نبض کند تبریز در تسخیر خودروها؛ کلافگی در خیابان‌ها
نبض کند تبریز در تسخیر خودروها؛ کلافگی در خیابان‌ها

ترافیک سنگین خیابان‌های تبریز در ساعات اوج، امان مردم را بریده و نیازمند چاره‌اندیشی جدی است.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم  از تبریز، خورشید که به پشت کوه‌های سرخ عینالی می‌رسد و سایه غروب بر سر شهر کشیده می‌شود، چهره تبریز تغییر می‌کند. شهری که روزگاری به عنوان شهر اولین‌ها‌با خیابان‌های عریض و طراحی مدرن شهری‌اش در ایران فخر می‌فروخت، این روزها در ساعات اوج ترافیک به یک پارکینگ بزرگ و متحرک تبدیل می‌شود. صدای ممتد و کرکننده‌ی بوق خودروها، بوی تند و آزاردهنده دود اگزوز که در هوای شامگاهی می‌پیچد و چهره‌های درهم‌کشیده و خسته رانندگانی که پس از یک روز طولانی کاری به دنبال رسیدن به آرامش خانه هستند، تابلویی تکراری و تلخ از غروب‌های این کلان‌شهر است. 

در این روزهای شهریور ماه ۱۴۰۵، ترافیک تبریز دیگر یک معضل مقطعی یا محدود به یک خیابان خاص نیست؛ بلکه به یک بحران فراگیر شهری تبدیل شده که همچون بختک بر سینه خیابان‌ها افتاده است. از ساعات پایانی بعدازظهر، شریان‌های اصلی شهر یکی پس از دیگری قفل می‌شوند و حرکت خودروها به کندی و با توقف‌های طولانی‌مدت صورت می‌گیرد. این توقف‌های فرساینده، نه تنها سوخت و سرمایه ملی را دود می‌کند، بلکه به شدت بر روان شهروندان سوهان می‌کشد. آستانه تحمل مردم در پشت چراغ‌های قرمزِ طولانی و گره‌های کور ترافیکی به شدت پایین آمده و پرخاشگری‌های کلامی میان رانندگان به صحنه‌ای عادی در خیابان‌ها بدل شده است.

تبریز به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و محصور بودن در میان ارتفاعات در بخش‌های شمالی و جنوبی، رشدی طولی در امتداد محور شرق به غرب داشته است. این ساختار خطی باعث شده تا بار اصلی ترددها بر دوش چند شریان اصلی و محدود بیفتد. وقتی به نقشه ترافیکی شهر در اپلیکیشن‌های مسیریاب نگاه می‌کنیم، خطوط ممتد قرمز و زرشکی، تمام شریان‌های حیاتی شهر را پوشانده‌اند. گویی خون در رگ‌های این شهر باستانی لخته شده و جریان زندگی از تکاپو افتاده است. رشد روزافزون تعداد خودروهای شخصی، در کنار عقب‌ماندگی تاریخی در توسعه ناوگان حمل‌ونقل عمومی و زیرساخت‌های ریلی، دست به دست هم داده‌اند تا تبریز را در محاصره ماشین‌ها قرار دهند.

شناسایی کانون‌های بحران؛ از چایکنار تا ۱۷ شهریور

برای درک عمق فاجعه ترافیک در تبریز، کافی است در ساعات پیک تردد، سری به خیابان‌های اصلی و شناخته‌شده‌ی شهر بزنیم. مسیر چایکنار که در امتداد بستر مهران‌رود کشیده شده و قرار بود نقش یک بزرگراه درون‌شهری روان را ایفا کند، این روزها خود به بزرگترین گره ترافیکی شهر تبدیل شده است. از محدوده پل قاری و زیرگذر منصور گرفته تا رسیدن به پل کابلی و بلوار شهریار، صفی طویل از خودروها به چشم می‌خورد که گاه برای طی کردن یک مسیر ده‌دقیقه‌ای، باید بیش از چهل دقیقه در آن زمان صرف کرد. زیرگذرهایی که برای روان‌سازی ساخته شده بودند، اکنون خود به قیف‌هایی تبدیل شده‌اند که ترافیک را در گلوگاه‌ها فشرده‌تر می‌کنند.

