معامله همراهی نکنند، با اثر روانی مواجهیم؛ اما اگر هر سه متغیر همزمان صعود کنند، آنوقت بنزین میتواند از یک خبر مصرفی به بخشی از فشار هزینهای صنعت فولاد تبدیل شود.
- نویسنده: آهن آنلاین
























































































