تغییر لحن در ستاد ارتش را میتوان بخشی از تلاش گستردهتر برای تثبیت محاسبه ای دانست که در آن، قدرت نظامی تنها به موشک، هواپیما و سامانه پدافندی خلاصه نمیشود.
خبرگزاری مهر- گروه سیاست: اظهارات اخیر سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک موضعگیری مناسبتی یا تکرار ادبیات معمول نظامی نبود؛ مجموعه واژهها و مفاهیمی که در این سخنان به کار رفت، تصویری روشنتر از نحوه نگاه ساختار دفاعی ایران به محیط تهدید و سناریوهای احتمالی آینده ارائه میکند. در این میان، تعبیر «۱۰ نسل، ۲۰ نسل میجنگیم» بیش از آنکه یک برآورد زمانی از جنگ باشد، بیانگر تلاش برای انتقال مفهوم «تابآوری بلندمدت» به طرف مقابل است.
سرلشکر حاتمی در جمع فرماندهان قرارگاههای منطقهای شمالشرق نیروی زمینی ارتش با اشاره به اینکه جنگ امروز صرفاً بهکارگیری تجهیزات و تسلیحات نیست، آن را «جنگ ارادهها، اندیشهها و تابآوری ملتها» توصیف کرد. او همچنین گفت اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت دشمن رصد میشود و نیروهای مسلح برای مقابله با سناریوهای مختلف آمادگی دارند.
این بخش از سخنان فرمانده کل ارتش را میتوان نقطه اتصال میان ادبیات سنتی بازدارندگی و برداشت جدیدتر از جنگ دانست؛ برداشتی که در آن نتیجه یک درگیری صرفاً در میدان نبرد تعیین نمیشود، بلکه ظرفیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، اطلاعاتی و روانی کشورها نیز در تعیین نتیجه آن نقش دارد.
بازدارندگی؛ از تهدید متقابل تا محاسبه هزینه
بازدارندگی در سادهترین تعریف، تلاش برای منصرف کردن طرف مقابل از اقدام خصمانه از طریق افزایش هزینههای احتمالی آن اقدام است. در الگوی کلاسیک، بخش مهمی از این معادله بر نمایش توان نظامی و اطمینان از امکان پاسخ متقابل استوار بود. اما جنگهای سالهای اخیر نشان دادهاند که محاسبه قدرت دیگر صرفاً با تعداد تجهیزات یا برد تسلیحات انجام نمیشود.
در چنین شرایطی، سخن گفتن از آمادگی برای یک نبرد طولانی، در واقع ارسال این پیام است که طرف مقابل نمیتواند صرفاً با اتکا به برتری فناوری یا انجام یک عملیات محدود، نتیجه سیاسی مورد نظر خود را تحمیل کند.
تعبیر «۱۰ نسل، ۲۰ نسل» نیز در همین چارچوب قابل فهم است. فرمانده کل ارتش در سخنان خود تأکید کرده است که ایران اجازه نخواهد داد دشمن از بیرون کشور درباره تغییر نقشه ایران تصمیمگیری کند و برای جلوگیری از چنین وضعیتی بر استمرار مقاومت تأکید کرده است.
بنابراین، «نسل» در این ادبیات را نباید یک واحد دقیق نظامی یا زمانی تلقی کرد. معنای اصلی آن، انتقال مفهوم استمرار است؛ اینکه ظرفیت دفاعی کشور به یک دوره کوتاه، یک نسل از تجهیزات یا یک عملیات مشخص محدود نمیشود.
چرا لحن فرماندهی نظامی تغییر کرده است؟
تغییر لحن در اظهارات مقامهای نظامی معمولاً زمانی اهمیت پیدا میکند که همراه با تغییر در تعریف تهدید باشد. در سخنان اخیر فرمانده کل ارتش، دو موضوع در کنار یکدیگر قرار گرفته است: نخست، رصد اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت دشمن و دوم، تأکید بر آمادگی برای سناریوهای مختلف.
این ترکیب نشان میدهد که تهدید از نگاه ساختار دفاعی ایران صرفاً به حمله نظامی کلاسیک محدود نمیشود. جنگ ترکیبی، فشار سیاسی، عملیات اطلاعاتی، فشار اقتصادی، جنگ روانی و تلاش برای تغییر محاسبات داخلی نیز میتواند بخشی از محیط تهدید تلقی شود.
از این منظر، «جنگ نسلها» را میتوان بیش از هر چیز یک مفهوم راهبردی دانست: آمادگی برای مقابله با تهدیدی که ممکن است شکل آن در طول زمان تغییر کند، اما هدف نهایی آن از نگاه طرف مقابل استمرار فشار و فرسایش توان تصمیمگیری باشد.
