به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، پنجم مرداد در تقویم ایران تنها یادآور یک عملیات نظامی نیست؛ این روز، روایت ایستادگی ملتی است که در واپسین روزهای جنگ تحمیلی، بزرگترین توطئه دشمنان را در تنگه چهارزبر درهم شکست. روزی که منافقین با سودای فتح سه روزه تهران از مرزهای غربی وارد ایران شدند، اما در مرصاد، کمینگاه شیرمردان اسلام، به سرنوشتی دچار شدند که برای همیشه نام این عملیات را به نماد شکست خیانت و پیروزی ایمان تبدیل کرد.
تابستان سال ۱۳۶۷، در حالی که رژیم بعث عراق آخرین تلاشهای خود را برای تغییر معادلات جنگ انجام میداد، سازمان منافقین با اتکا به حمایت کامل صدام حسین، رؤیای تصرف ایران را در سر میپروراند. آنان گمان میکردند با عملیاتی که «فروغ جاویدان» نامیده بودند، ظرف چند روز از مرزهای غربی عبور کرده و خود را به تهران خواهند رساند؛ اما آنچه در میدان رقم خورد، نه فروغ جاویدان، بلکه غروب ابدی خیانت بود.


اشرف؛ جایی که رؤیای سقوط ایران ساخته شد
در اردوگاه اشرف، در خاک عراق، سالها نیروهای منافقین آموزش نظامی میدیدند. جلسات ایدئولوژیک، آموزشهای رزمی و القای نفرت از ملت ایران، بخشی از برنامهای بود که سران این گروه برای نیروهای خود طراحی کرده بودند.
در همان مقر، فرمان حمله به ایران صادر شد؛ فرمانی که بر پایه محاسباتی کاملاً اشتباه بنا شده بود. آنان تصور میکردند مردم ایران از آنان استقبال خواهند کرد و هیچ مقاومتی در برابر ستونهای زرهیشان شکل نخواهد گرفت.
حتی برای آنکه ستونهای نظامیشان در تاریکی شب منسجم حرکت کند، به نیروهایشان دستور داده بودند چراغ خودروها را روشن نگه دارند؛ چراغهایی که قرار بود مسیر فتح تهران را روشن کند، اما ساعاتی بعد در آتش مرصاد برای همیشه خاموش شد.
آغاز یورش از مرزهای غربی

در اواخر تیرماه ۱۳۶۷، همزمان با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی ایران، منافقین با پشتیبانی مستقیم ارتش بعث عراق، از مرزهای غربی کشور عبور کردند.
آنها پس از ورود به خاک ایران، مسیر قصرشیرین، سرپلذهاب، کرندغرب و اسلامآباد غرب را در پیش گرفتند و در طول مسیر، نه تنها با نیروهای نظامی، بلکه با مردم عادی نیز با نهایت قساوت برخورد کردند.
جنایت در کرندغرب؛ نخستین پرده از چهره واقعی منافقین
در کرندغرب، نخستین جنایتهای گسترده منافقین آغاز شد. کارکنان کارخانه یخ، نانوایی و نیروهای خدماتی که هیچ سلاحی در اختیار نداشتند، توسط اعضای این گروه دستگیر و مقابل دیوار کارخانه تیرباران شدند.
این حادثه تنها بخشی از خشونتی بود که منافقین علیه مردم بیدفاع رقم زدند؛ خشونتی که نشان داد ادعاهای آزادیخواهانه این گروه، چیزی جز پوششی برای جنایت نیست.
روستاهایی که قربانی عطش خون شدند

