خاکسترهای داغ ۱۳ شهریور؛ روایت حضور روحانی جوان در فاجعه فردوس
خاکسترهای داغ ۱۳ شهریور؛ روایت حضور روحانی جوان در فاجعه فردوس

زلزله فردوس در ۱۳ شهریور ۱۳۴۷، صحنه‌ای از ویرانی بود؛ اما حضور روحانیت، امید را زنده کرد.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، ۱۳ شهریور ۱۳۴۷ برای مردم فردوس، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روزی است که زمین زیر پای شهر لرزید و بخش بزرگی از خانه‌های خشت و گلی را بر سر ساکنانشان آوار کرد. زلزله‌ای مهیب که بنا بر گزارش‌های تاریخی، بیش از هزار نفر را به کام مرگ کشاند و صدها نفر را مجروح و هزاران خانواده را داغدار و بی‌خانمان کرد.

فردوسِ آن روز، شهری بود که در چند لحظه چهره‌اش تغییر کرد؛ کوچه‌هایی که تا ساعاتی پیش محل رفت‌وآمد مردم بود، زیر تلی از خاک و خشت مدفون شد و صدای شیون بازماندگان با صدای جست‌وجوی امدادگران برای یافتن مجروحان درهم آمیخت.

اما در دل این فاجعه، روایت دیگری نیز شکل گرفت؛ روایت مردمی که در سخت‌ترین شرایط، دست یکدیگر را گرفتند و روحانیونی که حضورشان تنها به بیان همدردی محدود نماند.

در میان این چهره‌ها، حضور آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، ( آقای شهید ایران) که در آن زمان روحانی جوانی بود، در مناطق زلزله‌زده فردوس و کاخک، به یکی از روایت‌های ماندگار این حادثه تبدیل شد. او با شنیدن خبر فاجعه، راهی منطقه شد و در کنار مردم و گروهی از طلاب و نیروهای مردمی قرار گرفت.

اهمیت این حضور را باید در شرایط آن روزها فهمید. نه از امکانات گسترده امداد و مدیریت بحران امروز خبری بود و نه شبکه‌های ارتباطی و لجستیکی کنونی وجود داشت. جاده‌ها درگیر مشکلات ناشی از حادثه بودند و دسترسی به مناطق آسیب‌دیده آسان نبود. در چنین شرایطی، حضور در میدان و سازماندهی ظرفیت‌های مردمی، خود بخشی از فرآیند امدادرسانی محسوب می‌شد.

آنچه از این روایت اهمیت بیشتری دارد، تبدیل همدلی فردی به یک حرکت جمعی است. حضور روحانیون و نیروهای مردمی در کنار آسیب‌دیدگان، زمینه‌ای برای جمع‌آوری و توزیع کمک‌ها، رسیدگی به نیازهای اولیه و تقویت روحیه بازماندگان فراهم کرد.

این تجربه را می‌توان یکی از نمونه‌های تاریخی شکل‌گیری همان چیزی دانست که سال‌ها بعد در ادبیات جمهوری اسلامی از آن با عنوان «روحیه جهادی» یاد شد؛ الگویی که در آن، مسئولیت اجتماعی صرفاً در چارچوب سازمان‌های رسمی تعریف نمی‌شود و مردم، نهادهای دینی و نیروهای داوطلب در کنار یکدیگر برای حل مسئله وارد میدان می‌شوند.

فردوس در آن روزها بیش از هر چیز به امید نیاز داشت. مردمی که خانه و عزیزان خود را از دست داده بودند، تنها به چادر، غذا و دارو احتیاج نداشتند؛ آنها نیازمند این اطمینان بودند که در میانه فاجعه تنها نمانده‌اند.

از این منظر، حضور یک روحانی جوان در میان مردم، فارغ از جایگاه سیاسی سال‌های بعد او، واجد یک پیام مهم اجتماعی است: در لحظه بحران، فاصله میان مردم و خدمتگزاران واقعی آنان نباید وجود داشته باشد.

زلزله فردوس همچنین نشان داد که یک بحران طبیعی می‌تواند به آزمونی برای سنجش کارآمدی، همبستگی و مسئولیت‌پذیری جامعه تبدیل شود. فاجعه، ظرفیت‌های پنهان جامعه را آشکار می‌کند؛ از یک سو ضعف‌ها و کاستی‌ها را نمایان می‌سازد و از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی و توان مردم برای ایستادن در کنار یکدیگر را به نمایش می‌گذارد.

امروز، بیش از نیم قرن پس از آن حادثه، بازخوانی زلزله فردوس نباید صرفاً به تکرار آمار تلفات یا مرور تصاویر ویرانی محدود شود. ارزش تاریخی این واقعه در درس‌هایی است که برای نسل‌های بعد باقی گذاشته است؛ درس همدلی، مسئولیت‌پذیری، حضور در میدان و اعتماد به ظرفیت‌های مردم.

فردوس دوباره ساخته شد، اما خاطره آن سیزدهم شهریور در حافظه مردم باقی ماند؛ خاطره روزی که زمین لرزید، خانه‌ها فرو ریختند و زندگی هزاران نفر زیر آوار ماند، اما در میان همان ویرانه‌ها، جلوه‌هایی از همبستگی و خدمت شکل گرفت.

روایت حضور آیت‌الله خامنه‌ای در آن حادثه نیز از همین زاویه قابل تأمل است؛ روایتی از روحانی جوانی که در روزهای سخت، خود را به میدان حادثه رساند و در کنار مردم قرار گرفت. این خاطره، فارغ از همه تحولات سیاسی سال‌های پس از آن، بخشی از تاریخ اجتماعی زلزله فردوس و تجربه مواجهه جامعه ایران با یک بحران بزرگ است.

سیزدهم شهریور ۱۳۴۷ یادآور این حقیقت است که در برابر فاجعه، تنها دیوارها نیستند که باید دوباره ساخته شوند؛ اعتماد، امید و پیوندهای اجتماعی نیز نیازمند بازسازی‌اند. فردوس از زیر آوار برخاست و نشان داد جامعه‌ای که سرمایه انسانی و روحیه همدلی خود را حفظ کند، می‌تواند حتی از دل یکی از تلخ‌ترین حوادث، مسیر دوباره‌ای برای زندگی بسازد.

بهار انصاری: خبرنگار و فعال رسانه ای

انتهای پیام/۲۵۴

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]