دعای مادر چگونه جان “امیر امامی‌راد” را در پست دیده‌بانی جنگ نجات داد
دعای مادر چگونه جان “امیر امامی‌راد” را در پست دیده‌بانی جنگ نجات داد

امیر امامی‌راد با روایت خاطراتی از دفاع مقدس، از ایمان، ایثار و حماسه رزمندگانی گفت که تاریخ را ماندگار کردند.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، دفاع مقدس تنها یک دوره تاریخی هشت‌ساله نیست؛ گنجینه‌ای عظیم از ایمان، فداکاری، ایثار و انسان‌هایی است که در سخت‌ترین شرایط، از آرامش و امنیت امروز این سرزمین دفاع کردند. روایت‌های پیشکسوتان این عرصه، بخش مهمی از حافظه تاریخی ملت ایران را تشکیل می‌دهد؛ روایت‌هایی که در دل خود درس‌هایی از توکل، صبر، مقاومت و عشق به وطن دارد.

پیشکسوتان دفاع مقدس، راویان زنده روزهایی هستند که در آن انسان‌هایی با دستان خالی اما با قلب‌هایی سرشار از ایمان، در برابر دشمن ایستادند. خاطرات آنان نه‌تنها بازگوکننده میدان‌های نبرد، بلکه روایتگر فرهنگ و روحیه‌ای است که نسل‌های آینده باید آن را بشناسند.

در آیین تجلیل و تکریم پیشکسوتان جهاد و مقاومت استان کردستان، امیر سرتیپ دوم بازنشسته «خالد امامی‌راد» رئیس کانون بازنشستگان ارتش جمهوری اسلامی ایران در استان کردستان به خاطره‌گویی پرداخت؛ اقدامی که فرصتی برای گرامیداشت یاد و خاطره حماسه‌آفرینان دوران دفاع مقدس و شنیدن روایت‌های ماندگار آنان بود اما فضای جلسه پر از اشک و همه متاثر شدند.

امیر امامی‌راد در این مراسم ضمن قدردانی از برگزارکنندگان این آیین اظهار داشت: از همه بانیان برگزاری این جلسه و همه عزیزان و رزمندگانی که در راه خدمت به این آب و خاک تلاش کرده‌اند، تشکر و قدردانی می‌کنم.

وی در ادامه با بیان خاطراتی از دوران دفاع مقدس، به نقش ایمان، توکل و دعای خیر خانواده‌ها در مسیر رزمندگان اشاره کرد و گفت: یکی از خاطراتی که هیچ‌گاه از ذهنم پاک نمی‌شود، مربوط به دعای مادرم است. زمانی که عازم جبهه بودم، مادرم دعایی با پارچه کوچک سبزرنگ را که از یک سید گرفته بود، به من داد و گفت: پسرم، این را همیشه همراه خودت داشته باش؛ این گلوله‌بر است.

وی افزود: آن دعا را در جیبم گذاشتم و همیشه همراه خود داشتم. یک شب که به عنوان دیده‌بان مشغول انجام وظیفه بودم، متوجه شدم دعا از جیبم افتاده است. دو همرزمم که در کنارم بودند خواب بودند، بنابراین خودم پایین رفتم تا دعا را پیدا کنم.

امیر امامی‌راد ادامه داد: دعا را پیدا کردم، آن را تمیز کردم، بوسیدم و دوباره داخل جیبم گذاشتم. لحظاتی بعد همان محل دیده‌بانی زیر آتش و بمباران قرار گرفت. وقتی پس از چند دقیقه بلند شدم، متوجه شدم منطقه‌ای که در آن حضور داشتم مورد اصابت قرار گرفته است و آن اتفاق را لطف خدا و دعای خیر مادرم می‌دانم.

همه با شنیدن این خاطره اشک ریختند.

رئیس کانون بازنشستگان آجا در کردستان در بخش دیگری از سخنان خود خاطره‌ای از یکی از همرزمانش در دوران دفاع مقدس بیان کرد و گفت: یکی از رزمندگان ما که اهل اصفهان بود، در جزیره مجنون حضور داشت. شرایط بسیار سخت بود و پشه‌ها روی دست و پای او می‌نشستند.

وی بیان کرد: او به جای ناراحتی، پشه‌ها را کنار نمی‌زد و می‌گفت: «بگذارید بخورند، این‌ها هم بالاخره روزی می‌خورند.» سپس دست‌هایش را بلند می‌کرد و می‌گفت: «خدایا شکر.»

امیر امامی‌راد با اشاره به سرنوشت این رزمنده خاطرنشان کرد: این عزیز در روزهای پایانی جنگ، در جاده اهواز ـ خرمشهر و در آخرین حمله عراق، هنگام تلاش برای بازگشت و عبور از منطقه، توسط دشمن به شهادت رسید. خداوند روح این شهید بزرگوار و همه شهدای دفاع مقدس را قرین رحمت کند.

امامی‌راد خاطرنشان کرد: این روایت‌ها بخشی از تاریخ واقعی دفاع مقدس است؛ دورانی که بسیاری از مردم با ساده‌ترین انگیزه‌ها و در پاسخ به احساس مسئولیت، قدم در راهی گذاشتند که پایان آن به ایثار و شهادت ختم شد.

یادگار دوران دفاع مقدس در پایان بار دیگر از مسئولان، برگزارکنندگان مراسم و همه کسانی که برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره رزمندگان تلاش می‌کنند، تقدیر و تشکر کرد و گفت: خاطرات این عزیزان سرمایه‌ای ارزشمند برای حفظ فرهنگ ایثار و مقاومت است.

انتهای پیام/

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]