پژوهشگر ملی تعزیه معتقد است: تعزیه فقط عزاداری نیست، یک درام کامل ایرانی است.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، تعزیه آیینه‌ای روشن از فرهنگ دینی و عاشورایی مردم این سرزمین است، آیینی ریشه‌دار که در آن عشق ایمان حماسه و سود در هم می آمیزد و روایت ماندگار کربلا را زنده نگه می دارد. این هنر آیینی تنها یک نمایش نیست بلکه جلوه ای از ارادت قلبی مردمان به اهل بیت (ع) و بازتابی از باورهای عمیق مذهبی است که نسل به نسل منتقل شده و همچنان در جان و زبان مردم جاریست.

تعزیه را نمی توان صرفاً یک نمایش مذهبی یا روایتگری ساده از واقعه کربلا دانست؛ این هنر کهن، تابلویی است که در آن عشق، ایمان، حماسه، موسیقی، شعر و درام چنان در هم تنیده شده که نه‌تنها قرن‌هاست در جان و زبان مردم ایران جاریست، بلکه نقشی بی بدیل در شکل‌گیری تئاتر منظوم و حفظ موسیقی اصیل ایرانی ایفا کرده است.

اسماعیل مجللی، پژوهشگر و شبیه خوان باسابقه، در گفتگوی تفصیلی با تسنیم بر این نکته تأکید می کند که تعزیه، برخلاف تصور بسیاری که آن را صرفاً یک آیین صرفاً مذهبی می دانند، یکی از نخستین و اصیلترین فرمهای درام در ایران است؛ فرمی که نمایشنامه نویسان اولیه ایرانی مانند آخوندزاده و میرزا آقا تبریزی به ناخودآگاه از ساختار موافق خوان و مخالف خوان آن الهام گرفتند و حتی روح الله خالقی و ابوالحسن صبا، نقش تعزیه را در خارج کردن موسیقی از حاشیه و تحریم های اجتماعی، ستایش کرده اند.

جالب آنکه با وجود گسترش ابزارهای ارتباطی و تغییر سبک زندگی، تعزیه نه تنها افول نکرده، بلکه با حفظ حدود هشتاد درصد از نسخه های کهن خود، همچنان در تکیه های تاریخی و تعزیه سیار بازار اراک، نفس می کشد و مردم با وجود دانستن پایان داستان، باز هم اشک می ریزند و با شور و شوقی وصف ناپذیر در این آیین شرکت می کنند؛ چراکه راز ماندگاری تعزیه در پیوند عمیق آن با باورهای اعتقادی و فرهنگ عاشورایی نهفته است و همین تعلق خاطر، سبب شده این هنر، هرگز متوقف نشود و امروز نیز با حمایت های پس از انقلاب، به عنوان میراثی زنده و پویا، نسل به نسل منتقل شود.

مجموعه «رواق آفتاب» در دفتر خبرگزاری تسنیم استان مرکزی مجموعه ای است که به بررسی هنر فاخر و صاحبان هنر و اندیشه استان می‌پردازد، خبرنگاران تسنیم در نخستین بخش این مجموعه به گفت‌وگوی تفصیلی با «اسماعیل مجللی، پژوهشگر تعزیه و از شبیه خوانان» با سابقه استان و کشور پرداخته اند که مشروح آن در زیر می آید:

احیای ۱۲ پرده از تعزیه‌های کمتر اجرا شده در استان مرکزی

تعزیه در دوران کرونا هم متوقف نشد/ریشه‌های اعتقادی، راز ماندگاری این هنر کهن

تسنیم: لطفا درباره تاریخچه تعزیه و هویت این هنر در ایران بفرمایید و اینکه چرا مردم تا این اندازه با تعزیه انس دارند؟

مجللی: من هم عرض سلام و ادب دارم و ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را خدمت همه مردم عزیز تسلیت عرض می‌کنم. درباره تعزیه باید بگویم یکی از هنرهایی که با وجود همه تحولات رسانه‌ای و گسترش ابزارهای ارتباطی همچنان جایگاه خود را حفظ کرده، همین هنر تعزیه است. در سال‌های اخیر با رشد رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و تغییر سبک زندگی مردم، بسیاری از هنرهای سنتی دچار افت یا تغییر شده‌اند، اما تعزیه همچنان توانسته مخاطبان خود را حفظ کند.

گاهی برخی می‌گویند که مخاطبان تعزیه کمتر شده‌اند، اما من شخصا چنین برداشتی ندارم. چون در سفرهایی که به شهرها و روستاهای مختلف کشور دارم، می‌بینم که همچنان مردم با علاقه زیادی به تماشای تعزیه می‌آیند و حتی در برخی مناطق استقبال بسیار گسترده‌ای هم وجود دارد. به نظر من این هنر هنوز زنده است و با مردم ارتباط عمیقی دارد.

حتی در دوران شیوع کرونا که بسیاری از برنامه‌های فرهنگی و مذهبی تعطیل شده بود، تعزیه به طور کامل متوقف نشد. در بسیاری از نقاط کشور شاهد اجرای تعزیه، گاهی به شکل محدود یا حتی بدون اطلاع‌رسانی گسترده بودیم. این موضوع نشان می‌دهد که علاقه مردم به تعزیه فقط یک علاقه هنری نیست، بلکه ریشه در باورها و اعتقادات مذهبی آنها دارد.

تعزیه هنری است که با نام و یاد اهل‌بیت(ع) به‌ویژه حضرت سیدالشهدا(ع) گره خورده است. همین پیوند عمیق با فرهنگ عاشورا سبب شده مردم نسبت به آن احساس تعلق و علاقه داشته باشند. بسیاری از مردم نیز معتقدند حضور در مجالس تعزیه و خدمت در این مسیر، برکات معنوی زیادی در زندگی‌شان دارد و همین نگاه اعتقادی سبب شده این هنر نسل به نسل منتقل شود.

اما درباره تاریخچه آن باید بگویم که هنر شبیه‌خوانی یا تعزیه‌خوانی در اصل هنری است که به طور خاص به سرزمین ایران تعلق دارد. به بیان دیگر، شکل کامل و شناخته‌شده تعزیه را فقط در ایران می‌توان دید. در برخی کشورهای دیگر مانند عراق یا عربستان نوعی بازسازی وقایع عاشورا وجود دارد. من خودم در عراق شاهد چنین اجراهایی بوده‌ام؛ افرادی لباس‌های مربوط به شخصیت‌های تاریخی را می‌پوشند و بخش‌هایی از وقایع کربلا را بازگو می‌کنند، اما این اجراها بیشتر به صورت گفت‌وگوهای ساده و محاوره‌ای بر اساس مقاتل انجام می‌شود و فاقد ساختار هنری تعزیه ایرانی است.

