به گزارش آهنآنلاین؛ زنجیره فولاد در شرایط فعلی بیش از آنکه تابع تقاضای واقعی باشد، تحتتاثیر معادله هزینه تولید، نرخ ارز و تحولات سیاسی حرکت کرده است. دراینمیان، فاصله قیمت شمش و میلگرد به یکی از مهمترین شاخصهای تعیینکننده مسیر بازار تبدیل شده است. فاصلهای که در مقاطعی به حداقل رسیده و اکنون با افزایش […]
به گزارش آهنآنلاین؛ زنجیره فولاد در شرایط فعلی بیش از آنکه تابع تقاضای واقعی باشد، تحتتاثیر معادله هزینه تولید، نرخ ارز و تحولات سیاسی حرکت کرده است. دراینمیان، فاصله قیمت شمش و میلگرد به یکی از مهمترین شاخصهای تعیینکننده مسیر بازار تبدیل شده است. فاصلهای که در مقاطعی به حداقل رسیده و اکنون با افزایش قیمت شمش و سیگنالهای بورس کالا، در حال بازسازی است. بررسی معاملات و قیمتهای اخیر نشان میدهد شمش فولادی در بازار آزاد به محدوده ۶۷.۵ هزار تومان رسیده و درمقابل، میلگرد که زمانی با فاصلهای بسیار محدود نسبت به شمش معامله میشد، اکنون در محدوده ۷۲ تا ۷۳.۵ هزار تومان قرار دارد. این تغییرات نشان میدهد بازار در حال تلاش برای بازگرداندن حاشیه قیمتی منطقی میان ماده اولیه و محصول نهایی است.
رشد قیمت شمش به محدوده اشباع رسید
شاخص نرخ شمش در بازار القایی و خارج از بورس کالا به حدود ۶۷ هزار و ۴۸۰ تومان به ازای هر کیلوگرم بهعلاوه مالیات بر ارزش افزوده رسیده است. رقمی که فاصله چندانی با شاخص معاملاتی شمش در بورس کالا، یعنی حدود ۶۷ هزار و ۹۸۰ تومان ندارد. اختلاف ۵۰۰ تومانی میان این دو نرخ را میتوان در چارچوب تفاوت کیفیت و شرایط معامله ارزیابی کرد. یکی از مهمترین اتفاقات بازار در هفتههای اخیر، همگرایی قیمت شمش در بازار آزاد و بورس کالا بوده است. موضوعی که نشان میدهد روند خزنده رشد قیمت شمش در نهایت توانسته نرخ بازار را به سطح معاملات رسمی نزدیک کند.
براساس فرمول مطرحشده در آخرین بخشنامه، قیمت پایه شمش بلوم با نرخ ۴۱۰ دلار و نرخ دلار مبادلهای ۱۵۳ هزار و ۶۱۶ تومان، حدود ۶۲ هزار و ۹۸۲ تومان محاسبه میشود و با لحاظ سقف ۱۰ درصدی، رقم حدود ۶۹ هزار و ۲۸۰ تومان بهدست میآید. بنابراین قیمت فعلی حدود ۶۷.۵ هزار تومانی شمش در بازار، فاصله چندانی با این سقف محاسباتی ندارد. این وضعیت میتواند نشانهای از نزدیک شدن شمش به محدوده اشباع قیمتی باشد. البته به شرط آنکه نرخ ارز مبادلهای و متغیرهای سیاسی تغییر شدیدی نداشته باشند.
قیمت زنجیره فولاد در گرو نرخ ارز
متغیر تعیینکننده در این معادله همچنان نرخ ارز است. اگر تنشهای سیاسی ادامه پیدا کند و نرخ دلار مسیر صعودی خود را حفظ کند، سقف قیمتی شمش نیز میتواند جابهجا شود. در چنین شرایطی، فرمولهای قیمتگذاری بورس کالا و نرخ ارز مبادلهای اجازه نمیدهند بازار فولاد صرفا براساس ضعف تقاضا وارد یک روند کاهشی جدی شود. در مقابل، اگر فضای سیاسی به سمت توافق و کاهش تنش حرکت کند، احتمال آرامتر شدن نرخ ارز افزایش مییابد و در نتیجه میتوان انتظار داشت رشد قیمت شمش نیز محدودتر شود.