در ادامه مسیر، ستونهای منافقین وارد روستاهای علیآباد و حسنآباد شدند.
مردم روستا که هیچ نقشی در جنگ نداشتند، هدف مستقیم گلولههای دوشکا قرار گرفتند. خانوادههایی که تنها در خانههای خود زندگی میکردند، قربانی کینهای شدند که سالها در اردوگاههای اشرف در ذهن نیروهای منافقین کاشته شده بود.
روایت بازماندگان از آن روزها، سرشار از تلخی است؛ خانوادههایی که در یک لحظه، پدر، مادر، فرزند و برادر خود را از دست دادند و داغ آن هنوز بر دلشان مانده است.
اسلامآباد غرب؛ اوج جنایت
با ورود منافقین به اسلامآباد غرب، ابعاد جنایتها گستردهتر شد.
یکی از تلخترین صحنههای آن روز، بیمارستان اسلامآباد بود؛ جایی که مجروحان جنگی و مردم عادی بستری بودند.
منافقین به بیمارستان حمله کردند، مجروحان را از تختها پایین کشیدند، لباسهایشان را از تن بیرون آوردند و آنان را سوزاندند.
بر اساس روایت شاهدان، حتی زنان باردار و بیماران نیز از خشونت آنان در امان نماندند؛ جنایتهایی که برای همیشه در حافظه تاریخی مردم غرب کشور ثبت شده است.
مرصاد؛ کمینگاه پایان خیانت

اما در حالی که منافقین خود را پیروز میدان میپنداشتند، در تنگه چهارزبر، جایی که بعدها «مرصاد» نام گرفت، ورق برگشت.
رزمندگان سپاه پاسداران، ارتش جمهوری اسلامی، هوانیروز، بسیج و نیروهای مردمی با فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) و با هماهنگی مثالزدنی، کمینی بزرگ را برای ستونهای دشمن طراحی کردند.
بالگردهای هوانیروز با حملات سنگین، ستونهای زرهی منافقین را درهم کوبیدند و نیروهای زمینی راه هرگونه پیشروی یا عقبنشینی را بستند.
تنگه چهارزبر به قتلگاه ستونهایی تبدیل شد که تا چند ساعت پیش، رؤیای ورود به تهران را در سر داشتند.
وعده الهی و شکست فتنه
فرماندهان و رزمندگان آن روزها، بارها تأکید کردهاند که پیروزی مرصاد تنها حاصل تجهیزات و تاکتیکهای نظامی نبود، بلکه ایمان، وحدت و تبعیت از فرمان امام خمینی(ره) مهمترین عامل این پیروزی بزرگ بود.
در روزهایی که دشمن تصور میکرد جمهوری اسلامی پس از پذیرش قطعنامه تضعیف شده است، ملت ایران با انسجامی مثالزدنی پاسخ این توهم را داد و آخرین عملیات بزرگ جنگ را به یکی از ماندگارترین پیروزیهای تاریخ دفاع مقدس تبدیل کرد.
پنجم مرداد؛ روز ملی کرمانشاه

پنجم مرداد برای مردم کرمانشاه تنها یک مناسبت تاریخی نیست؛ این روز، نماد غیرت مردمی است که دروازه غرب ایران را به دژی نفوذناپذیر تبدیل کردند.
اگر مرصاد نبود، شاید دشمن فرصت مییافت خسارتهای بیشتری به کشور وارد کند؛ اما ایستادگی مردم و رزمندگان کرمانشاه، این سناریوی شوم را در همان آغاز راه ناکام گذاشت.
به همین دلیل، پنجم مرداد به عنوان «روز ملی کرمانشاه» نامگذاری شده است؛ روزی که یادآور نقش تعیینکننده این استان در دفاع از تمامیت ارضی ایران و امنیت ملت است.
مرصاد؛ روایتی که هرگز کهنه نمیشود
اکنون با گذشت دههها از آن نبرد سرنوشتساز، مرصاد همچنان زنده است؛ نه فقط در کتابهای تاریخ، بلکه در حافظه مردمی که جنایت منافقین را با چشم دیدهاند و رشادت رزمندگانی را به یاد دارند که جان خود را برای حفظ ایران فدا کردند.
از اردوگاه اشرف تا تنگه مرصاد، فاصلهای بود میان خیال و حقیقت؛ منافقین با سودای فتح تهران حرکت کردند، اما در کمینگاه مرصاد، همان جایی که خداوند وعده نصرت اهل ایمان را محقق ساخت، آخرین رؤیای آنان برای همیشه زیر شنی تانکها، آتش هوانیروز و مقاومت فرزندان این سرزمین دفن شد.

انتهای پیام/
- نویسنده: تسنیم




























































