وضعیت در هسته مرکزی و تجاری شهر به مراتب وخیم‌تر است. میدان آبرسان، از نصف راه تا تقاطع‌های منتهی به دانشگاه تبریز به دلیل تمرکز شدید مراکز آموزشی، تجاری و خدماتی، به صورت پیوسته با حجم عظیمی از عابران پیاده و خودروها مواجه است. در این محدوده، تلاقی ایستگاه‌های اتوبوس‌های تندرو، تاکسی‌ها و خودروهای شخصی تک‌سرنشین که به دنبال جای پارک می‌گردند، کلافی سردرگم ایجاد می‌کند که باز کردن آن در ساعات عصرگاهی تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد.

اما شاید دردناک‌ترین و کلافه‌کننده‌ترین نقطه ترافیکی تبریز را بتوان در محدوده خیابان‌های ۱۷ شهریور، گلگشت و حافظ جستجو کرد. این مناطق که به عنوان قطب پزشکی و درمانی کلان‌شهر تبریز و حتی شمال‌غرب کشور شناخته می‌شوند، روزانه میزبان هزاران بیمار و همراه بیمار از سراسر استان و استان‌های همجوار هستند. تمرکز بیش از حد مطب‌های پزشکان، کلینیک‌ها و آزمایشگاه‌ها در خیابان‌هایی با عرض کم و فاقد پارکینگ‌های طبقاتی کافی، فاجعه‌ای تمام‌عیار آفریده است. پارک‌های دوبل و حتی سوبل در این خیابان‌ها امری کاملاً عادی است! خودروهای امدادی و آمبولانس‌ها با آژیرهای روشن، درمانده و مستأصل در میان انبوه خودروهای قفل‌شده گرفتار می‌شوند و جان بیماران به دلیل همین گره‌های ترافیکی به خطر می‌افتد.

کمی آن‌طرف‌تر در منطقه اعیان‌نشین ولیعصر، معضل به شکل دیگری خودنمایی می‌کند. خیابان‌های کم‌عرض، سنگ‌فرش شدن برخی معابر مرکزی این کوی و تمرکز شدید رستوران‌ها، کافه‌ها و بوتیک‌های لوکس، باعث شده تا تردد شبانگاهی در میدان‌های اصلی این منطقه نظیر فلکه بزرگ، فلکه بازار و خیابان همافر به یک کابوس شبانه برای ساکنان محلی تبدیل شود. دور دور کردن جوانان با خودروهای لوکس نیز مزید بر علت شده تا خیابان‌های این منطقه در ساعات پایانی شب نیز رنگ آرامش به خود نبینند. خیابان تاریخی شریعتی (شهناز سابق) نیز به دلیل بافت قدیمی، عرض کم و هجوم شهروندان برای خریدهای روزمره، همواره درگیر ترافیکی سنگین و کند است.

روایت شهروندان؛ وقتی زمان و اعصاب در خیابان دود می‌شود

برای واکاوی بیشتر این معضل، به میان مردم می‌روم تا پای درد دل شهروندانی بنشینم که هر روز بخش قابل توجهی از عمر خود را در این ترافیک‌های فرساینده سپری می‌کنند. 

اکبر حسینی، راننده تاکسی ۵۲ ساله‌ای که در مسیر راه‌آهن به آبرسان کار می‌کند، با چهره‌ای خسته و کلافه به خبرنگار تسنیم می‌گوید: باور کنید دیگر زانویی برایم نمانده است. از بس کلاچ و ترمز گرفته‌ام، پاهایم شب‌ها از درد خواب نمی‌روند. روزی بود که این مسیر را در عرض یک ربع ساعت می‌رفتیم و برمی‌گشتیم، اما حالا از ساعت ۵ عصر به بعد، یک سرویس رفت و برگشت گاهی نزدیک به دو ساعت طول می‌کشد. مسافرها خسته می‌شوند و پیاده راه می‌افتند، ما هم که نمی‌توانیم ماشین را رها کنیم. مصرف بنزین ماشین به خاطر درجا کار کردن دو برابر شده و استهلاک لنت و صفحه کلاچ بیداد می‌کند. با این کرایه‌ها و این حجم از ترافیک، مسافرکشی در تبریز دیگر هیچ توجیه اقتصادی ندارد.