«زبان زور»؛ پیام بازدارندگی یا تشدید ادبیات تقابلی؟
یکی دیگر از بخشهای قابل توجه سخنان سرلشکر حاتمی، تأکید بر ضرورت «فهماندن» هزینه اقدام خصمانه به دشمن بود. او اظهار کرد باید به اندازهای ناکامی به دشمن تحمیل شود که بداند ایران محلی برای اجرای طرحهای مربوط به تغییر نقشه کشور نیست.
در ادبیات بازدارندگی، این گزاره یک منطق مشخص دارد: تهدید زمانی میتواند اثر بازدارنده داشته باشد که طرف مقابل باور کند در صورت اقدام، هزینهای واقعی و قابل توجه پرداخت خواهد کرد.
البته میان بازدارندگی و تشدید تنش فاصلهای حساس وجود دارد. بازدارندگی موفق الزاماً به معنای حرکت به سمت جنگ نیست؛ برعکس، هدف نهایی آن جلوگیری از جنگ از طریق افزایش هزینه احتمالی آغاز درگیری است. بنابراین ارزش چنین اظهاراتی را باید در نسبت میان «اعتبار تهدید» و «کنترل تنش» ارزیابی کرد.
از سلاح به تابآوری
نکته مهمتر در سخنان اخیر فرمانده کل ارتش، جابهجایی مرکز ثقل قدرت از «تجهیزات» به «تابآوری» است. وقتی جنگ به عنوان نبرد ارادهها و ملتها توصیف میشود، معنای آن این است که حتی برتری در یک حوزه نظامی نیز لزوماً برای تعیین نتیجه کافی نیست.
این نگاه، تجربه جنگهای معاصر را نیز منعکس میکند؛ درگیریهایی که در آنها ممکن است یک طرف از برتری هوایی، اطلاعاتی یا فناوری برخوردار باشد، اما دستیابی به هدف سیاسی نهایی بسیار دشوارتر از کسب پیروزی در یک عملیات نظامی باشد.
در چنین چارچوبی، توان ادامه دادن، بازسازی ظرفیتها، حفظ انسجام تصمیمگیری و جلوگیری از فروپاشی اراده سیاسی و اجتماعی، خود به بخشی از قدرت نظامی تبدیل میشود.
پیام اصلی به بیرون از مرزها
در نهایت، مجموعه اظهارات اخیر فرمانده کل ارتش را میتوان در قالب یک پیام سهلایه خواند: نخست، ایران تهدیدات را کوتاهمدت و مقطعی نمیبیند؛ دوم، نیروهای مسلح برای سناریوهای متفاوت خود را آماده میکنند؛ و سوم، هرگونه محاسبه درباره تغییر مرزها یا تمامیت ارضی ایران با هزینه نظامی و سیاسی روبهرو خواهد شد.
این پیام در شرایطی مطرح میشود که مقامهای نظامی کشورمان بر ضرورت ارتقای توان رزمی، همافزایی نیروهای مسلح و آمادگی برای تهدیدات آینده تأکید دارند. در همین سخنان نیز سرلشکر حاتمی چهار محور همافزایی نیروهای مسلح، ارتقای توان رزم ارتش، تعالی بصیرت و معنویت و توجه به معیشت کارکنان را از ارکان آمادگی برای تهدیدات آینده برشمرده است.
از این زاویه، «۱۰ نسل، ۲۰ نسل میجنگیم» را نباید صرفاً یک عبارت حماسی تلقی کرد. این جمله در سطح راهبردی، تلاش برای تغییر محاسبه طرف مقابل است: اگر دشمن تصور کند میتواند با یک عملیات محدود یا فشار چندلایه، ایران را به پذیرش یک نتیجه ژئوپلیتیکی وادار کند، پیام فرماندهی نظامی ایران این است که چنین محاسبهای با فرضی متفاوت درباره ظرفیت مقاومت و تابآوری کشور مواجه خواهد شد.
در واقع، بازدارندگی زمانی به هدف خود نزدیک میشود که طرف مقابل پیش از آغاز درگیری، هزینه و پیامدهای آن را جدی بگیرد. از همین منظر، تغییر لحن اخیر در ستاد ارتش را میتوان بخشی از یک تلاش گستردهتر برای تثبیت همین محاسبه دانست؛ محاسبهای که در آن، قدرت نظامی تنها به موشک، هواپیما و سامانه پدافندی خلاصه نمیشود و «توان ادامه دادن» نیز به اندازه توان ضربه زدن اهمیت پیدا میکند.
- نویسنده: مهر نیوز mehrnews



















































