در تعزیه ایرانی ما با یک اثر نمایشی کامل روبه‌رو هستیم؛ نمایشی که هم شعر، هم موسیقی، هم ساختار دراماتیک و هم قواعد اجرایی خاص دارد. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران تعزیه را نوعی درام ایرانی می‌دانند. در واقع نسخه‌های تعزیه نوعی نمایشنامه منظوم هستند که برای اجرا نوشته شده‌اند.

نکته جالب اینجاست که زمانی که این نسخه‌های تعزیه شکل گرفتند، هنوز مفهومی به نام تئاتر مدرن یا نمایشنامه‌نویسی به شکل امروزی در ایران وجود نداشت. بسیاری از این مفاهیم بعدها و به‌ویژه پس از دوران مشروطه وارد فضای فرهنگی ایران شدند. بنابراین می‌توان گفت تعزیه یکی از قدیمی‌ترین و اصیل‌ترین شکل‌های هنر نمایشی در ایران است و حتی در شکل‌گیری ادبیات نمایشی ما نیز نقش مهمی داشته است.

تسنیم: برخی پژوهشگران معتقدند شکل‌گیری نمایشنامه‌نویسی در ایران هم تا حدی از تعزیه تاثیر گرفته است. درباره این موضوع و ارتباط تعزیه با آغاز تئاتر در ایران توضیح می‌دهید؟

مجللی: اگر به تاریخ نگاه کنیم می‌بینیم که در دوره ناصرالدین‌شاه نخستین نمایشنامه‌نویسان ایرانی مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقا تبریزی ظهور کردند؛ اما نکته مهم این است که زمانی این نمایشنامه‌نویسان وارد عرصه شدند که پیش از آن، نسخه‌های تعزیه در میان مردم رواج پیدا کرده بود و اجرا می‌شد.  

وقتی آثار این نویسندگان یا حتی آثار دیگر نمایشنامه‌نویسان آن دوره مانند مویدالممالک فکری را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که به نوعی از نسخه‌های تعزیه الگو گرفته‌اند. حتی در ساختار شخصیت‌ها و شیوه روایت نیز شباهت‌هایی با تعزیه دیده می‌شود. برای مثال همان تقسیم‌بندی معروف موافق‌خوان و مخالف‌خوان که در تعزیه وجود دارد، در برخی نمایشنامه‌های اولیه ایران هم به شکل مشابهی قابل مشاهده است.  

از نظر ساختار زمانی و شیوه پیشبرد داستان هم شباهت‌هایی دیده می‌شود. در تعزیه گاهی اتفاق می‌افتد که یک شخصیت برای انجام عملی مانند نماز خواندن صحنه را ترک می‌کند و مخاطب در فاصله‌ای کوتاه منتظر می‌ماند تا روایت ادامه پیدا کند. در برخی از نمایشنامه‌های اولیه تئاتر ایران نیز چنین شیوه‌هایی در روایت دیده می‌شود که نشان می‌دهد نویسندگان آن دوره با فضای تعزیه آشنا بوده‌اند و از آن تاثیر گرفته‌اند.

در واقع می‌توان گفت پایه‌های اولیه شکل‌گیری تعزیه در ایران به دوره فتحعلی‌شاه قاجار بازمی‌گردد؛ زمانی که ادبیات فارسی نیز رونق بیشتری پیدا کرد. در همان دوره به همت فتحعلی‌شاه، محافل و انجمن‌های ادبی در شهرهایی مانند تهران، اصفهان و شیراز شکل گرفت. در این محافل شاعران گرد هم می‌آمدند و به سرودن و خواندن شعر می‌پرداختند. حتی خود فتحعلی‌شاه نیز با تخلص خاقان شعر می‌سرود و در این جلسات شعرخوانی می‌کرد.

پیش از آن، بر اساس اسناد تاریخی، سطح سواد عمومی در جامعه بسیار پایین بود و گفته می‌شود حدود ۹۷ درصد مردم بی‌سواد بودند و توانایی خواندن و نوشتن نداشتند و کمتر از سه درصد جامعه باسواد به شمار می‌آمدند. اما با شکل‌گیری این محافل ادبی، کم‌کم توجه مردم به شعر و ادبیات بیشتر شد و سرودن اشعار در موضوعات مختلف رواج پیدا کرد.

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در آن زمان مورد توجه شاعران قرار گرفت، واقعه عاشورا بود. دلیلش هم این بود که واقعه کربلا ظرفیت بسیار بالایی برای روایت‌های دراماتیک داشت. در زندگی حضرت اباعبدالله الحسین(ع) شخصیت‌های متعددی با نقش‌ها و ویژگی‌های متفاوت حضور دارند و اتفاقات گوناگونی رخ داده که هر کدام می‌تواند زمینه خلق آثار هنری باشد. به همین دلیل، زندگی امام حسین(ع) نسبت به بسیاری از دیگر ائمه اطهار(ع) بیشتر مورد توجه در تولید آثار نمایشی و هنری قرار گرفت.

حتی امروز هم با گذشت بیش از هزار سال از واقعه عاشورا، همچنان می‌بینیم که این حادثه الهام‌بخش تولید آثار هنری است. برای نمونه، مراسم‌هایی مانند زیارت اربعین و پیاده‌روی عظیم اربعین خود می‌تواند موضوع آثار هنری فراوانی باشد. در واقع می‌توان گفت نهضت و فرهنگ عاشورا تاثیر عمیقی بر هنر و فرهنگ شیعی گذاشته است.

در قرن نوزدهم میلادی که همزمان با دوره قاجار بود، هنر تعزیه به شکل جدی و منسجم در ایران شکل گرفت و به تدریج گسترش پیدا کرد. این روند تا امروز هم ادامه دارد. با وجود اینکه نزدیک به دو قرن از آن زمان می‌گذرد، بخش زیادی از ادبیات تعزیه همچنان همان ادبیات قدیمی است و نسخه‌هایی که امروز اجرا می‌شوند در بسیاری از موارد همان نسخه‌های گذشته هستند. شاید بتوان گفت حدود هشتاد درصد نسخه‌های تعزیه‌ای که امروز اجرا می‌شود، همان نسخه‌های قدیمی است و تغییرات چندانی در آن‌ها ایجاد نشده است.