در محدوده خیابان ۱۷ شهریور، با حاج رحمان، پیرمرد ۶۵ ساله‌ای هم‌صحبت می‌شوم که همسر بیمارش را روی صندلی چرخ‌دار در کنار خیابان نگه داشته و با استیصال به دنبال تاکسی یا راهی برای رسیدن به خودروی خود می‌گشت. او با لحنی گلایه‌آمیز می‌گوید: از یکی از شهرستان‌های اطراف برای ویزیت دکتر آمده‌ایم. ماشین پسرم را سه خیابان پایین‌تر پارک کرده‌ایم چون اینجا حتی جای سوزن انداختن نیست. نیم ساعت است منتظریم پسرم ماشین را بیاورد تا حاج‌خانم را سوار کنیم، اما زنگ زد و گفت در ترافیک خیابان طالقانی گیر کرده و یک متر هم نمی‌تواند جلو بیاید. آخر این چه وضع مدیریت شهری است؟ چرا همه دکترها را در این چند خیابان تنگ و باریک جمع کرده‌اند؟ اگر اینجا یک نفر سکته کند، آمبولانس چطور می‌تواند از این میان این ماشین‌هایی که سه ردیفه پارک کرده‌اند عبور کند؟

«سینا رمضانی، دانشجوی ۲۲ ساله مهندسی که در ایستگاه بی آر ای دانشگاه تبریز منتظر اتوبوس ایستاده، از زاویه دیگری به موضوع نگاه می‌کند: اتوبوس‌های خط ویژه واقعا نعمت هستند، اما در ساعات پیک آن‌قدر شلوغ می‌شوند که جای نفس کشیدن در آن‌ها نیست. گاهی باید سه تا اتوبوس بیاید و برود تا شاید بتوانیم سوار شویم. مترو هم که هنوز تمام مسیرهایش کامل نشده و دسترسی به همه جای شهر ندارد. وقتی حمل‌ونقل عمومی کارآمد و راحت نباشد، طبیعی است که مردم ترجیح می‌دهند با ماشین شخصی و تک‌سرنشین بیرون بیایند. شما الان به ماشین‌های توی خیابان نگاه کنید؛ بیشترشان فقط یک نفر سرنشین دارند!

مینا باقری، کارمند یکی از بانک‌های حوالی کوی ولیعصر که پس از اتمام ساعت کاری منتظر تاکسی است، از فشارهای روانی ترافیک می‌گوید: من یک مادر هستم. بعد از هشت ساعت کار خسته‌کننده، وقتی ساعت چهار و نیم از بانک بیرون می‌آیم، تازه عذاب اصلی شروع می‌شود. رسیدن به خانه‌مان در منطقه باغمیشه در حالت عادی بیست دقیقه راه است، اما من هر روز باید بیش از یک ساعت در ترافیک فلکه دانشگاه و توانیر و مسیر باغمیشه حرص بخورم. وقتی به خانه می‌رسم، از لحاظ عصبی به قدری تخلیه و خسته شده‌ام که دیگر انرژی و حوصله‌ای برای رسیدگی به فرزندانم ندارم. ترافیک تبریز دارد کیفیت زندگی خانواده‌ها را به شدت پایین می‌آورد.