سمت دیگر این معادله، میلگرد است. محصولی که در هفتههای گذشته فاصله خود را با شمش از دست داده بود. در شرایط عادی، اختلاف ۱۰ تا ۱۵ درصدی میان قیمت میلگرد و شمش برای تداوم فعالیت نوردکاران اهمیت زیادی دارد. هزینههای تبدیل شمش به محصول نهایی، انرژی، دستمزد، حملونقل، مالیات و سایر هزینههای تولید باعث میشود میلگرد نتواند برای مدت طولانی در محدودهای نزدیک به قیمت ماده اولیه معامله شود. بنابراین وقتی میلگرد در بازار به محدوده ۶۹ هزار تومان و در مواردی نزدیک به نرخ شمش رسید، عملا یک حباب منفی در بازار شکل گرفت.
همین حباب منفی، از نگاه فعالان بازار، یک سیگنال خرید ایجاد کرد. زمانی که میلگرد با اختلاف بسیار اندک نسبت به شمش معامله میشود، ادامه این وضعیت برای تولیدکننده نورد اقتصادی نیست و بازار در نهایت باید خود را با هزینه واقعی تولید تطبیق دهد. همین اتفاق نیز رخ داد. پس از معاملات شمش در بورس کالا با میانگین موزون حدود ۶۷ هزار و ۵۰۰ تومان، میلگرد کف بازار که حدود ۶۹ هزار تومان معامله میشد، حدود ۲ درصد با ماده اولیه فاصله داشت. این اختلاف پایین، زمینه افزایش قیمت میلگرد را فراهم کرد.
معاملات میلگرد در بورس کالا با نرخ پایانی میانگین موزون حدود ۷۳ هزار و ۵۰۰ تومان، سیگنال جدیدی به بازار آزاد ارسال کرد. درنتیجه، قیمت میلگرد برخی مبادی که در ابتدای هفته حدود ۷۰ هزار تومان بود، تا مرز ۷۲ هزار تومان افزایش یافت. این رشد یک واکنش هیجانی به بازار نبود بلکه بخشی از آن را میتوان تلاش بازار برای بازسازی فاصله منطقی میان شمش و میلگرد دانست.
فاصله شمش و میلگرد به اوج خود رسید
افزایش فاصله قیمتی میان شمش و میلگرد به معنای رونق بازار فولاد نیست. اقتصاد ایران در شرایط رکود تورمی قرار دارد و تقاضای واقعی در بخش ساختوساز و صنایع پاییندستی همچنان با محدودیت نقدینگی مواجه است. بنابراین رشد قیمتها میتواند بیشتر از آنکه ناشی از افزایش مصرف فولاد باشد، نتیجه افزایش هزینه تولید، رشد نرخ ارز و فشارهای تورمی از سمت عرضه باشد. ناترازی انرژی نیز یکی از مهمترین عوامل محدودکننده کاهش قیمت فولاد محسوب میشود.
محدودیت برق و گاز، ظرفیت تولید فولاد را تحت فشار قرار میدهد و کاهش عرضه در شرایطی که هزینههای تولید نیز رو به افزایش است، میتواند مانع از شکلگیری یک روند نزولی پایدار شود. بههمیندلیل، حتی اگر تقاضای مصرفی ضعیف باشد، کاهش محسوس قیمت فولاد نیازمند تغییر همزمان چند متغیر از نرخ ارز گرفته تا هزینه انرژی و شرایط تولید است.
بازار شمش و میلگرد در مقطع فعلی در نقطه حساسی قرار گرفته است. شمش ۶۷.۵ هزار تومانی به سقف محاسباتی حدود ۶۹ هزار تومان نزدیک شده و میلگرد نیز پس از عبور از محدوده ۷۲ هزار تومان، در حال حرکت به سمت بازهای است که فاصله منطقیتری با قیمت ماده اولیه ایجاد کند. برآورد مطرحشده در بازار این است که میلگرد در صورت تداوم شرایط فعلی میتواند در محدوده ۷۵ تا ۷۸ هزار تومان به یک مرحله اشباع نسبی برسد.
- نویسنده: ahanonline

























































