البته در یکی دو دهه اخیر، به دلیل افزایش سطح سواد و مطالعات برخی تعزیه‌خوانان، تغییراتی در بعضی نسخه‌ها ایجاد شده است. برخی از اجراکنندگان با بررسی تاریخی نسخه‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که ممکن است در بخش‌هایی از آن‌ها اشکالات تاریخی وجود داشته باشد و به همین دلیل در متن یا شیوه اجرا تغییراتی ایجاد کرده‌اند. درباره درست یا نادرست بودن این تغییرات بحث‌های مختلفی وجود دارد، اما به هر حال این تحولات در سال‌های اخیر رخ داده است.

در گذشته چنین تغییراتی کمتر دیده می‌شد. برای مثال اگر به نسخه تعزیه شهادت حضرت عباس(ع) نگاه کنیم، نسخه‌ای که در دهه ۱۳۶۰ اجرا می‌شد تقریبا همان نسخه‌ای بود که در زمان ناصرالدین‌شاه اجرا می‌شد و تفاوت چندانی نداشت. امروز هم در بسیاری از موارد همان نسخه‌ها اجرا می‌شود، هرچند در برخی موارد تغییراتی جزئی در اشعار یا آهنگ‌ها ایجاد شده است.

از طرف دیگر، نسخه‌های تعزیه دیگری نیز وجود دارد که در همان دوره قاجار نوشته و اجرا شده‌اند، اما بعدها کمتر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. متن این نسخه‌ها در دسترس است، اما کمتر به سراغ اجرای آن‌ها می‌روند. این‌ها به طور خلاصه بخشی از روند شکل‌گیری و گسترش هنر تعزیه در ایران است. البته در کنار این موضوع، بحث محتوای تعزیه هم یکی از مسائل مهمی است که امروز با آن روبه‌رو هستیم و نیاز به بررسی و توجه جدی دارد.

تعزیه , اخبار استان مرکزی ,

تعزیه ریشه در عزاداری دارد؛ اما شاخ و برگ‌های هنری به آن افزوده شده است

تسنیم: ضمن توضیح درباره نسخه‌های تعزیه و انواع آنها، لطفا درباره محتوای تعزیه و نسبت آن با فرهنگ دینی، به‌ویژه فرهنگ عاشورا، و همچنین تطبیق آن با حقایق تاریخی هم توضیح بفرمایید؟

مجللی: اگر بخواهیم از اساس به موضوع نگاه کنیم، خود واژه تعزیه از ریشه عزا گرفته شده است. یعنی مبنا و فلسفه شکل‌گیری تعزیه در اصل بر عزاداری استوار است؛ عزاداری برای حضرت اباعبدالله الحسین(ع)؛ در واقع سرچشمه اصلی این هنر همان واقعه عاشورا و حادثه کربلاست. تعزیه قرار بود این واقعه را در قالبی نمایشی برای مردم روایت کند، بنابراین طبیعی بود که برای شکل دادن به آن از تاریخ و روایات مربوط به عاشورا الهام گرفته شود.

البته این‌طور نیست که تعزیه کاملا جدا از تاریخ باشد؛ اتفاقا اساس آن بر پایه همان واقعه تاریخی عاشورا شکل گرفته است. با این حال باید توجه داشت که در طول زمان، همان‌طور که در بسیاری از روایت‌های تاریخی اتفاق می‌افتد، روایت‌ها دچار تغییراتی شده‌اند. آنچه امروز در تعزیه می‌بینیم در واقع همان شاکله و استخوان‌بندی اصلی واقعه عاشوراست، اما در طول زمان شاخ و برگ‌هایی هم به آن افزوده شده است. این موضوع فقط در تعزیه هم نیست؛ در روضه‌خوانی‌ها، نوحه‌ها و سایر شیوه‌های روایت واقعه عاشورا نیز چنین مواردی دیده می‌شود.

در واقع می‌توان گفت اصل واقعه و محورهای اصلی آن تغییر نکرده است، اما در روایت‌ها گاهی جزئیاتی اضافه شده که بیشتر برای تاثیرگذاری عاطفی یا هنری بوده است. این مسئله را نباید لزوما به معنای تحریف کامل تاریخ دانست. حتی اگر به منابع تاریخی یا همان مقاتل نگاه کنیم، می‌بینیم که خود این منابع نیز در برخی جزئیات با یکدیگر تفاوت دارند و روایت‌ها صددرصد یکسان نیستند. این موضوع تا حدی طبیعی است؛ چون بسیاری از این روایت‌ها سال‌ها بعد از واقعه عاشورا و بر اساس نقل‌های شفاهی ثبت شده‌اند.

در برخی روایت‌ها آمده است که در زمان وقوع حادثه کربلا فردی به نام حمید بن مسلم در صحنه حضور داشته و وقایع را ثبت می‌کرده است. البته گفته می‌شود او در لشکر یزید حضور داشته است. اگر این روایت را هم بپذیریم، طبیعی است که نوشته‌های او می‌توانسته از زاویه نگاه همان جبهه باشد؛ یعنی روایتی که ممکن است به نفع حکومت وقت یا لشکر یزید تنظیم شده باشد.

به همین دلیل ما حتی در همان سال‌های ابتدایی پس از واقعه عاشورا نیز با نوعی روایت‌سازی یا تغییر در نقل تاریخ مواجه بوده‌ایم. برای نمونه، گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد زمانی که کاروان اهل‌بیت(ع) وارد شام شد، برخی از مردم شام به آنها بی‌احترامی کردند و حتی سنگ پرتاب کردند. این اتفاق نشان می‌دهد که پیش از ورود کاروان اسرا، در منابر و محافل رسمی تبلیغاتی علیه اهل‌بیت انجام شده بود و مردم را به گونه‌ای تحت تاثیر قرار داده بودند که تصور می‌کردند این افراد خارجی هستند. در حالی که بعدها بسیاری از همان مردم متوجه شدند که چه فاجعه‌ای رخ داده و فرزندان پیامبر(ص) به شهادت رسیده‌اند.

تعزیه , اخبار استان مرکزی ,

عناصر ادبی و هنری وارد تعزیه شد؛ اما پیام اصلی عاشورا یعنی ایستادگی در برابر ظلم حفظ شد

از سوی دیگر، در طول تاریخ شیعه نیز تلاش‌هایی صورت گرفته تا حقیقت واقعه عاشورا روشن‌تر بیان شود و روایات آن گسترش پیدا کند. طبیعی است که در این مسیر نیز گاهی عناصر ادبی و هنری وارد روایت‌ها شده باشد. وقتی متون تعزیه شکل گرفتند، ادبیات فارسی در دوره‌ای بسیار پرقدرت قرار داشت. ما ادبیات حماسی بزرگی مانند آثار فردوسی را در اختیار داشتیم و سنت‌های قوی شعر حماسی، غنایی و اسطوره‌ای در فرهنگ ایران وجود داشت.