آمارها چه می‌گویند؟ ریشه بحران کجاست؟

برای یافتن پاسخ این گلایه‌ها و بررسی ریشه‌ای و کارشناسی معضل ترافیک پایتخت آذربایجان، به سراغ متولیان امر رفتیم. در همین ارتباط، مهندس محبوب عبداله‌پور، مدیرعامل سازمان مدیریت و مهندسی شبکه حمل‌ونقل شهرداری تبریز، در گفت‌وگو با خبرنگاران، با ارائه آماری تکان‌دهنده و تامل‌برانگیز، پرده از یکی از مهم‌ترین دلایل پنهان این حجم از ترافیک برمی‌دارد.

عبداله‌پور در تشریح وضعیت بغرنج ترافیک تبریز با اشاره به اینکه سرانه مالکیت خودرو در این شهر به شکلی نامتعارف و غیرمنطقی بالاست، می‌گوید: اگر بخواهیم وضعیت تبریز را با سایر کلان‌شهرهای تراز اول کشور مقایسه کنیم، به اعدادی می‌رسیم که به وضوح زنگ خطر را برای آینده زیست‌محیطی و ترافیکی این شهر به صدا درمی‌آورند. بر اساس آخرین برآوردها و آمار موجود، در حال حاضر در کلان‌شهر تبریز به ازای هر یک هزار نفر جمعیت، چیزی در حدود ۶۰۰ دستگاه خودرو وجود دارد؛ رقمی بسیار بالا که ظرفیت معابر ما پاسخگوی آن نیست.

او در ادامه با مقایسه این آمار با سایر شهرها می‌افزاید: برای درک بهتر این فاجعه، باید بدانید که این شاخص در کلان‌شهری مانند اصفهان با آن وسعت جغرافیایی و معابر عریض‌تر، تنها حدود ۴۰۰ خودرو به ازای هر هزار نفر است. همچنین در شهرهای زیارتی و سیاحتی پرترددی همچون مشهد و شیراز، این رقم در حدود ۵۰۰ خودرو به ثبت رسیده است. اگر سرانه خودرو را به نسبت جمعیت مقایسه کنیم، تبریز در شرایط کاملا متفاوتی نسبت به سایر کلان‌شهرهای کشور قرار دارد. بنابراین در تبریز به ازای جمعیت مشابه با شهرهای دیگر، خودروهای بسیار بیشتری در شبکه معابر تردد می‌کنند و همین موضوع یکی از اصلی‌ترین عواملی است که ظرفیت خیابان‌های ما را تحت فشار خردکننده قرار می‌دهد.

مدیرعامل سازمان مدیریت و مهندسی شبکه حمل‌ونقل شهرداری تبریز در بخش دیگری از مصاحبه خود، به کالبد فیزیکی، تاریخچه شهرسازی و ساختار استخوان‌بندی شهر تبریز اشاره کرده و آن را یکی دیگر از عوامل بنیادین تشدیدکننده ترافیک می‌داند. او تصریح می‌کند: یک تفاوت ساختاری و بسیار مهم میان تبریز و برخی کلان‌شهرها وجود دارد که در تحلیل‌های ترافیکی کمتر به آن توجه می‌شود. در تبریز، چیزی در حدود ۴۰ درصد از کل محدوده قانونی و خدماتی شهر، به کاربری‌های کلان و جاذب سفرهای درون‌شهری نظیر دانشگاه‌ها، مناطق گسترده آموزشی، فرودگاه بین‌المللی و پادگان‌ها و مجموعه‌های نظامی اختصاص یافته است.

عبداله‌پور در توضیح بیشتر این پدیده ساختاری اضافه می‌کند: این در حالی است که بخش قابل توجهی از این کاربری‌های وسیع و پرتراکم، در اکثر کلان‌شهرهای توسعه‌یافته به حاشیه یا خارج از محدوده متراکم شهری منتقل شده‌اند. اما در تبریز این مجموعه‌ها در قلب مناطق شهری باقی مانده‌اند و همین تفاوت، شرایط توسعه کالبدی و ساختمانی شهر ما را بسیار متفاوت و محدود می‌کند. به دلیل وجود همین محدودیت‌ها در گسترش افقی شهر، بخش بیشتری از فعالیت‌های اقتصادی، خدماتی و ساخت‌وسازها در محدوده مرکزی شهری متمرکز شده است.