به همین دلیل در شکل‌گیری متون تعزیه، این ظرفیت‌های ادبی نیز تاثیر گذاشت. شاعران و نویسندگان با الهام از واقعه عاشورا، روایت‌هایی سرودند که هم جنبه تاریخی داشت و هم جنبه هنری و ادبی. در واقع واقعه کربلا به عنوان یک موضوع بزرگ و تاثیرگذار، وارد ادبیات نمایشی و شعر فارسی شد و طبیعتا در این مسیر برخی عناصر هنری نیز به آن افزوده شد.

اگر به تاریخ ادبیات فارسی نگاه کنیم، می‌بینیم که این زبان از قرن‌های نخست پس از اسلام استحکام زیادی داشته است. برای مثال شعر رودکی در قرن سوم هجری سروده شده، اما وقتی امروز هم آن را می‌خوانیم، همچنان قابل فهم است و تغییر چندانی در ساختار آن احساس نمی‌کنیم. این نشان می‌دهد که زبان فارسی از همان زمان ظرفیت بالایی برای تولید آثار ادبی داشته است.

در چنین فضایی، طبیعی بود که واقعه عاشورا نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین موضوعات فرهنگی و مذهبی وارد شعر و ادبیات شود. بنابراین در متون تعزیه نیز، در کنار روایت تاریخی، عناصر ادبی و نمایشی دیده می‌شود. ما منکر این نیستیم که در برخی موارد دخل و تصرف‌هایی در روایت‌ها صورت گرفته، اما آنچه اهمیت دارد این است که این تغییرات هرگز به اصل پیام عاشورا و باور مردم نسبت به اهل‌بیت(ع) آسیبی نزده است.  

در واقع آنچه در تعزیه دیده می‌شود همچنان همان پیام اصلی قیام امام حسین(ع)، یعنی ایستادگی در برابر ظلم و دفاع از حقیقت است و همین موضوع سبب شده که این هنر تا امروز در میان مردم جایگاه خود را حفظ کند.

 تعزیه موسیقی ایرانی را از تحریم مذهبی نجات داد/روایت خالقی و صبا از یک معجزه هنری

تسنیم: بسیاری از افراد تعزیه را صرفا یک آیین مذهبی می‌دانند. شما به عنوان یک پژوهشگر، چه ابعاد هنری و نمایشی برای تعزیه قائل هستید و نقش آواز و موسیقی را در ماندگاری این هنر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مجللی: اگر بخواهیم دقیق‌تر نگاه کنیم، تعزیه فقط یک آیین مذهبی نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از هنرهای مختلف است که در کنار هم قرار گرفته‌اند. یکی از نکات مهم در این زمینه، نقش موسیقی در تعزیه است. مرحوم روح‌الله خالقی در کتاب تاریخ موسیقی ایران، جمله‌ای دارد که بسیار قابل توجه است. او می‌گوید بسیاری از هنرهای ایرانی به واسطه تعزیه و در سایه آن از محاق خارج شدند و رسمیت پیدا کردند که یکی از مهم‌ترین آنها موسیقی است.

در واقع زمانی که هنر تعزیه شکل گرفت، موسیقی در جامعه ما با محدودیت‌های جدی و حتی نوعی تحریم مذهبی مواجه بود. تا پیش از دوره قاجار، موسیقی در بسیاری از محافل رسمی چندان جایگاهی نداشت. اما تعزیه توانست به نوعی موسیقی را از این محدودیت‌ها خارج کند و آن را در خدمت مذهب قرار دهد. به همین دلیل هم در تعزیه می‌بینیم که گفتار و اشعار مربوط به اهل‌بیت(ع) و شخصیت‌های مثبت، به صورت آهنگین اجرا می‌شود؛ اما کلام شخصیت‌های مخالف مانند شمر یا یزید معمولا بدون آهنگ و به صورت ساده بیان می‌شود. این یک انتخاب هوشمندانه بود؛ چون هم به موسیقی جایگاه می‌داد و هم آن را در خدمت بیان مفاهیم مذهبی قرار می‌داد.

به همین دلیل در تعزیه، کلام شخصیت‌هایی مانند امام حسین(ع) یا حضرت عباس(ع) با الحان و دستگاه‌های موسیقی ایرانی اجرا می‌شود. این شیوه سبب شد موسیقی نه تنها از حاشیه خارج شود، بلکه در چارچوبی مذهبی و مورد قبول جامعه قرار بگیرد.

مرحوم ابوالحسن صبا نیز جمله‌ای در همین زمینه دارد و می‌گوید تا امروز این تعزیه بوده که موسیقی ایرانی را حفظ کرده است. البته اگر بخواهیم دقیق‌تر نگاه کنیم، امروز شرایط کمی متفاوت شده است. مثلا من وقتی برای اجرای تعزیه لباس می‌پوشم و در میدان یا در یک محله شروع به خواندن تعزیه می‌کنم، هدفم حفظ موسیقی نیست. کار من اجرای تعزیه است. شعر و لحن موسیقی از قبل در متن تعریف شده و من آن را اجرا می‌کنم. اما در عمل، چه بخواهیم چه نخواهیم، همین اجراها به حفظ موسیقی ایرانی هم کمک می‌کند.

البته امروز راه‌های دیگری هم برای حفظ موسیقی وجود دارد؛ ضبط آثار، انتشار آلبوم‌ها و فعالیت خوانندگان موسیقی سنتی همه به ماندگاری آن کمک می‌کنند. اما در گذشته تعزیه یکی از مهم‌ترین بسترهایی بود که موسیقی را زنده نگه داشت.

از طرف دیگر اگر به فضای فرهنگی جامعه هم نگاه کنیم، می‌بینیم که تعزیه هنوز هم تاثیرگذاری زیادی دارد. برای مثال در مناطق مرکزی کشور، از جمله در استان مرکزی، در سال‌های اخیر در بسیاری از روستاها فضاهای ویژه‌ای برای اجرای تعزیه ساخته شده است. مردم با همت خودشان مکان‌هایی شبیه تکیه یا میدان تعزیه ایجاد کرده‌اند تا این مراسم در آنجا برگزار شود. این موضوع نشان می‌دهد که تعزیه تا چه اندازه در فرهنگ عاشورایی مردم ریشه دارد.

در واقع ما در بسیاری از روستاها شاهد نوعی تماشاخانه مردمی هستیم که برای اجرای تعزیه ساخته شده است. چنین پدیده‌ای در کمتر جایی از دنیا دیده می‌شود؛ یعنی نمایشی که با حمایت مستقیم مردم شکل بگیرد و در زمان اجرا گاهی هزاران نفر برای تماشای آن جمع شوند. نکته جالب‌تر این است که تماشاگران از قبل می‌دانند داستان چه خواهد شد و پایان ماجرا چیست، اما باز هم با علاقه می‌آیند و آن را تماشا می‌کنند.

البته بخشی از این استقبال به همان رویکرد مذهبی و اعتقادی مردم برمی‌گردد، اما در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از انقلاب، جنبه‌های هنری تعزیه هم بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. مردم به شیوه اجرای تعزیه، نوع خواندن اشعار، قدرت صدا، حرکات نمایشی و حتی نوع اجرای بازیگران توجه می‌کنند. این‌ها همه سبب شده جنبه هنری تعزیه بیشتر دیده شود.

از نظر بصری هم تغییرات زیادی رخ داده است. امروزه لباس‌ها و تجهیزات تعزیه بسیار پرزرق و برق‌تر و حرفه‌ای‌تر از گذشته شده‌اند. هنرهایی مانند سوارکاری، طراحی لباس، موسیقی و حتی استفاده از سازهای مختلف در اجراها دیده می‌شود. همچنین با پیشرفت امکانات فنی، از سیستم‌های صوتی و تجهیزات جدید برای اجرای بهتر تعزیه استفاده می‌شود.

اگر بخواهیم با گذشته مقایسه کنیم، مثلا در دهه شصت بسیاری از اجراهای تعزیه بسیار ساده برگزار می‌شد. خود من یادم هست که در برخی مناطق تعزیه بدون سیستم صوتی و با امکانات بسیار محدود اجرا می‌شد، اما مردم با همان شرایط هم می‌نشستند، تماشا می‌کردند و تحت تاثیر قرار می‌گرفتند. حتی گاهی لباس‌ها بسیار ساده بود؛ مثلا ممکن بود بازیگر نقش حضرت عباس(ع) چکمه مخصوص نداشته باشد و با یک پوتین ساده وارد میدان شود یا لباس‌ها چندان دقیق و کامل نباشند.

اما در سال‌های اخیر شرایط متفاوت شده است. امروز لباس‌هایی که تعزیه‌خوانان استفاده می‌کنند بسیار باکیفیت و گاهی بسیار گران‌قیمت هستند. زره‌ها، کلاه‌خودها، چکمه‌ها و دیگر تجهیزات با دقت و ظرافت بیشتری تهیه می‌شوند و همین موضوع از نظر ظاهری جذابیت خاصی به اجرا می‌دهد. در کنار این جلوه‌های ظاهری، شیوه خواندن و اجرای تعزیه‌خوان نیز همچنان نقش اصلی را در تاثیرگذاری بر مخاطب دارد و همین ترکیب هنر و اعتقاد است که سبب شده تعزیه تا امروز زنده و پویا باقی بماند.

موافق‌خوانی از نظر فنی دشوارتر از مخالفخوانی است/روایت سختی‌های اجتماعی نقش شمر

تسنیم: یکی از بحث‌هایی که درباره تعزیه مطرح می‌شود، دشواری نقش مخالف‌خوانی است. لطفا ابتدا درباره مفهوم موافق‌خوان و مخالف‌خوان در تعزیه توضیح بدهید و بفرمایید چرا گفته می‌شود مخالف‌خوانی کار سختی است؟

مجللی: اول باید از شما بپرسم چه کسی گفته مخالف‌خوانی سخت‌ترین نقش تعزیه است؟ البته نمی‌خواهم بگویم کار آسانی است؛ مخالف‌خوانی هم سختی‌های خاص خودش را دارد، اما اگر بخواهیم از نظر فنی نگاه کنیم، در بسیاری از موارد موافق‌خوانی حتی دشوارتر هم هست.

در تعزیه به طور کلی دو دسته نقش داریم؛ موافق‌خوان‌ها و مخالف‌خوان‌ها. موافق‌خوان‌ها کسانی هستند که نقش شخصیت‌های جبهه حق را اجرا می‌کنند؛ مانند امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع)، حضرت علی‌اکبر(ع) و دیگر یاران اهل‌بیت. در مقابل، مخالف‌خوان‌ها نقش شخصیت‌های جبهه مقابل مانند شمر، یزید، ابن‌سعد و دیگر افراد سپاه دشمن را بازی می‌کنند.

از نظر اجرای هنری، موافق‌خوان‌ها معمولا اشعار خود را به صورت آوازی و بر اساس دستگاه‌ها و نغمه‌های موسیقی ایرانی اجرا می‌کنند. یعنی علاوه بر ایفای نقش، باید توانایی اجرای درست آواز را هم داشته باشند و از نظر موسیقایی کاملا مسلط باشند. خواننده موافق‌خوان باید بتواند شعر را در دستگاه مناسب اجرا کند، تحریرهای درست بزند و از مایه اصلی موسیقی خارج نشود. در واقع او هم بازیگر و هم خواننده است.

اما مخالف‌خوان‌ها معمولا کلام خود را بدون لحن موسیقایی و بیشتر به شکل خطابی و نمایشی اجرا می‌کنند. بنابراین از نظر آواز و موسیقی، فشار کمتری نسبت به موافق‌خوان دارند. به همین دلیل اگر بخواهیم صرفا از منظر موسیقایی نگاه کنیم، کار موافق‌خوان‌ها پیچیده‌تر است.

با این حال یک سختی مهم در مخالف‌خوانی وجود دارد که بیشتر جنبه اجتماعی و فرهنگی دارد و آن به نگاه سنتی مردم در گذشته برمی‌گردد. در سال‌های گذشته مردم گاهی نقش بازیگر را با شخصیت واقعی او یکی می‌دانستند. مثلا کسی که نقش شمر را بازی می‌کرد، ممکن بود در ایام محرم در یک روستا یا محله با نگاه منفی مردم روبه‌رو شود.

در مقابل، کسانی که نقش‌های مثبت مانند امام حسین(ع) یا حضرت عباس(ع) را اجرا می‌کردند، معمولا احترام بیشتری از سوی مردم دریافت می‌کردند؛ چون تصور می‌شد که این افراد در مجلس تعزیه دل‌ها را به کربلا پیوند می‌دهند. البته واقعیت این است که مخالف‌خوان هم به نوعی همین کار را انجام می‌دهد و بدون حضور او اساسا روایت داستان کامل نمی‌شود.