او با انتقاد از روند توسعه نامتوازن شهرسازی اظهار می‌کند: این تمرکزگرایی اجباری، زمینه افزایش چشمگیر بلندمرتبه‌سازی و تراکم‌فروشی در سطح بافت مرکزی و خیابان‌های قدیمی شهر را فراهم کرده است. اگر این افزایش تراکمِ جمعیتی و ساختمانی، متناسب با توسعه و ظرفیت‌سنجی شبکه معابر و زیرساخت‌های حمل‌ونقل انجام نشود – که متاسفانه در دهه‌های گذشته نشده است – فشار مضاعف و غیرقابل تحملی به خیابان‌های شهر وارد خواهد شد. بنابراین مسئله ترافیک تبریز را نمی‌توان با یک نگاه تک‌بعدی حل کرد؛ بلکه این معضل را باید در کنار سرانه بسیار بالای مالکیت خودرو، نحوه غلط استقرار کاربری‌های خدماتی و پزشکی، و الگوی نامناسب بلندمرتبه‌سازی بررسی و واکاوی کرد.

این مقام مسئول در پایان این گفت‌وگو، راهکار اصلی برون‌رفت از این کلاف سردرگم را در گرو تغییر رویکرد مدیریت شهری و همچنین مشارکت آگاهانه شهروندان دانسته و تأکید می‌کند: ساختن پل و زیرگذر و عریض کردن خیابان‌ها به تنهایی نمی‌تواند چاره‌ساز باشد؛ چرا که تقاضا برای سفر با خودروی شخصی به صورت تصاعدی در حال رشد است. راهکار اصلی و علمی حل ترافیک در سطح کلان‌شهر تبریز، توسعه و استفاده فراگیر از شبکه حمل‌ونقل عمومی (مترو و اتوبوس‌رانی) است که این مهم، صرفاً با رویکرد و خواست مردمی محقق می‌شود. همراهی مردم علاوه بر استفاده از حمل‌ونقل عمومی و کاهش استفاده از خودروهای تک‌سرنشین، باید در رعایت دقیق محدوده‌های ترافیکی، پرهیز جدی از پارک‌های دو ردیفه که به تنهایی نیمی از ظرفیت معابر را فلج می‌کند، اجتناب از تخلف‌های ساکن و رعایت قانون‌مندانه مقررات رانندگی تجلی یابد تا بتوانیم گره از ترافیک سنگین شهر تبریز باز کنیم.

تغییر نگرش، تنها راه نجات از بن‌بست ترافیک

در نهایت باید گفت که گره کور ترافیک کلان‌شهر تبریز، معضلی نیست که بتوان آن را یک‌شبه و تنها با تکیه بر پروژه‌های عمرانی یا برخوردهای سلبی و جریمه‌های راهنمایی و رانندگی حل کرد. خیابان‌های این شهر تاریخی دیگر گنجایش این حجم عظیم از آهن و دود را ندارند و ظرفیت آن‌ها سال‌هاست که سرریز شده است. همان‌طور که آمارها نشان می‌دهند، تبریز در محاصره خودروهای شخصی قرار گرفته و برای نجات شریان‌های حیاتی آن، نیازمند یک رنسانس در حوزه فرهنگ ترافیک و مدیریت یکپارچه شهری هستیم. تا زمانی که توزیع عادلانه و منطقی کاربری‌های خدماتی و درمانی در سطح شهر صورت نگیرد، ناوگان حمل‌ونقل عمومی به شکلی مدرن، ارزان و در دسترس برای همگان توسعه نیابد و شهروندان نیز استفاده از وسایل نقلیه عمومی را بر راحتی کاذب خودروهای تک‌سرنشین ترجیح ندهند، نبض شهر در ساعات اوج همچنان کند خواهد زد و کلافگی و خستگی، تنها دستاورد خیابان‌های تبریز برای مردمانش خواهد بود.

انتهای پیام/

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]