در سال‌های اخیر حتی نمونه‌هایی از این نگاه را در فضای مجازی هم دیده‌ایم؛ مثلا فیلم‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد فردی که نقش شمر را بازی می‌کرده، در زندگی عادی‌اش با واکنش‌های منفی مردم روبه‌رو شده است. در برخی روایت‌ها حتی گفته شده که مثلا اگر شغل او مغازه‌داری بوده، بعضی افراد از مغازه‌اش خرید نمی‌کردند، چون او را با همان نقش تعزیه می‌شناختند.

حتی خاطره‌ای از برخی تعزیه‌خوان‌های قدیمی نقل شده است. خود من این ماجرا را به طور مستقیم ندیده‌ام و نمی‌خواهم آن را تایید یا رد کنم، اما از زبان برخی تعزیه‌خوانان شنیده‌ام. می‌گفتند زمانی برای اجرای تعزیه به یکی از روستاها رفته بودند. رسم این بوده که مردم روستا در آن شب‌ها تعزیه‌خوان‌ها را به خانه‌های خود دعوت می‌کردند. همه تعزیه‌خوان‌ها هر کدام مهمان یک خانه شدند، اما کسی حاضر نشد بازیگر نقش شمر را به خانه خود ببرد و او در یک شب سرد زمستانی در کوچه‌های روستا سرگردان مانده بود. حالا اینکه این روایت دقیقا تا چه اندازه درست است، نمی‌دانم، اما با توجه به نوع باورهای مردم در گذشته، چنین چیزی چندان هم دور از ذهن نیست.

بنابراین سختی مخالف‌خوانی بیشتر از این جهت بود که گاهی در نگاه اجتماعی مردم با نقش او برخورد می‌شد. اما از نظر اجرای هنری، هر دو نقش سختی‌های خاص خود را دارند. بازی کردن هر نقشی در تعزیه نیازمند توانایی، تجربه و مهارت است.

در عین حال، موافق‌خوان‌ها به دلیل اجرای آوازهای موسیقایی مسئولیت سنگین‌تری هم دارند؛ چون باید هم روایت داستان را پیش ببرند و هم از نظر موسیقایی اجرای درستی داشته باشند. در واقع آن‌ها باید موسیقی را هم روایت کنند.

به هر حال کسی که نقش شخصیت‌های بزرگ و مقدسی مانند امام حسین(ع) یا حضرت عباس(ع) را اجرا می‌کند، طبیعی است که مسئولیت سنگینی هم بر عهده دارد و باید توانایی لازم برای تحمل این سختی‌ها را داشته باشد. از آن طرف هم کسی که نقش شمر یا دیگر مخالفان را اجرا می‌کند، در واقع بخشی از روایت این واقعه بزرگ را بر دوش می‌کشد و بدون حضور او داستان تعزیه کامل نمی‌شود. همین تضاد نقش‌هاست که به تعزیه جان می‌دهد و روایت عاشورا را برای مخاطب زنده و تاثیرگذار می‌کند.

استان مرکزی ظرفیتهای قابل‌توجهی در تعزیهسرایی دارد/از انجم فارسی‌گو تا ملا اسدالله آمره‌ای ترکی‌سرا

تسنیم: به عنوان یک پژوهشگر بفرمایید استان مرکزی چه ظرفیت‌هایی در حوزه تعزیه دارد و جایگاه این استان در این هنر چگونه ارزیابی می‌شود؟ همچنین قدری هم درباره پیشکسوتان تعزیه در این استان توضیح بدهید.

مجللی: به طور کلی می‌توان گفت تعزیه در سراسر کشور ما به شکل پراکنده نقش خود را ایفا کرده است. من بارها گفته‌ام تعزیه را می‌توان به یک تابلوی نقاشی تشبیه کرد که سیمای اهل‌بیت(ع) بر آن نقش بسته است. هر استان به اندازه بضاعت فرهنگی و توان خود این تابلو را رنگ‌آمیزی کرده است؛ در برخی مناطق این رنگ‌ها پررنگ‌تر است و در برخی مناطق کم‌رنگ‌تر. در جاهایی که اقلیت‌های مذهبی بیشتری حضور دارند، طبیعتا اجرای تعزیه کمتر دیده می‌شود. از سوی دیگر چون پایه‌های اصلی تعزیه در مرکز کشور، به‌ویژه در تهران شکل گرفت، شهرهای اطراف تهران از نظر کمیت اجرای تعزیه نسبت به بسیاری از مناطق دیگر جلوتر هستند.

اما اگر از منظر کیفیت اجرا نگاه کنیم، می‌بینیم که فرهنگ بومی هر منطقه در شیوه اجرای تعزیه تاثیر زیادی دارد. در بسیاری از مناطق، الحان و نغمه‌های بومی همان منطقه در تعزیه به کار گرفته می‌شود. برای نمونه، هفته گذشته در یکی از استان‌ها در مراسم چهلم یکی از پیشکسوتان تعزیه که در یک شهر کوچک زندگی می‌کرد حضور داشتم. شاید نام تعزیه آن شهر تاکنون در جایی مطرح نشده باشد، اما در مراسم آن مرحوم جمعیتی حضور داشتند که با توسل به ساحت امام حسین(ع) و با همان فرهنگ قومی و محلی خود، ارادتشان را نشان می‌دادند. این نشان می‌دهد که تعزیه در نقاط مختلف کشور با ریشه‌های مردمی و فرهنگی عمیقی همراه است.

استان مرکزی هم از این قاعده مستثنی نیست و ظرفیت‌های قابل توجهی در حوزه تعزیه دارد. یکی از این ظرفیت‌ها در حوزه شعر و نگارش نسخه‌های تعزیه است. در این استان تعزیه‌سرایان برجسته‌ای حضور داشته‌اند. از جمله انجم که از تعزیه‌سرایان فارسی‌زبان بود و اشعار بسیار فاخر و ارزشمندی در این حوزه سروده است. همچنین ملا اسدالله آمره‌ای از تعزیه‌سرایان ترک‌زبان این منطقه بود که اهل روستای آمره در اطراف کمیجان بود. نکته جالب این است که اشعار تعزیه او از یک روستای کوچک در استان مرکزی فراتر رفت و حتی در مناطق آذربایجان نیز مورد استفاده قرار گرفت. با این حال متاسفانه هنوز در اراک آن‌طور که باید و شاید به این شخصیت پرداخته نشده و حتی بسیاری از اصحاب هنر شناخت کاملی از او ندارند. در سال ۱۴۰۳ کنگره‌ای برای بزرگداشت ملا اسدالله آمره‌ای در کمیجان برگزار شد که بنده هم به عنوان یکی از سخنرانان در آن حضور داشتم.

از نظر گستره اجرای تعزیه نیز تقریبا در تمام شهرستان‌های استان مرکزی شاهد اجرای این هنر هستیم. در دوازده فرمانداری استان، اجراهای تعزیه در شهرها و روستاها برگزار می‌شود و خود من در بسیاری از این مناطق حضور داشته‌ام و حتی با تعزیه‌خوانان جلسات و کارگاه‌هایی برگزار کرده‌ام. در ساوه سوگواره تعزیه برگزار می‌شود، در زرندیه برنامه‌هایی برای تعزیه‌خوانان تدارک دیده می‌شود و در شهرهایی مانند خمین، تفرش و اراک نیز مجالس تعزیه به طور مستمر برگزار می‌شود.

اراک در میان شهرهای استان یک ویژگی خاص دارد و آن هم وجود دو نوع تعزیه است. یکی تعزیه ثابت که در بسیاری از نقاط کشور اجرا می‌شود و دیگری تعزیه سیار که در بازار تاریخی اراک برگزار می‌شود. تعزیه سیار اراک در گذشته بسیار مشهور بود و تا اوایل انقلاب ادامه داشت. پس از آن مدتی متوقف شد و در دهه نود دوباره احیا شد. البته من معتقدم شکل فعلی آن تا حدی کپی‌برداری ساده‌ای از همان اجراهای قدیمی دهه شصت است، اما با این حال همین احیا باعث شد چراغ تعزیه بازار دوباره روشن شود.

امروز هم وقتی مردم برای تماشای تعزیه سیار بازار اراک می‌آیند، بسیاری از آن‌ها با حس نوستالژیک حضور پیدا می‌کنند. خود من هم که برای اجرا به آنجا می‌روم، از تماشاگران می‌پرسم چرا آمده‌اند و اغلب می‌گویند برای زنده کردن خاطرات دوران کودکی‌شان؛ زمانی که دست در دست پدر و مادرشان برای دیدن تعزیه بازار می‌آمدند.

البته کیفیت اجرای تعزیه سیار امروز با گذشته تفاوت‌هایی دارد. نه اینکه اجرای امروز ضعیف‌تر باشد، بلکه از نظر ظاهری حتی جلوه‌های بیشتری هم دارد؛ لباس‌ها، تجهیزات و رنگ‌آمیزی‌ها بسیار پیشرفته‌تر شده‌اند. اما تعزیه قدیمی برای مردم تعریف‌شده‌تر بود و جایگاه خاصی در خاطره جمعی آن‌ها داشت. اسناد و مدارک زیادی هم وجود دارد که نشان می‌دهد در اوایل دهه چهل، در حالی که در بسیاری از نقاط کشور عزاداری محدود شده بود، در اراک این مراسم با آزادی بیشتری برگزار می‌شد. حتی از شهرهایی مانند خرم‌آباد، کرج و اهواز برای تماشای تعزیه سیار اراک به این شهر می‌آمدند. این موضوع در روزنامه‌های قدیمی اراک پیش از انقلاب نیز ثبت شده و اسناد آن موجود است.

از دیگر ظرفیت‌های استان مرکزی وجود فضاهای اختصاصی اجرای تعزیه است. یکی از مهم‌ترین آنها تکیه ذاکر در تفرش است که قدمت آن از تکیه دولت ناصرالدین‌شاه نیز بیشتر است. اگر بر اساس تقویم شمسی نگاه کنیم، تکیه دولت در سال ۱۲۴۸ هجری شمسی ساخته شد، در حالی که تکیه ذاکر تفرش در سال ۱۲۳۷ هجری شمسی احداث شده است؛ یعنی یازده سال زودتر. تکیه دولت حدود هفتاد سال پیش کاملا تخریب شد و امروز اثری از آن باقی نمانده است، اما تکیه ذاکر تفرش همچنان پابرجاست و حتی یک روز هم تغییر کاربری نداده است. این موضوع به همت مردم تفرش برمی‌گردد که توانسته‌اند میراث گذشتگان خود را حفظ کنند و همچنان در آن تعزیه اجرا می‌شود.

تعزیه , اخبار استان مرکزی ,

در کنار آن، تکیه‌های تاریخی دیگری نیز در استان وجود دارد؛ از جمله تکیه باغ شیخ ساوه که مربوط به دوره قاجار است. من سال گذشته از این مکان بازدید کردم و دیدم که هنوز فضای بسیار معنوی و باصفایی دارد و تعزیه نیز در آن اجرا می‌شود. همچنین تکیه آقاخان در محلات و تکیه تاریخی فرین از دیگر فضاهای قدیمی تعزیه در استان هستند. این چهار تکیه تقریبا در یک دوره تاریخی ساخته شده‌اند. البته تکیه‌های آقاخان محلات و فرین در حال حاضر تغییر کاربری داده‌اند، اما تکیه باغ شیخ ساوه همچنان کارکرد مذهبی خود را حفظ کرده و فضای کاملا معنوی و مناسب برای اجرای تعزیه در آن برقرار است.

در مجموع مجموعه این ظرفیت‌ها نشان می‌دهد که استان مرکزی در حوزه تعزیه پیشینه و جایگاه قابل توجهی دارد و می‌توان از این میراث فرهنگی برای تقویت و گسترش این هنر آیینی بهره برد.

حمایتهای پس از انقلاب، تعزیه را زنده و پویا نگه داشت

تسنیم: اگر ممکن است درباره تعزیه‌خوانان شاخص استان مرکزی و روند رشد آن‌ها در سال‌های بعد از انقلاب نیز توضیح بدهید.

مجللی: در استان مرکزی، به‌ویژه در اراک، تعزیه‌خوانان نسبتا شناخته‌شده‌ای هم پرورش پیدا کرده‌اند. البته پیش از انقلاب نیز تعزیه‌خوانان مطرحی در این منطقه فعالیت داشتند، اما بعد از انقلاب شرایط تا حدی تغییر کرد. در آن مقطع تعزیه‌خوان‌هایی از قزوین وارد اراک شدند و اتفاقا کار آن‌ها هم مورد توجه قرار گرفت. به مرور مردم استقبال خوبی از اجراهای آن‌ها داشتند و همین موضوع سبب شد حتی برخی از تعزیه‌خوانان اراکی نیز به شیوه اجرای آن‌ها گرایش پیدا کنند.

در نتیجه کم‌کم نسخه‌های تعزیه‌ای که در اراک رایج بود کنار گذاشته شد و نسخه‌های مورد استفاده تعزیه‌خوانان قزوینی بیشتر مورد اجرا قرار گرفت. درست یا غلط بودن این اتفاق را قضاوت نمی‌کنم، اما واقعیتی بود که در آن زمان رخ داد و تاثیر خودش را بر فضای تعزیه اراک گذاشت. پس از آن، تعزیه‌خوانان اراک نیز توانستند به سرعت در سطح کشور مطرح شوند. در همان سال‌های دهه شصت و اوایل انقلاب، بسیاری از آن‌ها از شهرهای مختلف برای اجرای تعزیه دعوت می‌شدند و این روند تا امروز هم تا حدی ادامه دارد.

البته نسلی که در آن سال‌ها فعالیت می‌کرد شرایط متفاوتی داشت. بسیاری از آن‌ها در دوران جنگ تحمیلی تعزیه اجرا می‌کردند؛ دورانی که کشور با بمباران و ناامنی‌های ناشی از جنگ روبه‌رو بود. حتی خود شهر اراک هم چند بار در زمان جنگ بمباران شد و این شرایط برای مدت طولانی ادامه داشت. در آن سال‌ها امکانات فنی چندانی هم وجود نداشت؛ نه سیستم‌های صوتی استاندارد در اختیار تعزیه‌خوانان بود و نه امکان ضبط و انتشار گسترده اجراها وجود داشت. بسیاری از تعزیه‌خوانان به جبهه‌ها می‌رفتند و برای رزمندگان تعزیه اجرا می‌کردند و حتی برخی از آن‌ها در همین مسیر به شهادت رسیدند.

در واقع آن نسل بدون اینکه دنبال دیده شدن یا تبلیغات باشد، کار خود را انجام می‌داد. اما نسل‌های بعدی که وارد این عرصه شدند در شرایط متفاوتی فعالیت کردند. زمانی وارد میدان شدند که فضای مجازی گسترش پیدا کرده بود، دوربین‌های فیلمبرداری و امکانات ضبط در دسترس قرار داشت و کشور نیز از نظر امنیتی شرایط باثبات‌تری داشت. در چنین فضایی طبیعی بود که برخی از تعزیه‌خوانان نسل جدید بیشتر به دیده شدن و معرفی کار خود در فضای مجازی توجه داشته باشند. امروز با یک تلفن همراه و یک کلیپ کوتاه یک دقیقه‌ای ممکن است هزاران نفر اجرای یک تعزیه‌خوان را ببینند و همین موضوع در معرفی و تبلیغ تعزیه هم بی‌تاثیر نبوده است. البته در این میان، کسانی که اجرای قوی‌تری داشتند مخاطبان بیشتری جذب کردند و در مقابل، اگر اجرایی ضعیف بود، همان فضای مجازی می‌توانست ضعف آن را هم به سرعت آشکار کند.

در پایان باید به نکته دیگری هم اشاره کنم و آن حمایت‌هایی است که بعد از انقلاب از هنر تعزیه صورت گرفته است. در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، تعزیه یکی از هنرهایی بود که مورد توجه و حمایت قرار گرفت. در بسیاری از نقاط کشور تعزیه‌خوانان توانستند بدون محدودیت مجالس خود را برگزار کنند؛ هرجا که امکانش بود مجلس تعزیه برپا می‌شد، مردم جمع می‌شدند و این آیین اجرا می‌شد.

در کنار این موضوع، حمایت‌های دیگری نیز از تعزیه‌خوانان صورت گرفت؛ از جمله اعطای درجه‌های هنری و همچنین بیمه برای برخی از فعالان این حوزه. حتی در مواردی دیده شد که تعزیه‌خوانانی که سال‌ها در این عرصه فعالیت داشتند، موفق به دریافت درجه‌های هنری شدند که معادل مدارک دانشگاهی محسوب می‌شد. به همین دلیل می‌توان گفت در سال‌های اخیر جایگاه اجتماعی تعزیه‌خوانان نیز نسبت به گذشته تغییر کرده است. در گذشته بسیاری از آن‌ها در کنار شغل‌هایی مانند کشاورزی یا بنایی تعزیه اجرا می‌کردند، اما امروز برخی از آن‌ها به عنوان هنرمندان شناخته‌شده در این حوزه فعالیت دارند.

در مجموع می‌توان گفت حمایت‌هایی که از تعزیه در سال‌های پس از انقلاب صورت گرفته، نقش مهمی در تداوم و گسترش این هنر آیینی داشته است و همین توجه سبب شده تعزیه همچنان در بسیاری از مناطق کشور، از جمله استان مرکزی، زنده و پویا باقی بماند.

یک مجلس تعزیه جدید سروده‌ام که موضوع آن درباره پیاده‌روی اربعین است

تسنیم: اگر خاطره یا نکته‌ای از تجربه‌های شخصی خود در اجرای تعزیه دارید، بفرمایید.

مجللی: خاطرات از اجرای تعزیه کم نیست و گاهی هم اتفاقات جالب و حتی عجیبی در جریان اجرا رخ می‌دهد. یادم هست یک بار برای اجرای تعزیه به اهواز رفته بودیم. مصادف شده بود با ایام شهادت حضرت علی(ع) و یکی از دوستان ما نقش ابن‌ملجم را بازی می‌کرد. در صحنه‌ای که باید شمشیر را بالا می‌برد و به طور نمادین ضربه می‌زد، ناگهان یکی از تماشاگران عرب که در جمعیت حضور داشت از شدت احساسات سنگی پرتاب کرد. سنگ مستقیم به صورت همان بازیگر خورد و او نقش زمین شد و صورتش کاملا خونی شد.

با پیش آمدن این اتفاق، اجرای تعزیه عملا به هم خورد و ما هم سریع اجرا را متوقف کردیم. او را برداشتیم و داخل مینی‌بوس گذاشتیم تا حالش بهتر شود. حدود نیم ساعت بعد به هوش آمد و اولین سوالی که پرسید این بود که چه اتفاقی افتاده است. به هر حال این هم از آن اتفاقاتی است که گاهی در فضای احساسی مجالس تعزیه رخ می‌دهد.

در کنار این تجربه‌ها، این روزها مشغول کارهای پژوهشی و هنری دیگری هم هستم. در حال حاضر روی کتابی با موضوع هنر و زیارت کار می‌کنم که در دست نگارش است. همچنین یک مجلس تعزیه جدید هم سروده‌ام که موضوع آن درباره پیاده‌روی اربعین است؛ پدیده‌ای که در سال‌های اخیر جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ شیعی پیدا کرده است. امیدوارم اگر شرایط فراهم شود، این اثر هم به زودی رونمایی و اجرا شود.

اگر در آینده هم نیاز به گفت‌وگو یا توضیح بیشتری درباره این موضوعات بود، حتما در خدمت هستم. از شما هم بابت توجه به هنر تعزیه و پرداختن به این موضوع سپاسگزارم.

انتهای پیام/۷۱۱/

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]